بازدید امروز : 131
بازدید دیروز : 172
برتری قدرت فکری زنان بر مردان در جهان
اینک جهان نیازمند عاطفه زنان است نه عقل وخرد مردان
.........................................................................
مطلبی را که می نویسم قسمتهایی از یکی ازکتابهای غیر رمانی من هست که برای شما عزیزان گذاشتم که دراین فضا این مطلب وبخونید در صورت تمایل کتابمو تهیه کرده ومطالب دیگر اونومطالعه کرده وبخوانید .
...................................................................
اززمانیکه هنوزشکل زندگی انسانها با وجود یک مرد ویک زن شکل گرفت ، به دلیل تقسیم بندی کاربین زن ومرد در عرصه زندگی کارهای سختی که نیاز به بازوی قوی داشت مانند شکار کردن حیوانات ،ساختن خانه های چوبی ویا سنگی وغیره به مردان تعلق می گرفت وکارهای به قول همه آسان تر مانند پختن غذا ،تربیت فرزندان ،شستن ظرف ورخت ولبهاسهای کودکان ومردان خانواده به زنان محول می گشت.ازهمان زمان مردان وقتی به ماهیچه های خود نگاه کردند با خود گمان کردند که نیروی آنان بیش اززنان است وهمین قدرت جسمانی مردان آنان رابراین واداشت که همه امور کارها را به دست خود گرفته و به این ترتیب حس تسلط طلبی بر زنان در ژن آنها ازهمان زمان غار نشینی در آنان نهفته گشته واین طرزفکر رفته رفته با شکل گیری جوامع کوچک و چادر نشینی وپس ازآنان تشکیل شهرهای بزرگ و .بعد ازآن در عصر کنونی پیدایش وتشکیل وتقسیم بندی کشورها به وجود آمد . این تسلط طلبی وادعای مردان همواره دور چنین محور وباوری بود که گمان می کردند تمام امور و زمام کار مدیریت های مهم وحتی کشور داری را نیز خود به عهده گرفته وبه زنان همان نقش خدمتکاری درمنزل وشستن ورفت وروب خانه را محول ساختند . این تقسیم بندی تا جایی پیش رفت که این معیارپس ازگذشت هزاران سال بطور یک عادت وقانون بین المللی گشت وهروقت مردان می خواستند نیرو واقتدارخود را به هر شکلی توجیه کنند ، ازبرتری توانایی های فکری خود بر زنان ادعا نموده ودم می زدند ومی زنند . زنان نیز برمبنای اینکه این تلقین را هزاران سال بر آنان روا داشته بودند وانها نیزآنرا باور داشتند ودارند ، درگوشه ای نشسته وتنها در مواقعی وارد میدان می شوند که مردان به آنان ازدور اشاره کرده واجازه مدیریت ویا حضور در بعضی ازکارهای مهم وارد شوند . و در گوشه و کناری ازمقطع اجتمایی گاه گاهی به مدیریت بخشهای کوچکی که دربعضی ازسازمانها به انان محول می گشت ومیگردد ،اشتغال بورزند . این درحالی است که طول گذشت زمان وتاریخ ثابت نموده که قدرت فکری زنان برترازمردان بوده علاوه براینکه نیروی عاطفه نیزدر آنان قویتر ازمردان وجود داشته ودر سرشت باطنی آنان خلق گشته . درامور کشور داری و اعمال سیاستهای بزرگ همواره مردان پش قدم وتصمیم گیرنده بودند وهستند . این در حالی است که عملا در جامعه کوچک ایلی و یا قومی ومحلی به همه ثابت شده که زنان حتی بی سواد ویا کم سواد دارای چه مدیریت وتوانایی جسمی قوی ازهر نظر در شالیزارهای برنج کاری می باشند ،چه برسد به زنان تحصیلکرده که دارای استحکام واقتدار فکری و مدیریت صحیح ،تربیت فرزندان ، کسب در آمد ،و سایر توانایی هایشان می باشند واین را زنان طی گذشت قرنها عملا در جهان به مردان ثابت نمودند . درزندگی شهر نشینی زنان دراثر بروز مشکلات فراوان اقتصادی وناتوانی مردان نه مثل سابق که نقش خدمتکار بودن را درخانه به عهده بگیرند،بلکه با بدوش کشیدن وظایف سخت زندگی مثل کارکردن دراداره جات ،سازمانها ،به همراه مسئولیت همسر داری وبزرگ کردن فرزندان بازهم عملا ضعف مردان در جامعه نسبت به مردان اثبات گشت .حقوق مدنی و قضایی زنان عمری بر مبنای این شعار که زنان چون درخانه مشغول به کار هستند و وظیفه مردان نسبت به تعهد وبارزندگی سنگین تر از زنان است برباد رفت .در تقسیم بندی ارث والدین و سایر حقوق مدنی وقضایی زنان مظلومانه به هر آنچه قوانین ظالمانه مردان بر آنان عمری حکم کردند ، سوختند وساختند ودم نزدند. عالمان دینی ومبلغین نیزهم فرومالیته وهرباربطور تکراری شرایط هزاران سال پیش را که زنان ومردان در خصوص تقسیم بندی کار وسبک وسنگینی آن که مورد محاسبه قرار می دادند را در بخشهای مختلفی ازبرنامه ها ی رسانه ای ویا مطبوعاتی و یا کتب ها منتشر شده ذکرکرده و اگر هزاران سال دیگرخداوند به اینان عمرببخشد باز همان شرایط وخصوصیات زندگی هزاران سال پیش مردان وزنان را جاری کرده وبر اجرای همین احکام مصرانه استوارند .گویا حس پیشرفت وارتقای فکری درآنان جرقه نزده ولحظه ای منصفانه به زنان در چنین موقعیت اجتمایی که بیش ازمردان کارکرده ومسئولیتهای اجتمایی وفرهنگی واقتصادی کشور را بردوش می کشند نگاه نکرده با وضع قوانین تازه و مدرن تر لااقل در محدوده اقتدارخود وجدان انسانی خود را بیدار نکرده و حقوق زنان ومردان را به مساوات قرار نمیدهند .انگاردنیا با سرعت مثلا یک جت در حال حرکت وپیشرفت است اما قانونگذاران کشور ما ویا سایر کشورهای اسلامی وغیره هنوزباسرعت مثلا یک ماشین ژیان درحرکتند. بزرگ مردان سیاستمدار جهان تنها با زدن کراوات وپوشیدن یکدست کت وشلواروتمرین راه رفتن و ژستهای زیبای سیاسی فقط در حال مانور دادن وبه یاد بازیهای کودکانه دوران نو جوانیشان که مثلا در کوچه پس کوچه ها که با همسالان خود تفنگ بازی می کردند دربزرگسالی نیزبا همان حس هیجان وقدرت طلبی به جان هم افتاده و این یکی دولت مرد با آن یکی دردیاری دیگر دائما برای کشورگشایی و کم کردن روی یکدیگر در جنگ وستیزند . عاقبت ادعای برتری قدرت مردان برزنان جهان اینچنین درحال متجلی شدن است خوب تماشا کنید .در جنگهای جهانی که عده ای ازمردان که در سریر قدرت نشسته وحکم فرمایی می کردند به خاطر تصمیمات غلط ازروی خشونت خونهای چه زنها و بچه ها که ریخته نشد . برای توجیه چنین اعمالی هیچ دلیلی غیرازخود خواهی، کشورگشایی و تسلط طلبی بریکدیگربین مردان دولهای مختلف وجود ندارد . عده ای از دولت مردان با اتخاذ مثلا سیاستهای درست ومصلحتی برای کشورهایشان مسبب جنگها وریخته شدن خون های میلیونها زن وکودکان شدند. مثل جنگ جهانی اول و دوم . بازدرحکم قضاوت در اماکن قضایی عمری این شعارتوسط مردان در جهان القا ومنتشر شد که مردان به دلیل اعمال تصمیمات و قضاوت وحکمرانی چون برمبانی عقل وخرد پیش می روند برزنان برتری دارند . اما گذشت زمان وطول تاریخ درعصرهای مختلف خط بطلانی براین ادعا کشید چون داریم می بینیم چه قضاوتهای ظالمانه ودوراز انصاف وخارج ازقوانین انسانی که در دادگاهها بر علیه زنان ویا خود حتی مردان اعمال میشود .قاضی هایی که نه برمبنای عقل وخرد فقط برمبنای پاره ای روابط دوستانه در حال حکم راندن هستند . عقل وخرد که ندارند هیچ عاطفه نیزندارند ( البته منظورم عده ای خاص هستند داریم قاضی های شریفی که هرگز شرف وسوگند یاد شده اشان را درروزقبل ازگرفتن پروانه قضات ازمراتب بالا قبل ازاشتغال به قضاوتشان را فراموش نکرده تا آخر عمر قاضی هایی عادل و باشرف زندگی کردند ومردند وحتی گروه زیادی در قید حیات هستند )که اصلا منظور نظرم آنان نیستند . حاکمان ،پادشاهان ، رئیس جمهوران وسایرمردان بزرگ حتی رهبران همواره مسئولیت حساسترین قسمت کارامور وزمام کار خویش را ازبین مردان انتخاب می کردند ومی کنند .مثلا وزیران ومعاونین ،مشاورین ، دست چپیها ودست راستیها همه ازجنس مردان بودند وهستند که چقدر ساده وزیبا در طی گذشت قرنها سال همین انتخاب شده ها ازحنس مرد چه خیانتها وکم کاریها ودزدیها که نسبت به همین ابر مردها اعمال نکردند . هر گز در این راستا اززنان استفاده نکرده و به قدرت تفکرمدیریت وفاداری، داشتن احساس وعاطفه درآنان نیاندیشیدند . هرگزبه فکرشان خطور نکرد مثلا اینهمه وزرای مرد ومدیران مرد آمدند ورفتند اینگونه عمل کردند مدتی نیز زنان مقتدر وباهوش وکاردان را وارد عرصه پیکار اجتماع کنند تا شاید نتیجه ای مطلبوب تربگیرند . البته حس خیانت ،عدم توانی لازم ویا هر کوتاهی وکم کاری های دیگر درزنان نیزغیر ممکن نیست و سرزدنش ازآنان ممکن است اما هستند زنانی که کمترازمردان وسوسه خیانت قرار می گیرند . زیرا حس خیانت هنگامیکه نیرویی به نام عاطفه در وجود کسی شکل تکامل یافته ای دارد کمتر تحریک شده و درزنان با ارتکاب به این جرم بر اساس همان حس به خاطر عذاب وجدان زنانه عاطفه کمتررخ می دهد . زنان وقتی یکبار درعرصه مدیریت شسکت می خورند سریعا به فکرجبران آن بر امده وهرگز دوست ندارند به ناتوانی در کار خود متهم شوند .اما عدم مدیریت صحیح درمردان همیشه به نقطه ای غیرقابل جبران رسیده که دربیشتر مواقع مردان چون به فکر مال اندوزی و کسب درآمد عالی برای خود واینده هستند، زیاد به فکر ابتکارعمل و ارتقای شغلی برای خود نیستند و به محض اینکه پستی به آنان داده می شود تحت شرایط و روابط دوستی وقومی در جوار کار خویش به پایین ترین حد ممکن مدیریت کرده همیشه درکارهای محول شده به آنان می بینیم که دارای چه نقاط ضعفی هستند وتنها به فکر بدست آورند فرصتی برای مال اندوزی و بدست اوردن پولهای کلان حالا به هر قیمیتی هستند می باشند . چه خوب می شد مدیران و قانونگذاران گاه گاهی وقتی به منزل خود مراجعه کرده ، درکارهایی که با شکست مواجه شده اند با همسران در حال آشپزی کردن خود مشورت کرده وازهوش وزیرکی وتوانایی عقلی وفکری آنان نیز در حل مشکلات خود استفاده کنند وببیند این زنان چه وزرای خوبی چه مشاورین توانا و چه انسانهای وفا داری بیشترازکارمندان وزیردستان خود هستند که تمام رموزهمسران خویش را در کلیه مسائل اداری و حقوقی و قضایی تنها در کنج قلب خویش مخفی ساخته و مشاورین خوبی برای پیشبرد اهداف اقتصادی وسیاسی آنان هستند .
چه خوب بود که فقط در مدت کوتاهی از زمان بطورموقت همان اموروزمامی راکه مردان در دست دارند و نمی توانند ازعهده کارها به خوبی بر آیند به زنان محول می گشت تا بفهمند قدرت وفکری زنان چقدربیشترازمردان است . و به جای تفنگ بازی که ابر مردان جهان در حال انجام آن هستند و این حس را از کودکی با خود به همراه داشته دست ازکرده های خویش برداشته، با عاطفه ومحبت زنان سکان زمام داری جهان را به بهترین شکل خود اداره گنند. شاید به خاطره توحه به همین حس عاطفه که در زنان بطور فطری توسط خداوند آفریده شده ، مردان در وضع قوانین جهان ازآن چشم پوشی کرده اند بتوان بهترین ووالاترین نتایج را برای خود حاصل کنندشاید اینهمه زنان وکودکان زیرتانکها وتوپها تکه تکه نمی شدند . اینک در جهانی واقع شدیم که به خاطر عملکرد ناصحیح مردان ،جهان نیازمند عاطفه زنان است نه به عقل وخرد مردانی که عمری تنها شعارش را برزبان داشته اند .
........................................................

......................................
.........................
.............................................................................

لینک دوستان
بایگانی
اشتراک