بازدید امروز : 2
بازدید دیروز : 174
مطلب پدیده علت ومعلول در جهان هستی وتاثیر این پدیده در نوع روابط اجتمایی ما انسانها
................
همانطور که می دانید جهان هستی همه مو جودات از خاک افریده شدند و دوباره به خاک باز گشتند چه انسانها و چه حیوانات و چه گیاهان . بی انکه به این جهان خاکی چیزی اضافه ویا از آن کم شود . تا مرگ انسانها گردش اکوسیستم به همین شکل همچنان ادامه داشته است . یکی از پدیده ها و قوانین جهان هستی وجود پدیده علت ومعلول است . علت یعنی آن چیزی که بر معلول واقع می شود و معلول چیزی است که علت برآن واقع می شود . یعنی در جهان هستی این دوپدیده همواره دست در دست یکدیگر داده و همه چیز را تحت تاثیر خود قرار می دهند . یعنی برای معلول علتی وجود دارد . در زندگی ما انسانها این پدیده یکی از مهمترین عواملی است که معمولا ما ازان ساده می گذریم . در نوع روابط عمومی با یکدیگر بدون توجه به این قائده معمولا دچار سوء تفاهمات بی شماری نسبت به واکنشهای یکدیگر می شویم مثلا وقتی فردی دوست صمیمی خود را ازدست می دهد اکثرا بدنبال علت ان بطور واقعی وجدی نبوده وتنها از دوست خویش برای جدایی وایجاد فاصله گلمند شده وداستان سرایی های بی حد وحسابی نسبت به دوست خویش در ذهن خود می سازد . ویا اگر مثلا پسری به همسر دلخواهش نرسد ویا جواب منفی بگیرد به محض گرفتن جواب منفی نا امید گشته و بطور عمیق وجدی بدنبال علت پاسخ منفی چه ازسوی خانواده دختر ویا خود دختر نمی گردد زیرا بسیاری ازعوامل را می شود به راحتی فهمید ورفع کرد هم مادی وهم از نظر اخلاقی . وتنها به یک کلام (نه قصد ازدواج ندارم ) دختر و یا خانواده اکتفا کرده دست از علت یابی بطور عمیق وجدی بر می دارد وهمیشه در یک نقطه خاص با هزاویک وسوال بی جواب در ذهن خویش ازشخص مورد نظر جدا شده وفاصله عمیق بین او دوستانش ویا حتی همسرش و یا همکارش برای او به و جود می اید . و فاصله گرفتن و متنفر شدن و گله کردن ازاولین حرکت این گونه افراد است . در حالیکه اگر جای اینگونه واکنشها بدنبال علتها باشند خیلی از سوء تفاهمات حل شده وجدایی وفاصله ها مبدل به دوستی مجدد و یا اغاز زندگی مجدد می شود . و ازاین راه علت جویی میتوان بسیاری از مشکلات اجتمایی را نیز حل نمود . زیرا علت یابی موجب می شود تا شخص بطور عمیق وجدی در رفع نواقص رفتار و یا کمبودهای ظاهری مادی معنوی خویش سعی کند وبه این ترتیب به جای غرور بیجا وبی حد دوباره در ایجاد روابط صمیمی خود با همسر ویا دوست ویا همکار خویش تلاش کند . اما اغلب انسانها به دلیل غرور زیاد به دنبال علتها نیستند وخودرا کاملا بی عیب ونقص ازهر اشتباهی می دانند که باعث می شود قدم به جلو نگذاشته و رودر روی دوست یا همسر یا همکار خود نایستند و دلیل فاصله گرفتن وعدم توجه شخص مورد نظرش را بداند .و گاهی اوقات انسانها تا لحظه مرگ سوالات بی جوابی معما گونه در ذهنشان باقی می ماند که هرگز موفق به کشف آن نمی شوند . وسر منشا چنین ناکامی عامل زود رنجی قضاوت یک جانبه و عجولانه و جز عامل غرور عامل دیگری نقش ندارد نیست . در حالیکه دانستن علتها برای اینکه انسان متوجه اشتباهش شود حق مسلم اوست حتی اگر پس از علت یابی دوباره عمق فاصله ها و جدایی بیشتر شده وشکل دیگری به خود بگیرد . پس همواره در زندگی اجتمایی خویش بدنبال علتها باشیم که دانستن علت وقوع هر چیزدر زندگی عادی حق مسلم ماست بدون دانستن علتها پای قضاوت ننشنیم . وکنجکاوی و علت جویی جزوخصوصیات انسانهای وارسته وفهمیده وبا دانشی است که همواره به دلیل دارا بودن این خصیصه انسانهای موفقی در عرصه اجتماع هستند
لینک دوستان
بایگانی
اشتراک