بازدید امروز : 69
بازدید دیروز : 97
با فرهنگ زود باوری مبارزه کنیم
مدتهاست در طول نوشته های خود بارها وبارها به مسئله وامر زود باوری در فرهنگ جامعه ایرانی اشاره بسیار در نوشته هایم کردم .وبارها وبارها هم به مبارزه علیه این پدیده اجتمایی اخلاقی اشاره کردم که ما باید به قدرت تخشیص مردم از هرزاویه بخوبی بیندیشیم و به تقویت این توانایی و تفکیک حق وباطل بپردازیم ،تا فرهنگ وباور جامعه ایرانی با نوعی نگرش روشن و دیدگاهی عمیق همراه شود تا در باروری افکار وهدفهای اجتمایی و سیاسی و فرهنگی خود در طول زندگی کمک فراوانی شده از ذهنیت پیشین خود خارج شده و دنیای تازه ای از شناخت و معرفت اجتمایی به برترین نتایج ممکن برسد واین مبارزه اولین قدمی است که ایرانیان را به راه ومرتبه اخلاق وفرهنگی که هرگزبه آن دست نیافتند می رساند . نابود کردن این حس زود باوری که این حس و این باور در جامعه ایرانی به تحقق نخواهد پیوست مگر اینکه عده ای ازایراینان برای رسیدن به این درجه ازمیزان قدرت تفکر مردم جامعه تلاش مستمر ودلسوزانه به جا آورند . که اگر چنین امری از نقطه ای از کار افراد فرهنگ ساز صورت نگیرد، این پدیده شوم ویران کننده اخلاق ومنطق انسانی روزبروز به بی فرهنگی وبی ثباتی اذهان مردم دامن زده وگریبانگیرشان می گرداند . بطور مثال من به عنوان یک فرد فعال فرهنگی در جامعه با توجه به اینکه بطور اصولی و حقیقی سعی می کنم در همین وبلاگ ازگوشه ای به این امر بپردازم که اینکار مشوق دیگران نیز باشد .مثالی می زنم . مثلا این مسئله در تلویزیونهای سیاسی بخوبی مشهود است که قبلا نیزبه آن مفصلا اشاره کرده ام . با اینکه به هیچ عنوان نمی خواهم به هیچکدامیک ازانان اهانتی کرده باشم ویا هیچکدامیک از انها را رد کنم .زیراهمه انها هموطن من هستند ازصمیم قلبم دوستشان دارم واینها نیز با توجه به اینکه برای امال وارزوهای خود در گوشه ای از این دنیا فعالیت می کنند یک گوشه ای از کار را در دست گرفته اند .اما با توجه به احترامی که به همه آنهاقائل هستم باید بگویم هیچ تلویزیون سیاسی قادر به این ادعا که می خواهند ایران را ازد کنند به تنهایی نیستند. همانطور که تا کنون قادر نبوده و اینکار را نتوانستند بکنند اگر اصطلاح آزاد سازی را بکار می برم برای این است که این اصطلاح در بین اذهان عمومی جا گرفته است . اما در جایگاه خود افرادی بودند که در راه چنین ارزویی سرمایه ها کلان نیز خرج کردند و شاید زحمت فراوان کشیدند اما با توجه به پیچیدگی و محال بودن این امر برای انها از نظر اینکه در حیطه توانایی آنها نیست ، گفتن چنین ادعایی با صراحت امری دروغ و واهی است. حتی کسانی که می گویند من تا دو ماه دیگر در ایران هستم چرا ؟ چون اینها در انسوی ایران نزد امریکایی ها هستند و امریکایی ها هم با توجه به نوع روند کار خود وعده های را ازتاریخ به این افراد می دهند و این افراد نیز اگر توجه کنید از ماههاپیش مدام ادعا می کنند این ماه نه ماه دیگرایران را ازاد می کنیم .این ادعاها برای این گفته می شود که اینها با امریکایی ها در تماس هستند و انها این افراد را مورد بازی خویش قرار داده ویا حتمال می دهند مثلا تا سه ماه دیگر کار ایراینان را ردیف کرده و ایران را ازاد می کنند .اینها همش برای این است که بعضی ازاین مدیران به مردم و دوستان وافرادی که به انها پول داده ویا کمک مالی می کنند تحت چنین وعده هایی به دادن کمک های مالی خود ادامه دهند .تازه حتی اگر مثلا پس از دوماه ویا نه سه ماه ویا حتی شش ماه بعد هر اتفاقی که در داخل ایران بیافتد ربطی به نوع فعالیت این تلویزونها ندارد و این افراد تنها با نشان دادن تصویر ویا اجرا و یا تحلیلمی توانند گوشه کوچکی ازاینکارکه بر ان ادعا می کنند بگریند نه تمام زاویه های انرا . بنابر این قادر به انجام چنین کاربزرگی نیستند و صرفا از اعتماد و سادگی مردم سوء استفاده می شود .پس از اینمن شخصا هوشیاری را به مردم در اینده در همین وبلاگ خواهم داد و تایید هر شبکه ای بنابه درستی گفتار وصداقت در کلامش به میزان کاری که انجام داده سنجیده شده تا مردم مورد سوء استفاده اخلاقی و رسانه ای قرار نگیرند .حتی اگر به خیزش مردم نیز منجر شده باشد . چرا؟ زیرا خیزش تنها هرگز بقا وتداوم و شکل گیری قوی برای اینکار نیست و تنها به عنوان عامل تحریک مردم و هیجانات روحی انان می شود وجنبه زیر بنایی در این کار را ندارد . ویا اینکه مثلا اگر روزی دیدید که تلویزیونی همینطور با نشان دادن عکس و کاریکاتور و و پخش صدا و شکوه مردم ادعا کردکه برای کشور ایران به تنهایی کاری کرده باور نکنید . زیرا نشان دادن کاریکاتور و یا پخش صدای مردم منجر به ان کاربزرگی که انها ادعایش را می کنند نیست و اینگونه ازشبکه ها از بعدی و در جایگاهی از رسانه ها تنها قادر هستند تاثیر اندکی از نظر دفع ترس در دل مردم از خود بجا بگذارند یا اینکه خرافه زدایی کنند که بسایر عالی است . اینرا را برای این می گویم که وبلاگ من در مرکز انتشار خبر در کل ایران در معرض دید مردم قرار گرفته است . زیرا از هر شهر و منطقه ای که حساب کنید در معرض دید وانتشار اخبار از طریق همین وبلاگ هستند . با توجه به اینکه گروه زیادی از خوانندگان و بلاگم ازافراد فعال روزنامه نگار و مطبوعاتی هستند که بسیار هم افرادی فهیم و هوشیارند که من در همین وبلاگ در صورت بروز چنین ادعای واهی از سوی هر شبکه تلویزیونی به محض مشاهده و یا شنیدن چنین دروغهای بزرگی ازهر کدامیک ازآنها مطلبی در خصوص آنها با قید دلیل و منطق کارشناسانه ازسوی روند وحرکت کاری انها برای مردم خواهم نوشت، تا مردم آگاه شوند و احیانا گول ویا فریب گفته های افرادی را که بیش از اندازه در دایره افکار خود مردم را افرادی ساده لوح جلوه تلقی می کنند به فریب دادن مردم نپردازند. .تا به این ترتیب مثلا شبکه ای که اگر پانزده سال در حال فعالیت بوده و در طول این پانزده سال میزان قابل توجهی از مردم پول دریافت کرده تا با گرفتن پول ویا کمک های مالی مردم علاوه بر اینکه دارای توانایی زیاد وممکن برای انجام چننی کاری را نداشته بلکه بامبنای چنین ادعایی از گروه زیادی ازمردم پول گرفته تا خودشان ومجموعه خودشان سرپا بوده و با گرفتن چنین کمک هایی فقط موفق شدند خود امرار معاش کنند . اینرا ازاین بعد نگاه می کنم و بررسی می کنم و برای مردم می نویسم تا افراد درغگو ومردم فریب مردم را با دادن وعده های دروغین مبنی بر انجام کاری که خود هرگز به تنهایی توانایی انجام انرا نداشته اند شناخته شده و به محض نوشتن مطلبی در این خصوص این خبر و نوشته ها در سطح تهران از طریق همین گزارشگرها و افراد فعال مطبوعاتی منتشر شده و کلام به کلام مردم بین هم منتشر می سازند . اینرا ازاین جهت پی گیری خواهم کرد که هم افراد راستگو وفعالان درستکار به جامعه معرفی شوند و هم اینکه میزان کارایی و تاثیر گذاری این شبکه ها در ادعایی که به ان دارند بر همگان ثابت شود ودر این میان عده ای ازایرانیان با فریب یکدیگر جیب مردم بیچاره وساده دل را با دادن چنین ادعایی صرفا به دلیل فعالیت خود در شبکه ای خالی نکنند . عزیزانی که در آلمان ویا در انگلیس و یا درلس انجلس هستید سعی کنید به شعور و دارایی و اندوخته های خود احترام قائل باشید و در این راستا گول وفریب گفته افرادی را که در سخنوری استادند را نخورید . وقتی کسی در بین انها دقیقا به میزان توانایی خود ادعای راست کردند بیانگر صداقت و میزان درستی انان است .افرادی که به راحتی به هموطنان خود مثل اب خوردن دروغ می گویند اعتماد نکنید واین افراد نمی توانند دوستان صادق و صدیقی برای شما باشند . عده ای برای روی پا ماندن خود ناگذیرند از اعتماد و ایمان مردم به خاطر مشکلات و درگیری های زندگی ویا خواسته های مردم به انها وعده دروغ داده در حالیکه انجام توانایی کارهای بزرگ وسخت را ندارند . پس دارای و اندوخته های را که با زحمت زیاد در زندگی خود بدست می اورید را به دامن چننی افرادی نریزید زیرا این افراد با توجه به میزان توانایی خود در انجام کارهایی که ادعایی بر ان دارند باید به انچه ادعا می کنند دلیل قاطع و قانع کننده و محکمه پسندی داشته باشند .در غیر این صورت افرادی مردم فریب هستند و من شخصا این افراد را سریعا پس از شنیدن ادعاهایشان شناسایی کرده و از آنها مطالبی خواهم نوشت که این مطالب دقیقا کاملا کارشناسانه و دقیق در مورد نحوه عملکرد انها خواهد بود تا به این وسیله افراد سود جو و فرصت طلب برای مردم معرفی و شناخته شوند و با کمک گیری از سایر افراد این حس زود باوری فریب خوردن کم کم در جامعه ایرانی بر چیده شده و مردم بفهمند و افراد و ادعای انها را مبنی بر درستگو بودن ویا درغگو بودنشان بسنجند و هر کسی باید در ادعایی دارد انرا تمام وکمال به مردم ثابت کند . پس مثلا شبکه ای که پانزده سال ویا نه پنج سال است که در حال فعالیت هست هرگز نمیتواند به ان ادعا و کار مهمی که همواره از ان دم می زند تحقق بخشد ادعایی کنند . این مسئله و این امر بزرگ که هم اکنون دامن گیز اذهان مردم شده و به دلیل شرایط خاص و موجودی که در ایران وجود دارد اگر جلوی اینکار ازهمین حالا گرفته نشود ،این حس زود باوری و فریب خوردن باز هم بطور ریشه ای در ذهن مردم باقی مانده و هرگز جامعه ایرانی از این پدیده شوم رهایی نخواهد یافت . حالا در مقابل بین تحلیل گران و روزنامه نگاران باید این منطق بسیار قوی برای مردم تشریح شود. تا این منطق و باور از طریق مطبو.عات به مردم منتقل شود تا روحیه و ذهن مردم در جهت رودخانه زلال افکار به حرکت در امده و اجازه سود جویی و رسیدن به مقام وشهرت ناپایدار به هر فرد ناتوان ودرغگو داده نشود .بنابر این در اینده منتظر چنین مطالبی باشید تا این شبکه ها و این افراد از نظر روند نوع کار خود بهتر و قویتر برای مردم معرفی شوند تا عده ای از افراد فعال از دیدی روشنتر و قابل قبولتر به همه جریانات نگاه کنند . هر چند بعضی از خود تحلیل گران وروزنامه نگاران متاسفانه دیدگاه و قوه تشخیص خود را بر مبنای حسی که از افراد دریافت می کنند رقم زده و بنیاد نهاده اند که دیدگاهی بسیار غلط است . مثلا تحلیل گر و یا روزنامه نگاری که صرفا میزان تشخیص او بر مبنای حس درونی خود از نوع صدا و ارامشی باشد که دیگران به او می دهند یعنی قوه تشخیص وی ناقص عمل کرده و نوعی دایره افکار و تفکری او محدود و بسته بوده و قدرت تشخیص خود را بر مبنای حس روحی خود بر روی اشخاص بنیاد گذاشته است که این نوع هویت تشخیص و تفکیک متعلق به کسانی است که دارای دایره افکار وسیع ازمردم نیستند . یعنی ان چیزی را قبول وباور دارند در برخورد با گفتگو با افراد جامعه که حس و درکیات فردی و محدود خود به او تحمیل می کند نه ان حقیقتی که وجود داشته و یا دارد . یعنی حتی روزنامه نگاران دچار نوعی وهم برتری قدرت تشخیص دارند و با خود گمان می کنند که چون صرفا در جامعه دارای تجربه و یا انعکاس خبر را داشته اند همه افراد رابا یک نگاه و یک دید شناخته و به نیات درونی و داخلی انها پی برده و بر مبنای همین باور برای خود به تحقیق می پردازند و اینگونه از افراد محقق ویا روزنامه نگار دارای دید عمیق و شناخت افراد نه از نوع حسیات فردی بلکه از نظر واقعیتات وجود فردی نیز نیستند و همواره افرادی درونگرا به حساب می ایند . مثلا یک روزنامه نگار هرگز نمیتواند منتقد یک کتاب رمان باشد .زیرا کتاب رمان دارای پیچیدگی ها وساختار مخصوص به خود می باشد که فقط خود رمان نویسهای قوی و یا محققان اجتمایی و فرهنگی قادر به اینکار هستند .اما ازانجایی که در جامعه ایرانی هیچ جیز بطور تخصصی ویا اصولی دارای جایگاه خود نمی باشد هر فردی که منتقل کننده چند خبر در مطبوعات می باشد شده تحلیل گر و منتقد حرفه ای و اکثرا نیز وقتی یه داستان کوتاه ویا انشایی برای خود می نویسند خود را رمان نویس نیز مطرح کرده تا تحت لوای چننی ادعایی به منتقد بودن و یا تحلیگر بودن خود اصرا ورزد . برای همین است که مثلا وقتی رمانی را یک روزنامه نگار مورد تحلیل و بررسی قرار می دهد با شکست های زیادی برخورد می کند و می بیند که خیلی ازتحلیل ها ونقد انها با شکست برخورد می کنند . زیرا بهترین و مهمترین تحلیل گران مردم هستند زیرا با نویسنده رمان ومتن داستان انها ارتباط بر قرار می کنند از بعد کارشناسی هم . . اما در جامعه ما این مسئله فراگیر شده .وشخص خودم اصلا رقبتی به این ندارم که تحلیل گران و منتقدین ایرانی رمانهای مرا مورد نقد قرار دهند . زیرا در نقد ان دچار ضعف خواهند شد چون دیدگاه نگارشی و تالیف رمانهایم کمی متفاوت بوده وخوشحال می شوم منتقدین مقیم خارج ازایران این کار رانجام دهند . در بیان کلیه مطالب این پست اشاره کرده به اینکه همه دست در دست هم بدهند واین حس زود باوری و رفتار عوام فریبانه عده ای از هموطنانمان برای همگان اشکار شده و ازهمین نقطه سر این رشته را بگیریم وبرویم جلو . زیرا عده ای در حال سود جویی ومنفعت طلبی خود خارج از واقعیت و توانایی خود ادعایی می کنند که مردم ساده دل و زود باور فریب خورده و مقداری از اندوخته ها و دارای های خود را در این راستا از دست می دهند. برای اسم در کردن و بدست اوردن شهرت و مقام کاذب برای افرادی ناتوان که باید جلوی این کار گرفته شود که منتقدین و تحلیل گران و روزنامه نگاران نقش بسیار موثری در اینکار را دارند .
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
بایگانی
اشتراک