بازدید امروز : 31
بازدید دیروز : 172
من زندگی را در پس سایه های پر از تردید در جاده های مه الودش دوست می دارم من نفس کشیدن را برای با تو بودن درپشت سینه خسته دوست می دارم من ناقوس عشق را بر گیسوان باد می اویزم تا صدای طنین آن بر قلب خاموش و یخ زده تو جانی دوباره بخشد .
من زندگی را دریافتم پشت میله های اطاعت وبندگی تو من زندگی را دوست دارم در اسمان کوچک تنهاییم زندگی را دوست دارم در پناه دامن تو . خود خوب می دانی لحظه ای را بی اندیشه تو نیاسودم . روحم را با ترانه التیام بخشیدی و نور ستارگان اسمان کوچک را به من هدیه دادی . .. پس می نویسم هر انچه را که در قلب خاموشم دفن شده واشتیاق بر فریاد زندن انرا دارم می نویسم تا بخوانند دلنوشته های کوچک مرا انانکه اشتیاق به خواندن دارند . از شر دشمنان وحسودان به تو پناه می اورم که قطره ای کوچک وگم شده ام میان دریای عشق دیگران . دیگرانی که می خوانند و نمی بینمشان . اما با من سخنهای سبز می گویند . دل پر تلاطم و زودرنج مرا نجات می دهند . دراسمان کوچم همراه من ودوستان بی نام نشانی هستند که هزاران سخن سبز با من بگویند . من انان را بر بال سیمرغ خیالم نشانده ودر کهکشان ازاسمان بی انتهای خیالم عبور داده رقص نوری از ستارگان رابه دوستانم هدیه می کنم
لینک دوستان
بایگانی
اشتراک