بازدید امروز : 70
بازدید دیروز : 97
بخواب من برایت می نویسم .
جز نوشتن کاری نمی توان کرد . انقدر می نویسم تا اشک ازنوک قلمم تراوش کند تا تو با آوای قلم من آسوده تر جان بسپاری . می دانم شبهای بی کسی و خیابان گردی و ترد شدن از عاطفه زن وفرزند تو را بارها وبارها لرزانده وتکان داده است . می دانم هزاران بار گریه آهسته در دل کردی و صدای گریه ات را فقط نفسهای در سینه تکیده ات شنیدند . خرمی چهره ات دیگر در چهره آیینه حتی روی غبارها ی هوا را نیز سفید ساخته است . می نویسم تا نفرین قلمم مسببین شور بختی هایت در آتش عذاب وجدان هزاران بار با ندای وجدان خویش بسوزند و بسازند . می نویسم توآرام بخواب و آرام بمیر . اینگونه آسوده تر می میری . افسوس که علی (ع) در دوره عصر ما نیست که بازوان خسته و بی نایت را گرفته بلندت کند و از کوله بار توشه خویش تو را نیز بهرمند ساخته ، لبخند شادی بر لبانت بنشاند .علی (ع) شیر مردان نیست تا خرمای شبهای گرسنگی خودش را به تو بخشیده و خود سر گرسنه بر بالین بگذارد . افسوس پیامبر اکرم نیست تا با شانه های خسته اش سنگ واجر بدوش کشیده تا مکانی برای اسایشت بسازد . با دستهای پینه بسته پیامبری اش دست نوازش بر سر شوریده حالت کشیده تا توبه شرم مهربانی هایش به وجد آمده آغوش سیاهی و تباهی را رها ساخته ، زیرطاق نور خداوند قدمهایی استوار برداری و بر دامن خانواده ات خرسند و راضی زندگی کنی . افسوس علی ( ع) نیست تا خود سنگ بر شکم بسته تا توان گرسنگی را بر جان خویش راحتر تحمل کند و نان شب خود را مهمان سفره خالی تو گرداند . اسوده وارام بمیر که دست شیطان زیر خنجر خداوند قرار گرفته وهر آن خشم خدا بر فرق سر مواد فروشان و توزیع کننده آن فرود خواهد آمد . توبخواب من برایت می نویسم . چون خدا می خواهد که بنویسم که اگر نمی خواست نمی توانستم بنویسم .قدرتمندان جهانی خواندند یا بلندتر بگویم تا بشنوند .

.............................................................................................................
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
بایگانی
اشتراک