بازدید امروز : 77
بازدید دیروز : 97

(بیوگرافی کاملی از کتایون کدخدایان)
او در سال ( ؟) پنجم مرداد ماه در شهر تهران به دنیا آمد . فرزند اول خانواده است چهار خواهر وبرادر تنی دارد و چهار خواهر وبردار ناتنی دارد . بعد از پشت سر گذاشتن دوره دبستان و دوره راهنمایی در رشته های هنر در عرصه های مختلف طبق علایق شخصی خود به فعالیت پرداخت . او به عنوان دختری که عاشق رشته هنر بود در همه زمینه های هنری که مربوط به دختران وزنان می شد به فعالیت پرداخت . از جمله این رشته ها دوره خیاطی ، گلدوزی ، کارهای دستی ،گل سازی، نقاشی ، ورزش ، رشته آرایش وگریم در سطح عالی و حرفه ای را پشت سر گذاشت . پس از پایان دوره متوسطه و اخذ دیپلم درسی خود در سن بیست سالگی در رشته آرایش و گریم و زیبایی بانوان تعلیم دیده وکار کرد و موفق به کسب درجه مربیگری شده و در سطح گسترده ای از این رشته به کار پرداخت . او از کودکی آرزو داشت نویسنده رمانهای ایرانی شده وشاعر شود وهردوی این استعدادهارا نهفته در خود از همان طفولیت در بر داشت و او در سن 18 سالگی عاشق کار تجارت کالا بود و دوست داشت روزی به عنوان یک تاجر زن در عرصه اقتصادی و بازرگانی به فعالیت گسترده بپردازد . در کنار علاقه بی حد او برای چنین فعالیت هایی عاشق نقاشی کردن بطور حرفه ای نیز بود . او هرگز نتوانست در رشته کار تجارت بازرگانی تحصیل کرده و به این رشته بپردازد اما به دلیل علاقه ای که به رشته رمان نویسی داشت در دوره دبیرستان به کار مقاله نویسی پرداخت و موفق شد به عنوان یک مقاله نویس به مدارج عالی در دبیرستان برسد . او هرگز موفق نشد در رشته مورد علاقه خود که کار نقاشی روی بوم بود دوره های عالی و حرفه ای این رشته را پشت سر بگذارد . اما این حس و علاقه را در رشته زیبایی و گریم در چهره های بانوان تجربه کرد . او هنگام کار کردن روی صورت حس می کرد در حال نقاشی است و عشق به نقاشی کردن را در هنگام گریم چهره ها بدست آورد و به این آرزوی خود به همراه رشته گریم رسید . در سن بیست سالگی موفق شد در رشته گریم به مدارج عالی مربی گری دست پیدا کند و در این رشته بطور حرفه ای فعالیت وکار کند . در سال 1377 در کنار کار گریم و آرایش و زیبایی شروع به نوشتن کرد . حسی در وجودش او را به کار نوشتن تشویق کرد . چون از دوران نوجوانی به کار مقاله نویسی می پرداخت ده سال پس از آن فقط نوشت و نوشت تا جایی که اولین کتاب رمان خود را با نام ( نمی خواهم زنده بمانم )به رشته تحریر در آورد . پس از آن دومین اثرش به نام ( دسیسه عشق ) منتشر شد .در حین نوشتن چون از کودکی علاقه به شعر و ترانه داشت فقط شعر سپیدمی گفت . تا اینکه روزی خداوند شب هنگام به او الهام داد تا شعری را بر صفحه کاغذ بنویسد وکار سرودن شعر برایش از آن شب میسر و آغاز شد . او در سال 1382 به طور حرفه ای به کار ترانه سرایی پرداخت . کار ترانه را از شعر سپید آغاز کرده به سبک غزل ادامه داده و در آخر به ترانه رساند . او بی اختیار و با عطش خاص شعر الهام شده در ذهنش را با نام ( نماز ) سرود . پس از سرودن این شعر ذهن او بطور معجزه آسایی در زمینه سرودن شعر فعال شده و او موفق شد اشعار مختلفی را در سبک های مختلف روی کاغذ بنویسد . کار ترانه سرایی را در کنار کار رمان نویسی تجربه کرده و موفق شد بلاخره اولین ودومین و سومین مجموعه سروده های خود را با نام ( طعم نگاه) و ( منو نشکن تو سکوتم ) و ( عطره من یاس بهشته) به مرحله انتشار برساند . او پس از ده سال نوشتن و انتشار اولین کتاب رمانش ( نمی خواهم زنده بمانم )ودومین رمانش را با عنوان ( دسیسه عشق )و سومین رمان خود را با نام ( ملکه خاموش ) وچهارمین رمان خود را با عنوان ( فقط یک قدم به بهشت ) و همینطور سایر آثار خود را منتشر نمود ودر دست انتشار و تالیف دارد . در کنار کلیه فرصت های ایجاد شده برای او برای زندگی مشترک یک موقعیت عالی ازدواج برای او پیش آمد که می بایست بعد از ازدواج برای مهاجرت به کشور استرالیا می رفت اما بدلیل علاقه وی به وطن و زندگی در ایران قید آن ازدواج را زده و از آن منصرف شد وچون عاشق وطنش ایران بود ترجیح داد در داخل وطن خود کنار مردم سرزمین خود به فعالیت های اجتمایی و فرهنگی خود ادامه دهد . تا اینکه در سال 1384 به اتفاق برادر خود وگروه کوچکی از بچه های یک دبیرستان فلیم کوتاهی ساخت برای شرکت در جشنواره فلیم فجر که نام این فلیم کوتاه ( منو تنها نذار ) بود که سه بار از شبکه مهاجر پخش شد . او بعد از فیلم نامه نویسی و تا حدی کارگردانی این فلیم دچار خستگی فکری و جسمی شدید شد . برای همین دیگر به سراغ کار فیلم سازی نرفت . او به پیشنهاد برادرش در انتهای این فلیم کوتاه یکی از ترانه هایش را با صدای خود دکلمه کرد. با دکلمه این ترانه و به درخواست خانواده و دوستان خود اولین مجموعه از دکلمه هایش را به نام ( آسمونی ) تولید کرد . او تا کنون سه کلیپ تصویری از دکلمه های خودش را ساخته و از شبکه های مهاجر وجم به معرض پخش در آورده است که این کلیپهای تصویری بارها وبارها از شبکه جهانی مهاجر پخش شد .او هم اکنون با آهنگ سازان و خوانندگان داخلی در حال فعالیت می باشد و چند سالی است که ترانه هایش به مرحله اجرا رسیده است . از جمله هنر پیشه های سینمای مورد علاقه اش آقای جمشید مشایخی و خانم کتایون ریاحی می باشند . او اکثر خوانندگان ایرانی را دوست می دارد اما کارهای این چند هنرمند نام برده از قبیل اقای علی لهراسبی وآقای احسان خواجه امیری و آقای شادمهر عقیلی و شهره صولتی وگوگوش و لیلا فروهر وخانم حمیرا بیشتر گوش می دهد . او شخصیت خانم حمیرا را به دلیل نوع خاصی از نجابت اخلاقی و پوششی که در کار خوانندگی در ذات او وجود دارد را بسیار دوست می دارد وبه او علاقه فراوانی دارد .موسیقی روح او را جلا داده و با موسیقی دنیای پر آشوب را فراموش کرده و تجدید روحیه می کند او عاشق کار آهنگ سازی است وقصد دارد بزودی در آینده نزدیک نزد یکی از آهنگ سازان این حرفه را بطور حرفه ای تعلیم ببیند. از مسلمانان مذهبی افراطی تندرو متنفر بوده و در نوشته های خود با آنان مقابله ومبارزه می کند . زیرا می داند این قشر از مسلمانان چقدر به دین اسلام ضربه وارد کرده و آبروی این دین را در دنیا برده اند . ترس و حسادت دو واژه هستند که او همواره با آنان بیگانه بوده و آنرا تجربه نکرده است وهرگز انسان ترسو ویا حسودی نبوده و از پیشرفت کار دیگران لذت برده و همواره دوستان موفق خود را به کارهایشان تشویق و ترغیب نموده است یا تا می توانسته به آنها کمک کرده است . او از سال 1384 در کنار کار رمان نویسی برای جلب رضایت خداوند وبلاگی را تاسیس کرد به( نام آسمان 4 (www.aseman4.parsiblog.comو خواست در کنار نگارش انواع کتابهایش از معضلات اجتمایی و فرهنگی جوانان ایرانی مطالبی نوشته تا شاید قلم او و نوشته هایش در سطح وبلاگ نویسی برای نو جوانان و جوانان مفید واقع شود و آنان را از آغوش فساد و فحشا واعتیاد وسایر خصوصیات اخلاقی زشت با قدرت قلم خود بیرون بکشد و ناهنجاری های اجتمایی و دردهای جامعه از هر زاویه روح او را آزار داده و او تمام این ناهنجاریها را با زبانی و نگارشی ساده در وبلاگ رسمی خود به رشته تحریر در آورد . او به گونه ای با کار وبلاگ نویسی به شکوفایی خاصی رسید که پیش از آن هرگز به آن نرسیده بود . همینطور که می نوشت متوجه شد گروه زیادی از مردم از جمله مهاجرین ایرانی ساکن در لس آنجلس و تمام برنامه سازان تلویزیونی ، مجریان ، فعلان حقوق بشر ، مبارزان سیاسی خارج از ایران ،روزنامه نگاران ،مطبوعات خارجی و داخلی در شبکه های ماهواره ای لس آنجلسی ،محصلین و حتی مسیحیان ساکن در لس آنجلس و کشیشان مسیحی، مردان سیاستمدار دولت داخلی و خارجی زرتشتیان ، ارامنه ، نمایندگان دولت آمریکا ، وسایر اقشار مردم از هر سنی تمام مطالب وبلاگ وی را می خوانند . در نقطه ای از زمان در سال 1387 در سیم شهریور ماه اتفاقات عجیبی برای وی در حال وبلاگ نویسی رخ داد که مسیر زندگی وی را عوض نمود . فصل تازه ای در زندگی او بوجود آمد که در آینده نزدیک همه متوجه این اتفاقات عجیب و غیره منتتظره خواهند شد که ادامه دار است منتها باید طبق زمان مختص به خود در مورد آن صحبت به میان آورد . هم اکنون او ساکن در غرب تهران است و در حال انتشار دومین سری دکلمه های خود می باشد . چندین کتاب رمان شعر و ترانه در دست تالیف دارد که بزودی یکی پس از دیگری به مرحله انتشار خواهد رسید .
علایق شخصی و روحیات اخلاقی کتایون کدخدایان
او عاشق رشته کار هنر می باشد و با رشته هنر زندگی ورشد کرده است . با چشمانی باز وکنجکاو به دنیای اطراف خود نگاه کرده و در زمینه رمان نویسی تحقیقات زیادی کرده و در خصوص نوع فرهنگ و نگرش مردم ایران در کشور خود با خواندن ومطالعه کتابهای زیادی دریافت های ذهنی خود را در زمینه ناهنجاری اجتمایی و فرهنگی مردم ایران بالا برده و قوی کرده است .برای همین او قادر است از زاویه های مختلف فرهنگی واجتمایی به آسانی در خصوص خیلی از مسائل فرهنگی واجتمایی جامعه خود صحبت کرده و در مورد آن ماهها وحتی سالها مطلب بنویسد . او از کودکی ایمان راسخ و قوی به خداوند داشته و به دلیل عشق فراونی که به خداوند داشت روح وجسم خود را از هر گونه آلودگی خارجی حفظ کرده وهمچنین ذهن و باطن خود را از انواع ناملایمات اخلاقی پاک کرده است . او با اینکه دارای ظاهری مذهبی نیست و از تظاهر کردن به دینداری متنفر است اما قلبا و باطنا فردی معتقد به باروهای دین اسلام خود بوده و به مسائل دینی ومذهبی تا اندازه ای که در کتاب قران به آن اشاره شده اشنایی دارد و به آن خود نیز عمل کرده است . اصلا دانش مذهبی وسیاسی زیادی ندارد. از کودکی از سن هفت سالگی در رویاهای شبانه (در خواب ) با پیامبران بزرگ و امامان وپیشوایان دین اسلام ملاقات کرده و آنها در عالم رویا وخواب با او بطور شبانه روز ملاقات کرده و با او صحبت می کردند و به او راه درست زیستن را اموختن و او همراه با آنان اینگونه بزرگ شده و رشد کرده است واین مسئله از هفت سالگی تا کنون برای او بوده است و ادامه داشته و رابطه روحی او با پیامبران و امامانی همچون محمد (ص) حضرت علی (ص) حضرت ابراهیم و امام حسین (ص) امام رضا و فرزندان امام حسین (ص) و( فاطمه زهرا) دختر گرامی پیامبر حضرت عیسی (ع) زنانی زیبا رو از عالم غیب بطرز عجیبی به هم گره خورده است و انان را در خواب ملاقات کرده و با آنها بطور مرتب صحبت می کرده است و همچنین می کند . وقتی کتایون بیمار می شود زنانی زیبا رویا از عالم غیب پدیدار شده و ازاو عیادت می کنند او یک بار در بیداری از حضرت مسیح انرژی خاصی گرفته و بدین ترتیب از نظر روحی متحول شده است او از کودکی با رهنمودهای پیامبران بزرگ و امامان در هنگام خواب بزرگ شده و با همنشینی با آنان در رویاهای صادقانه خود فردی قلبا مذهبی در زندگی بار آمده است و عشق و راهنمایی این بزرگان باعث شد که او به دامن هیچ گناهی پناه نبرده وتا می تواند از ارتکاب گناهان بزرگ و کوچک در خود جلوگیری کند و همواره یک نیروی نگاه دارنده از کودکی در وجودش شکل گرفته او را از انجام وارتکاب خیلی از کارهای زشت باز داشته است . او حتی در بیداری فرشتگان وملک ها را در آسمان در بیداری شب هنگام در حال پرواز با چشم سر می بیند و ارادات خاصی به حضرت ابلفضل عباس دارد .همنشینی ومصاحبت در عالم خواب با بزرگان دین آنهم در لحظه لحظه زندگیش باعث شد تعصب خاصی روی این پیامبران و امامان بزرگ دینی پیدا کرده و در نوشته های خود همواره از آنان نام برده و از آنان حمایت کرده است و عشق و علاقه عجیبی نسبت به دین خود اسلام و پیامبران و امامان وپیشوایان دینی از جمله امام حسین و امام رضا دارد ودر راه رفع نواقص زندگی فرهنگی و اجتمایی مسلمانان پیش قدم بوده و در این راه سعی و کوشش بسیار می کند . او عاشق سه رشته ورزشی می باشد . ورزش تکواندو و والیبال وشنا . هرگز موفق نشد در رشته تکواندو وشنا تعلیماتی ببنید اما در رشته والیبال در دوره دبیرستان در سطح استانی شرکت کرد.از انجام دادن کارهای خانه از جمله شستن و گردگیری و نظافت کردن در خانه متنفر بوده وترجیح می دهد اینکار را یک خدمتکار برای او انجام دهد تا او بتواند در سایر زمینه ها واستعدادهایش به فعالیت بپردازد . از نظر اخلاقی فردی آرام است وقتی لازم باشد سخن می گوید از محیط های شلوغ وپر سر وصدا بیزار است . برای تمرکز ونوشتن به جاهای ساکت پناه می برد . با کسانی که دائم در حال مزاح وشو خی هستند همنشینی نکرده و شوخی و مزاح را تا حد لازم ودرست وبه جا قبول دارد . فردی جدی است .برای زمان ارزش زیادی قائل است او قادر است همزمان چندین کار را با هم انجام دهد بخصوص در رشته هنر .فعال ودر عین حال همیشه کوشاست .خستگی برای او معنا نداشته و در مسیر زندگی خود همواره در حالا تلاش بوده است . از انسانهای کند ودروغگو و خیانت کار و حسود بشدت متنفر بوده و از اینگونه افراد فاصله می گیرد .نجابت و صبوریت بردباری و ایمان به خداوند صداقت ودرستکاری را سرلوحه همه کارهای زندگی خود قرار داد. در سن بیست سالگی یک بار ازدواج کرد اما این ازدواج نا موفق بود . فردی زودرنج حساس و احساساتی است . هرگز به غم و نداشته های دیگران بی تفاوت نبوده و با دیدن رنج دیگران رنج می کشد . در محیط اطراف خود در جامعه سالهاست که به رنجهای کشیده مردم فکر می کند و از رنج های آنها رنج می برد و نمی تواند نسبت به رنجهای ودردهای مردم بی تفاوت باشد .وقتی با کسی قهر می کند به سختی آشتی می کند . سالها طول کشید تا روی این اخلاق ونقطه ضعف خود کار کند. تا اینکه تا حدی بر این نقطه ضعف خود تسلط پیدا کرد .هنگام نوشتن دچار نوعی هیجان روحی شده و قادر است هر آنچه راکه آموخته وکسب کرده ساعتها روی کاغذ بیاورد.فردی خجالتی است . خداوند شهامت صد مرد را در قلب او یجاد کرده و شجاعانه برای اهدافش نوشته وفعالیت می کند . او برای بدست آوردن چیزهای مثبت و مورد علاقه اش سماجت کرده وتا به آنچه می خواهد نرسد دست از ادامه کار خود بر نمی دارد . در بیان افکار وعقایدش کاملا راسخ بوده وهیچ احدی نمی تواند رای ونظر وی را نسبت دریافت های ذهنیش تغییر دهد ویا بر آن مسلط شود . او معتقد است که اگر شرایط کار برای تجارت وبازرگانی برای او پیش می امد حالا او یک زن تاجروثروتمند و موفق در کشور ایران بود اما دست سرنوشت او را به سویی دیگر کشاند. از کار سیاست متنفر بوده و با هیچ گروه و عضوی فعالیت نمی کند .. شعر نوشتن غذای روح اوست . او تمام آداب رسوم و فرایض دینی خود را از کودکی از جمله نماز خواندن و روزه گرفتن ، به جا آورده است و این کار از کودکی شکل و شخصیت روحی وی را محکم کرده و هیچ سختی و رنج زندگی بر او غالب نمی شود و او را از پا در نیاورده ویا او را ناامید نمی گرداند . از زنان ضعیف وسرخورده متنفر است . از مردان چشم چران و دارای فساد اخلاقی همواره فاصله گرفته و دنیای خود را آلوده به ذهن و رفتار و افکار دیگران نمی کند . او دوست دارد از تمام استعدادهایی که خداوند به او بخشیده است حداکثر استفاده را بکند و خود را در آن زمینه ها تقویت کند . اول و آخر حرف تمام کتابهای رمان و کتابهای شعر او به خداوند ختم می شود و او سعی می کند توجه جوانان را در قالب داستان نویسی و وبلاگ نویسی به خداوند معطوف سازد تا او در این میان اجر معنوی اینکار خود را روزی در دنیای باقی ببیند . نظر وانتقادهای منفی دیگران روی کارهایش کاملا بی اثر بوده و او همچنان به کار خود که ایمان دارد درست است پرداخته و هیچ اهمیتی به افکار و انرژی ها منفی دیگران در اطراف خود نمی دهد .

لینک دوستان
صفحات اختصاصی
بایگانی
اشتراک