بازدید امروز : 80
بازدید دیروز : 97
تقدیم به همه بچه های پرورشگاهی
هر انسانی از دامن مرد وزنی بدنیا می آید . هیچ انسانی بدون پدر ومادر نیست حتی اگر پدر ومادرش انسان های خوبی نباشند .سرگذشت انسانها در پیچ وتاپ شگفت انگیز ترین وقایع تاریخی بگونه ای رقم می خورد که هرگزخود نقش تعیین کننده ای در آن نداشته و در این میان انسانها در جوامع ازلحاظ داشتن پدر ومادر و موقعیت زندگی به دو گروه تقسیم می شوند . گروه اول کسانی هستند که دارای پدر ومادری هستند که آنها دارای موقعیت اجتمایی بالایی بوده و بنابر همین موقعیت اجتمایی داشته خود کمتر با سختیها و مصائب زندگی مواجه شده و روزهای ارام و خوشی را سپری می کنند . گروه دوم انسانهایی هستند که وقتی چشم بر دنیا می گذارند خود را در میان دیوارهای بلند ووکوتاه پرورشگاهها پیدا کرده، به هر سو که می چرخند نه مادری می بیینند و نه پدری بزرگوار و اندیشه آنان همواره درپی پیدا کردن یک نفر به نام مادر واقعی ویا یک مرد به عنوان پدری واقعی می باشد . ازگروه اول قالبا تعداد مزه خوشبختی را ازبعد نیازهای مادی چشیده و درپس محبت ها ونوازش پدر ومادر خود به جایگاه خوبی از زندگی در رفاه کامل می رسند . و بخش عظیمی از همین گروه اول که دارای پدر ومادر هستند به دلیل رفاه و آسایش زندگی زیاد دارای تحت تربیت غلط بوده واین گروه ازبچه ها هرگز طعم سختی و رنج روزگار را نچشیده نازپرورده بار آمده و شخصیت درونی آنان مملو از خود خواهی ، خود پسندی و باورهای پوچ و بی اساسی می شود که این گروه هنگام بدو ورود خود به جامعه هرگز انسانهای پخته و فرهیخته ای نمی شوند . اینها جزو انسانهای معمولی هستند که حتی زندگی با آنها هیچ شکل متنوعی نداشته از وجود هنر در ذات شخصیت خود اغلب بی بهره هستند و زندگی با این گروه زیاد جالب نبوده وانسانهای خسته کننده ای هستند . این به این معنی نیست که هر فرد با پدر مادر داری بد بوده یا انسان جالبی نباشد . نوع زندگی وتحت پوشش قرار گرفتن آنان از ناز ونعمتهای دنیا اینگونه انها را بار آورده و چون بیش ازسایر انسانهای دیگر در رفاه هستند هرگز باعث رشد وارتقاء روحی افراد نمی شود .شخصیت چندان بالایی نداشته این گروه را اغلب دارید می بینید پای تفریحات اینترنتی ، استخرها وباغها و ویلاها وقت وعمر خود را فقط وفقط برای لذت جستن از امکانات دنیا می گذارند و نمی توان این گروه را جزو انسانهای استثنایی قرار داد و اینها جزو افراد معمولی واکثرا بی ذوق وهنر نیز هستند . اما در گروه دوم انسانهایی که خود را پس از تولد در اتاقهای پرورشگاه دیده و با شرایط ویژه آنگونه از سازمانها بزرگ شده وپرورش پیدا می کنند از همان بدو رشد خود می فهمند که از داشتن پدر ومادر دوانسانی که می توانند در این دنیای خاکی حامی ودوستدار واقعی شان باشند، محروم بوده تمام دوران کودکیشان در پس اتاقهای مجزا ومشخص شده همچون زندانی خلاصه شده در همان حال وفضای اتاقها و محوطه پرورشگاه زیباترین خاطرات خود را داشته حتی از جمله به جمله دوستان هم اتاقیشان خاطرات شیرنی وفراموش نشده دارند . خیلی از انسانهای پست از تنهایی این بچه ها سوء استفاده کرده و آنان را آزار می دهند . ای به آنها با نگاهی غیر متعارف نسبت به سایر بچه ها نگاه می کنند . در حالیکه اینگونه افراد نادانهای سر سفره پدر ومادرهای شم بزرگ خود هستند . این انسانها بچه های پرورشگاهی جزو انسانهای استثنایی و نابغه هستند . آنها هرگز خار بدنیا نیامده و خار هم از دنیا نمی روند حتی اگر مشخص نباشد پدر ومادرشان کیست . زیرا حتی اگر پدران ومادران گناهکاری داشته باشند هیچ ربطی به این فرزندان ندارد . زیرا اینها از وجود ذات پاک خداوندبوجود آمده و خداوند از روح پاک خود بر اینها دمیده است . پس هیچ بچه پرورشگاهی فرزند ناپاکی نیست زیرا روح خداوند نا پاک نیست . پداران و ماداران گناهکار دارای پرونده ای مشخص برای زندگی خود هستند که تاوان گناهان خود را نیز می دهند . عده ای از این فرزندان پرورشگاهی هم که در اثر فوت پدر ومادر تنها شده وسر از پرورشگاه در اوردند باز جزو انسانهای استثنایی هستند . چرا استثنایی ؟ زیرا خداوند در سرنوشت آنان زندگیشان را بگونه ای رقم زد وانان را در سراشیبی زندگی به سمتی انداخت که زیر پروتو توانایی های خویش به بالاترین درجه مقام انسانیت برسند . بچه پرورشگاهی معنی بی کسی را می داند و هرگزبه هیچ انسان بی کسی پشت نکرده و همواره یاور اینگونه ازفرزندان است و درد انان را با پوست وگوشت واستخوان خود درک کرده و می فهمند . بچه پرورشگاهی معنی شجاعت و دفاع از خود را در اوج تنهایی وبی کسیش می داند و می فهمد.او قادر است بی اتکا به کسی کار کند اعتماد به نفس دارد ، نگاهش پاک است ودر ضمیر باطنش بیشتر ازهر انسانی به خداوند نردیک است و خداوند نیز او را به خاطر تنهایش دوست می دارد و هرگز روی از آن بر نگردانده حتی اگر او را غرق در نعمت نسازد . خداوند انسانهایی را دوست می دارد که با سختیها اشنایش می کند تا روحش در جوار چنین زندگی رشد کرده به خود اتکا کرده و ذره ذره نقطه جهان را فقط با خداوند ببیند و تجربه کند . سایر بچه های دیگر از داشتن چنین نعمتی وتوجهی ازسوی پروردگار بی بهره هستند زیرا اینگونه در نزد خداوند محبوبیت ندارند . اغلب دانشمندان و نخبگان وبزرگان هنر و علم وفلسفه انسانهایی فقیر ودرد کشیده هستند . داریم چقدر ازهمین انسانهایی را که ازپرورشگاهها بیرون امدند و دنیای تنهایی را تجربه کرده در نقطه ای اززندگی مورد توجه خداوند بزرگ قرار گرفته در شغلی بالاتر از دیگران به انسانهای دیگر خدمت می کنند . ازکمک وخدمت خسته نشده دارای هدفهای والایی هستند . بچه های پرورشگاهی هرگز دزدی نمی کنند زیرا ازکودکی زیر نگاههای مراقبی بودند و برای اثبات پاکی وخوبی خود احتیاط کرده تا چوب بچه پرورشگاهی به سرشان نکوبند وتهمت دزدی به آنها نزنند در حالیکه دخنران باپدرومادری را می بینیم که چگونه روزروشن به سرقت اندوخته ها وزحمات دیگران پرداخته ودر ظاهر بسیار چهره ای آرام و بشاش وخیرخواهانه هم ازخود نشان می دهند مقام شاستگی ازان دختران پرورشگاهی است که به اندوخته ها ورنجها تکیه می کنند . دست نوازش خداوند بیش از دیگر انسانها روی آنهاست زیرا آنها را انتخاب کرده تا در دنیایی مجزا از سایر انسانها تربیت قوی شوند و خود ساخته و انسانهای آزاده وبا شهامتی با امده و روی پا خود بایستند که این خصیصه در هر شرایط زندگی برای هر انسانی پیش نمی آید . پس بچه های پرورشگاهی بدانند انها مثل نویسندگان ، شاعران و همه هنرمندان جزو مخلوقات استثنایی و مورد نظر خداوند هستند که وجودشان نه تنها برای خود بلکه برای همه انسانهای روی زمین است . روزی در جهان باقی خیلی از بچه های پدر ومادر دار به بچه های پرورشگاهی به خاطر بهرمند شدن از نعمتهای بی کران خداوند حسادت کرده و بر آنان غبطه می خورند .
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
بایگانی
اشتراک