بازدید امروز : 54
بازدید دیروز : 174
قائده قانون نذر ونیاز در ذات بینش مسلمانان
..............................................
رابطه قلبی و روحی ایجاد شده وشکل گرفته مردم ایران و سایرممالک توسط این دین به چه شکل بود وآیا این اصل وقائده( نذرونیاز کردن ) دارای اعتبار اخلاقی ومعنوی می باشد یا نه ؟
در این خصوص میتوان گفت که مردم عادی دربین معاملات وروابط اخلاقی و اجتمایی خویش در هر جامعه همواره دارای نوعی مناسبات مخصوص به خود می باشند . مثلا اگر کسی دارای موقعیت اجتمایی بالایی درجامعه نباشد گاهی اوقات برای رسیدن به چیزهاو موقعیت های مختلف در نوع نیازهای شغلی خویش ناگذیر متوسل به کمک گرفتن ازافرادی با موقعیت اجتمایی بالا می شوند که دراصلاح عام واجتمایی می گوییم فردی پارتی بازی کرده ویا به سفارش کسی موقعیتی را بدست آورده که رفع چنین نیاز وموقعیت اجتمایی مستلزم کمک و واسطه قراردادن آن شخص مورد نظر با موقعیت اجتمایی بالا او است .اینجاست که این نوع ارتباطات به دلیل برتری قدرت فرد دیگری بر نیاز این فرد به او کمک می کند که بواسطه دستگیری و واسطه شدن شخصی نیازاو نیزرفع شود .دراین میان افراد به استمساک وتبعیت ازچنین راهی قادربه حل مشکل خود می شوند . خب حالا دراینجا می فهیمم که به واسطه بزرگی در داشتن قدرت و برتری مقامی در جامعه فردی قدمهایی را نیزبه جلو بر داشته و به این ترتیب افراد جامعه به واسطه انواع موقعیت های اجتمایی و فرهنگی خود به تناسب قدرتهای داشته خود کمک کرده به هم یاری می رسانند .حالا منظورم ازاینهمه توضیحات این بود که به شما جوانان عزیزبگویم این رابطه برقرار شده بین انسانها و پیامبران و امامان معصوم نیز ازهمین قائده سر منشا می گیرد.با این تفاوت که خداوند با لبیک گفتن به این قائده در مجموعه زندگی ورابطه انسانها باپیامبران خود و بقای رابطه معنوی آنان حتی پس ازمرگ پیامبران ، همه افراد را به داشتن محبوبیت وتلاش برای این محبوبیت در جوارنیکوکاری برای جلب رضایت خداوند همه را تشویق می کند. یعنی پیامبران و امامان معصوم ما به دلیل تحمل رنجها و معصوم بودن وپاک بودن ازهر گناهی به بالاترین مقام اجتمایی و روحی واخلاقی انسانیت خود روی زمین رسیده و بر مبنای همین مقام داشته وبدست آورده خود دارای نوعی محبوبیت نزد خداوند بودند که خداوند به خاطر آنها هم که شده خیلی ازحاجات وخواسته های بنده هایی را که بنا به دلایل شخصی خداوندی خویش به آنان لبیک نگفته بود ، این عده ازانسانها را اینگونه مورد لطف خود قرار داده حاجات آنان را در کمترین مدت زمان ممکن برآورده می سازد . این قانون مخفی و عرفانی جزو قوانین و قوائدی بود که تنها برای کسانی مورد اجرا واقع می شد که دارای ایمان قلبی به این قانون وقائده هستند چرا؟ چون خداوند رابطه مخفی و قلبی و معنوی را که یک قائده وقانون کمک کننده به برقراری ایمان به او درمیان بندگانش است را دچار ضایعات اعتقادی بعضی ازافراد بی ایمان نمی کند . آنها نیز چه درزمان حیات خود وچه پس ازرحلت خود همواره کمک کننده ودستگیرسایر مردم ضعیف و ناتوان بودند و عده ای گمان نکنند حضور آنان پس ازرحلتشان پایان گرفته وسردم داری آنان دربه استحضار درآوردن حکم یکتا پرستی به اتمام رسیده. نه آنها خوب به رفتار مسلمانان وهواداران خود که پیامبر کشی می کنند ازدور نگاه می کنند وتصویر کسانی را که شخصیت آنان به نابودی کشاندند در دفتر اسمانی داشته دست خویش ثبت می کنند تا روزی ازآنها برای دلیل اینکارشان سوال کنند که اینها برای کدام گناه نکرده اشان ازسوی هواداران و به ظاهر مسلمانان اینگونه خنجر خوردند و ازمرکب اسب پیامبری در نزد مردم به زیر کشیده شدند . آنها هنوز هم بر تخت سریرپیامبری خود نشسته اند ودارای سپاهیان اسمانی ناپیدا ازچشم انسانها هستند و غافلانی بی آنکه ازدرک چنین قوانین وقاده هایی چیزی سر درآوردندو از درک این مسائل پا بر جامانده در جهان هستی دنیای معنویت عاجزهستند به غفلت سخنهای ناپخته و غیرمعقولی برزبان می آورند . همانطور که در ارتباطات مردم عادی جامعه نیزبخوبی می بینید که معمولا مردم پس ازایجاد دین نسبت به هم سعی بر جبران محبت های انجام داده نسبت به خود هستند و قالبا نوعی ارتباط اخلاقی و روحی بین آنان ایجاد شده و این نوع شکل ارتباط و رفع نیازمندی نوعی رابطه عاطفی ماندگار بین انسانها ایجاد می کند . برقراری چنین نوع شکل ارتباط روحی واخلاقی لازمه ادامه حیات و زندگی اجتمایی انسانهاست . حالا همین نوع ارتباط نیز بین پیامبران وامامان معصوم نیز با مردم برقرار شده و بطور ماندگار تری شکل گرفته و باقی مانده است که اصلا ریشه در خرافه پرستی نداشته و نوعی رابطه جاوادانه می باشد که این رابطه ماندگار جزو همان اصولی است که غیرقابل کنترل در دست کسی بوده وبطور قلبی و محرمانه بین انسانها وپیامبران برقراربوده وهست . اماپیامبران به تناسب سختیها و رنجهای کشیده اشان برای دعوت مردم برای یکتا پرستی ازسوی خداوند به مراتب عالی وقدرت ونیروهای آسمانی نیز رسیدند ..اما داشتن چنین مقام ورسیدن به چنین ارتقای روحی ومعنوی در خور توان کشف و تحلیل هر انسانی نیست . بنابراین در همه انسانها بدلیل وجود ضعف و ناتوانی روحی وفکری و معنوی بنا به اصول وقوائد خاص خداوندی اینگونه ازانسانها در برخورد با دشواریهای زندگی خود به همه خواسته های قلبی خود ازراه دعا ونیایش های شخصی و کلامی خود نمی توانند برسند، چون همه نیازهای انسانها با داشتن قدرت علم تکنولوژی رفع نشده و خداوند برای برقراری ارتباط معنوی خود با انسانها در رفع بعضی از نیازهای آنها با ایجاد ارتباط معنوی با آنها ارتباط برقرار می سازد . مثلا عین بیماری که علم پزشکی قادربه درمان بیماری لاعلاج او نبوده و او بواسطه وقوع معجزه ای آسمانی ازسوی خداوند بر آن بیماری به دلیل متوسل شدن و یاری خواستن چه ازخود خداوند ویا چه متوسل شدن و واسطه قرار دادن امامان پاک ومعصوم بدلیل بزرگی ومحبوبیت داشته اشان نزد خداوند شفا گرفته وبیماریشان بهبود می یابد. اینگونه رویدادها بارها وبارها بطورشگفت انگیزدر زندگی عادی انسانها به وقوع پیوسته است که خود علم پزشکی را نیز به حیرت انداخته است . آیا برای گرفتن هر امتیاز هر کسی در هر شرایط اخلاقی می تواند به آسانی درجامعه بزرگی موفق بوده باشدنه؟ همین داشتن ضعف و نداشتن توانایی های اجتمایی بین مردم وحالاازبعد دیگری و ازنگاه دیگری عدم ارتقاء روحی ومعنوی و تفاوت انسانها در خصوص رابطه بنده وخالق نیزبر قرار است . با این توضیح که خداوند آفریننده همه انسانهاست و ازروی مهر ومحبت خداوندی خود به همه نگاه می کند اما همین میزان مهر ومحبت خداوندی نیزدارای ویژه گی ها و قوانین و قوائدی هست که میزان منزلت انسانی را درمیان انسانها از هم مجزا می سازدکه همه ازاین بابت دارای مقام و منزلت مشترکی نیستند . یعنی خداوند نیزروی زمین انسانهای خود را به تناسب پاکی روح و ارتقاء معنوی خویش مورد محاسبه قرار داده وبه تناسب امتیازات داشته هربنده ای با او رفتارکرده وبه تناسب داشتن محبوبیت هر انسانی نیازهای فردی واجتمایی او را حتی گاهی اوقات بطور معجزه آسا خارج ازمحدوده قوانین خداوندی خویش برطرف ساخته و برآورده می سازد . حالا در این میان پیامبران و امامان معصوم چون به آن درجه از محبوبیت و ارتقاء روحی ومعنوی انسانیت خود در نزد خداوند به خاطر رنجها وسختیهای کشیده اشان یا اصلا به خاطر داشتن محبوبیت ویژه آنان با توجه به اینکه دارای ارواح پاکی نیزهستند که این اصل خود امتیاز و برتری آنان را نسبت به سایرافراد دیگر ثابت می کند ، این بزرگواران همواره با هواداران و دوستداران خود با برقراری رابطه روحی ومعنوی نوعی ارتباط پایدار و ماندگاربین خود و دیگر افراد بو جود آوردند . آنهم به این شکل که انها به واسطه امتیازاتی که خداوند به آنها داد دارای قدرت های برتر آسمانی هستند که حتی پس از رحلتشان نیز با در دست داشتن این امتیازات آسمانی که هدیه خداوند وپاداش خداوند به آنان است همواره مورد هجوم مردم عادی ویا پیروان وهواداران خود برای رفع نیازهای فردی و اجتمایی خود هستند که در اصلاح عام یعنی (نذرونیازکردن و حاجت روایی) است . یعنی انسانها وقتی برای گرفتن حاجات خود بدرگاه خداوند دعا می کنند به خاطر داشتن محبوبیت این عزیزان نزد خداوند واسطه قرار دادن نام وروح پاک و مقام آنان را مستمسک قرار داده در نقطه هایی ازخواسته های غیر ممکن مورد توجه خداوند واقع می شوند . مانند اینکه کسی چیزی ازکسی می خواهد به او می گوید خواهش می کنم به خاطر فلان کس این لطف را در حق من بکن .قائده مطالبه کمک ویاری از وجود پاک ومقدس خداوند قائد ای است مطلق وغیر قابل انکار اما وساطت قرار دادن پیامبران وامامان برای گرفتن شفاعت ازخداوند نیزجزو رسومی می باشد که خداوند هرگز آنرا رد نکرده می تواند به عنوان یک آداب ورسوم دینی بین مردم وپیامبران برقرار بوده وبواسطه همین نوع شکل ارتباط های معنوی راه یکتا پرستی نیز به مرور گذشت زمان به فراموشی سپرده نشده و نوعی رابطه ماندگار بین پیامبران وانسانها روی زمین باقی بماند .بنابراین فلسفه حاجت روایی توسط پیامبران و امامان وپیشوایان دینی بر مبنای همین اصول اصلا خرافه پرستی نبوده که اگر خرافه پرستی بود هرگز اینچنین بطور متداوم بین انسانها این رابطه برقرار نمی شد چون همه دارای شعور عقلی بوده وبرای فریب دادن خود اینهمه سال بااینچنین رابطه ای غیر عقلانی وغیر واقعی خود را فریب نمی دادند . مثلا اگر کسی نذر می کند بواسطه دعا ودرخواست امام حسین (ع) به حاجت خود برسد و اگراو پس ازگذشت مدت زمان کوتاهی به خواسته خود که قالبا در برخی از موارد خواهش انسانها غیر ممکن نیز بوده نرسد ، هرگز شخص دیگری ویا حتی خود همان شخص بار دیگررسیدن به خواسته های خود تشویق نشده ، چنین رابطه ودرخواستی را از امام حسین (ع) مطالبه نکرده وچنین رابطه ای بین امامان معصوم وپیامبران اینگونه قوی وپایدار باقی نمی ماند که می بینید خیلی از خرافه های ساخته شده درطی گذشت زمان بدلیل واقعی نبودن ازبین رفتند . این نوع ارتباطات دینی و معنوی چون در بسترکشور ما بیش از کشورهای دیگر پایدار بوده و نوعی عشق ورابطه معنوی بین این بزرگ مردان دینی و مردم برقراربوده ، همواره مردم ایران دارای تعصبات خاصی نسبت به این بزرگان و پیشوایان دینی خود داشتند که این نوع درک وفهم معنوی درخوردرک فکر هر فردی از جامعه نیست . زیراکسانیکه دارای روحیه عرفانی قوی بوده باشند معمولا درمجاورت چنین روابطی عمیق معنوی به این واقعیت بزرگ پی برده وایمان پیدا خواهند کرد . پس محبوبیت امام رضا و یا علی (ع) و یا پیامبراکرم در کشور ما به همین دلیل است که بطور ریشه دار و عمیق دربستر فکر وروح و جان مردم ایران باقی مانده است .
حتی تعصب واحترام مردم ایران نسبت به شخصیت این انسانهای وارسته بیشتر ازسایر ممالک می باشد چرا ؟ برای اینکه مردم ایران قالبا به خاطر همین احترام وعشق وارادت خود نسبت به این عزیزان وفا داربوده و همین نوع دیدگاه ازسوی بزرگان دینی نیز نسبت به مردم ایران قوت داشته و این رابطه عاطفی ودینی همواره بین پیامبران وامامان معصوم و مردم ایران برقرار بوده است وغیر قابل ازبین رفتن است . مردم ایران بواسطه قدرت معنوی و رابطه پاک ومعصومانه خود با پیامبر وامامان خود در جنگ ایران وعراق به پیروزی رسیدند . تا جایی که همه بواسطه قدرت ومتوسل شدن به نیروی این بزرگان دینی با انگیزه قوی به پاسداری ازخاک ومرزو بوم خود بر آمدند که درهیچ جای دنیا هیچ مردمی نتواستند بواسطه چنین نیروی شگفت انگیزمعنوی از مرزهای کشورخود دفاع کنند که البته این مورد یکی ازمواردی است که نام می برم .در حالیکه اتکا به چنین نیروی معنوی در سایر قستمهای زندگی انسانها دارای معنا و ارزش های واقعی تری بوده که ازنام بردن آنها امتناع می ورزم .
پس محمد ( ص) یک شخصیت والای اجتمایی و مذهبی درایران است که متاسفانه می بینم چه ایرانیان مقیم در خارج وچه ایرانیان داخل هنگام توهین وبی احترامی به چنین مقام وشخصیت اجتمایی بلند والای اسلامی واکنش و برخورد درست و بجایی با عوامل توهین کننده به عمل نیاورده و با در دست داشتن امکانات شبکه ای و تصویری هرگز آنگونه که باید ازاین شخصیت بزرگ معنوی تبلیغ نکرده وحمایت نمی کنند و قالبا حتی پس ازگذشت سالهای زیادی مردم ایران نتواستند درایام وفات ورحلت این بزرگان آنگونه که شایسته و درخور این عزیزان می باشدبطورمحترمانه برایشان سوگواری مدرن و زیبایی دور از ساختن شمایل های نامتعارف که در شان ومقام این بزرگان نیست ویا نوعی سوگواری بد شکل وغیر متعارف برای آنان به جا نیاورند.همه جای دنیا به بهترین شکل بازیباترین حالات و اسباب و وسایل در اماکنهای مذهبی خود ازپیامبراشان تبلیغ کرده و به یاد آنها بوده و ازآنان تجلیل به عمل آوردند جزء مسلمانان . برای همین ما مسلمانان در حق پیامبر وامامان معصوم خود کوتاهی های بزرگی کردیم و مدیون رفتارهای نابجای خود هستیم زیرا این عزیزان با تمام معصومیتشان هرگزبطورشایسته مورد حمایت و احترام ما واقع نشدند. جز احتراماتی که اکثرا به شکلی ضعیف وغیر متعارف بوده وبه چشم خورده است . روزی در جهان باقی پس ازمرگ به خاطر این کوتاهی ها ازنزدیکی به آنان ترد خواهیم شد و آنان هرگز با ما با روی گشاده مواجه نشده و برخورد نخواهند کرد و ما مورد شفاعت آنان دربدترین مراحل پس ازمرگ واقع نخواهیم شد .لااقل این عقیده من است دیگران را نمی دانم . حتی در واکنش های خود در جهان در صورت بروز اهانت به این شخصیتها مبادرت به برخوردهایی بی اثرکرده ایم و اینگونه رفتار های مسلمانان حس جسارت و توهین به این شخصیت های مظلوم واقع شده را در بیگانگان بر انگیخته است که باید همه بدانند وقتی که نیازمند شدیم و خدایی نکرده کشورمان در موقعیت حساس اجتمایی مورد تجاوز کرکس صفتان درکمین نشسته قراربگیرد، کمک و یاری سربازان اسمانی همین بزرگان دینی آب وخاک ما ایرانیان را حفظ کرده وبیمه می کند . در این شکی نکنید که نشان دادن فیلم حضرت محمد و یا سایر فیلمهای مذهبی روحیه جوانان را برای مبارزه احتمالی برای دفاع ازمیهن با توجه به موقعیت روحی مردم ایران تقویت می کند وروحیه دشمن را تضعیف می کند که تقویت روحیه عرفانی و معنوی جوانان در چنین موقعیت حساس جهانی بیش ازهر عامل دیگری باید مورد اهمیت قرار بگیرد . به امید اینکه همواره سرزمین ایران به لطف این بزرگان دین پایدارو سلامت باقی بماند.
لینک دوستان
بایگانی
اشتراک