بازدید امروز : 129
بازدید دیروز : 97
آداب ورسوم و فرهنگ مسلمانان از زمان ظهور اسلام تا به امروز
دویست سال بعد از رحلت پیامبراسلام این دین در چند قاره از جهان منتشر شد .همانگونه که دین مسیحیت و سایر ادیان نیز بنا به دوران خود گسترش پیدا کردند. پیروان مسیحیت و سایر ادیان هر کدام در هر کجای دنیا بنا به عصر و دوران خود دچار تحولات عظیمی شدند و کم کم نوع آداب و رسوم و فرهنگ اجتمایی آنان حتی شکل لباس پوشیدن آنان تغییر چشمگیری پیدا کرد. و این رشد و تحولات اجتمایی و فرهنگی مطابق با رشد علم و تکنولوژی روزبود.در مورد دین اسلام و فرهنگ و آداب ورسوم اجتمایی آنان چنین اتفاقی هرگز نیفتاد.همه کسانیکه در قاره های مختلف جهان وقتی به این دین گرویدن چشم بر نوع آداب و رسوم عربها دوختند و هر آنچه را که آنان انجام می دادند سرلوحه کار خویش قرار می دادند.هیچکدامیک از مبلغین ویا روحانیون برجسته این دین پس از گذشت زمان و پس از وارد شدن به عصر و دوران جدید پیشرفته به پاک سازی فرهنگی و اجتمایی آن نپرداخته و اینگونه شد که مسلمانان در اقصا نقاط جهان دچارناهنجاری های فرهنگی واخلاقی بی شماری شدند.چون این دین از عربستان متولد وشکوفا شده بود همه پیروان این دین را تحت تاثیر خود قرار داده و سالها و قرنها گذشت وگرد خرافات برپیکره این دین نشسته وهرگز از روی آن پاک نشد. البته بودند مسلمانانی روشنفکر که راه خود را از برخی از این مسلمانان جدا کرده و بصورت متمدنانه زندگی کردندو مسلمان هم باقی ماندند اما اغلب به این شکل هستند که می گویم. مسیحیان *کلیمیان *ارامنه*یهودیان *وسایر ادیان نیز دارای نقاط ضعف بیشماری بودند اما نه به اندازه هواداران دین اسلام.غباری که بر پیکره وجودی این دین نشست بر پیکره وجودی هیچ دینی ننشست.آسیب فرهنگی و اجتمایی که پیروان این دین به آن به عمل آوردند هیچ پیروانی در سایر ادیان در هیچ کجای دینا به عمل نیاوردند که من با بازگو کردن و نوشتن بعضی از این ناهنجاری های فرهنگی و اجتمایی قصد دارم چشم مسلمانان را به کرده های خود باز کنم تا ببینند در کجای حرکتهای خود اشتباه عمل کرده و در رفع این ناهنجاری فرهنگی و اخلاقی بکوشند.در این مورد می توان مثالهای بی شماری زد.مثلا اینگونه است که مسلمانان از نظر اخلاقی دوست دارند همه ملتها و همه انسانها افکار و عقایدشان همانگونه باشد که آنان دوست دارند و اگر خارج از خواسته آنان کسی رفتاری کند او را مورد سرزنش قرار داده و جبهه گیری کرده و حتی در قبال خواسته و عقیده خود با دیگران می جنگند. نمی فهمند که ریشه سایر ادیان الهی دیگر نیز بر مبنای خداوند پایه ریزی شده و قرار گرفته است . به عقاید سایر دینها احترام نگذاشته و دوست دارند در همه جای دنیا مطابق با دین خودشان با آنها عمل شود . مثلا در کشورهای اسلامی حجاب در مدارس و دانشگاهها برای همه زنان ودختران اجباری است .حتی مسیحیان ویا سایر افراد که دارای دینهای مختلفی هستند باید در دانشگاههای کشورهای اسلامی پوشش داشته باشند در حالیکه آنها اهل پوشش نیستند باید خواسته مسلمانان را عملی سازند در حالیکه مسلمانان در کشورهای اروپایی و سایر قاره ها که پوشش ندارند آنها را آزاد بگذارند تا مطابق میل خود رفتار کرده و پوشش اسلامی داشته باشند .همه چیز باید طبق خواسته مسلمانان پیش برود .متاسفانه این اخلاق اجتمایی اینگونه از مسلمانان شده . در کتاب آسمانی قران توصیه به پوشش شده اما نه در جایی که نامحرمی وجود ندارد اما به آشکار می بینید که در کلیه مدارس کشورهای اسلامی از دوره ابتدایی تا دبیرستان در جایی که همه معلمین و ناظمین و دانش آموزان زن هستند به اجبار باید از مقنعه ویا روسری استفاده کنند .اینگونه از مسلمانان مطابق با خواست کتاب آسمانی قران عمل نکرده بلکه به خواست و خواهش خود اینگونه قوانین را وضع می کنند و حتی حلال خداوند را نیز حرام می کنند .دختران در مقاطع مختلف تحصیلی چون می دانند زیر اینگونه از پوششها هستند بهداشت موی سر خود را رعایت نکرده و در عمل می بینیم اکثر دختر بچه های محصل صبحها با موهای ژولیده و به هم ریخته زیر مقنعه و روسری سر کلاسها شرکت کرده و درس می خوانند . در حالیکه در همین کشورها می توانند حد اعتدال را رعایت کرده دختران محصل موهای خود را بافته ویا پشت سر شانه زده و با کش ببندند و در طول چند ساعتی که سر کلاسهای درس هستند از هوای تازه ویا آفتاب و نور خورشید حداکثر استفاده را بکنند .فکر می کنید این توصیه کتاب آسمانی ویا پیامبر بزرگ اسلام است که دختران در مقابل در و دیوار و پنجره مدارس سر خود را بپوشانند در جایی که همه زن هستند و اصلا نامحرمی در آنجا دیده نمی شود اینگونه به خود سختگیری کنند . نه اینها زاییده دست فرهنگ مشتی از مسلمانان است که با افراط و ندانم کاریهای خود چهره این دین را مکدر می کنند واین مسلمانان هم عرصه زندگی را برای خود و هم برای دیگران تنگ می کنند .حتی در کشورهای مسلمان در نوع شکل عزاداریهای خود برای امامان و پیشوایان معمولا ازعلامتهای صلیبی شکل استفاده می کنند که اصلا ربطی به دین اسلام نداشته و پیش از این مسیحیان چنین علامتهایی را در جنگهای خود حمل می کردند.بعد عده ای زیر این علامتها رفته و خم شده سر چهار راهها به هم تعظیم می کنند . عادت دارند موقع عزاداری از طبل و سنج استفاده کنند و نمی توانند مراسم خود را به شکل راهپیمایی درسکوت و آرامش توام با احترام با سینه زنی برگزار کنند .استفاده از طبل و سنج معمولا رسم عربها بوده که بعد از مرگ عزیزانشان پس از جنگها استفاده می کردند و هنوز همه جای دنیا مسلمانان از این روش تبعیت می کنند .نام پیامبر بزرگ اسلام و سایر امامان معصوم روی دزدان *کلاهبردارها *افراد فاسد *وهرنوع قشری گذاشته شده و هر خانواده تا توانسته روی فرزند خود نام پاک پیامبر وامامان و پیشوایان را گذاشته و هر شخصی را با هر شخصیتی با نام این بزرگان دین صدا می زنند. متاسفانه ثبت احوال به مسلمانان اجازه گذاشتن نام خارجی ویا برخی اسمهای خاص را نمی دهد تقریبا از این لحاظ کنترل می کند و می تواند کنترل کند. اما هرگز به این فکر نکردند که اجازه ندهند هر کسی نام پیامبر ویا امامان معصوم را روی فرزندش بگذارد . در مراسم عزاداری گـل درست کرده و بر سرو رو و لباس خود می مالند.در کردستان وعراق وسایر کشورهای کوچک مسلمان عربی از خود حالت و شکل های خاصی مانند نوعی رقص به عمل می آورند واین روش را نوعی عزاداری تلقی می کنند . از مساجد صدای بلند نوحه خوانی تا دیر وقت شب هنگام بلند شده واصلا مراعات حال سالمندان و بیماران در حال استراحت را نمی کنند . مسلمانان نام خداوند و پیامبر و امامان معصوم خود را روی کاغذ و پارچه ها نوشته و در هر مکانی می چسبانند .روی طاق و در و دیوار مساجد آیه های مقدس قران را نوشته و به این ترتیب فکر می کنند این مکانها را تزیین نموده اند یا جلوه این مکانها را با آیه های مقدس قران افزایش داده اند . زنان و مردان مسلمان به امام زاده ها رفته بیماران خود را به آنجا می برند و منتظر می شوند این بیماران از این امام زاده ها شفا بگیرند و معجزه ای اتفاق بیفتد .هنوز نفهمیدند که معجزه مختص پیامبران و امامان خاص خداوند است و نمی دانند که صرفا هر کس جزو فرزندان و یا بستگان امامان شد توان انجام معجزه را ندارد .در امام زاده ها نخ گره بسته و منتظرمی شوند تا نخهای بسته شده خود به خود باز شده و به این ترتیب باز شدن نخ هارا دلیل بر استجابت دعاهایشان می دانند.در و دیوارشهرها روی پرچمها و تابلوها پر ازنام خداوند و پیامبران و سایر امامان است . رقابت تنگا تنگ بین دستجات عزاداری وجود داشته که صفت واقعی ونفس صواب عزاداری را از بین می برد و حس رقابت در با شکوه بودن عزاداری از مسمانان افرادی متظاهرساخته است . بعضی ها بر سر خود قمه می زنند و صحنه های ناراحت کننده ایجاد می کنند و با آسیب رساندن به خود وانمود می کنند که عاشقانه این پیشوایان دین را دوست دارند .با راه انداختن تعزیه خوانی وایجاد صحنه های جنگ که دربیشتر موارد صحنه ها رعب انگیز بوده برای بیننده هم حالت خوشی ایجاد نمی کند وانمود می کنند که صحنه های جنگ و نبرد آن زمان را زنده می کنند .کودکان و زنان از دیدن چنین صحنه هایی ناراحت شده و به شدت تحت تاثیر قرار می گیرند. سر بریده درست کرده آنرا به خون آغشته می کنند و همینطور عروسکهایی را به شکل جنازه به نمایش می گذارند .قصد یاد آوری دوران جنگ امامان را دارند بعد از برگزاری نوحه خوانی در پایان کار دختران و پسران در بیرون هیئت ها به هم شماره تلفن ردوبدل کرده قرار آشنایی و دوستی می گذارند و همه ساله این هیئت ها مکان مناسبی برای اینگونه از جوانان شده که به فساد اخلاقی خود بپردازند وهنوز نفهمیدن که روح این امام شهید از آنچه در مراسمش بین دختران وپسران می گذرد باخبر بوده و روحش رنجیده می شود واساس واقعه عاشورا بر این حقیقت نبوده که بعد از گذشت اینهمه سال دختران وپسران مسلمان حالا اینگونه با اینها رفتار کنند .حتی بیشتر افراد برای خودنمایی و اثبات برتری خود نسبت به همسایگان و اقوام و فامیل از شکل عزاداری خود فیلم وعکس تهیه کرده و در موقعیتی مناسب برای هم به نمایش می گذارند.انگار نه انگار که هدف از شرکت در این نوع مراسم می بایست بر مبنای اعتقاد قلبی و بر اساس عشقی درونی نسبت به این بزرگان دین باشد . در حالیکه این علاقه درنوع برگزاری جشنهای تولد این بزرگان دینی اصلا دیده نمی شود. انقدر که مسلمانان به عزاداری روزهای وفات پیامبر ویا امامان خود اهمیت می دهند به روزهای تولد و یا روزهای ازدواج آنها اهمیتی نمی دهند .سالها پیش در نسل قدیم هنگام تولد امامان و پیامبر بزرگ اسلام و سایر پیشوایان دینی کوچه پس کوچه ها را تزیین کرده و به جشن و پایکوبی می پرداختند .اما در نسل جدید چنین اشتیاقی دیده نمی شود.روحیه مسلمانان تحت چنین فرهنگی و آداب رسومی از آنها انسانهایی ساخته که تمایل به پوشیدن لباسهایی به رنگ تیره و سیاه می باشند.چادرهایی که بر سر می کنند به رنگ سیاه است .رنگ کفش مقنعه *روسری*شلوار*لباسهای خانگی و مجلسی*وغیره به رنگ سیاه یا خاکستری و یا دودی است .از رنگهای شاد و فرحبخش فراری هستند نمی دانند یک روحیه سالم معمولا به سمت زیبایی ورنگهای شاد گرایش داشته وبرخلاف این جهت نشان از بیماری روحی و افسردگی می باشد و اگر کسی از لباسهای شیک و زیبا و خوشرنگ استفاده کند اورا فردی جلف لقب می دهند. و برایشان جای تعجب است که فردی با ظاهری زیبا و آراسته از دین سخن به میان آورده و یا در مورد آن علاقه از خود نشان دهد و منحصرا دین اسلام را مختص خود با نوع فرهنگ و دیدگاه خود می شناسند . هرگاه جایی زیبایی خلقت خداوند بخواهد متجلی شود گمان می کنند گناهی در حال وقوع است و داشتن زیبایی را در جمال و ظاهرو لباس خود نوعی گناه تلقی می کنند . این اخلاق را به خوبی می توان از عده بیشماری از مسلمانان افراطی ومتعصب دید .در انجمن های خیریه زنان مدعی به مسلمانیت به دخترانی در تهیه جهیزیه کمک می کنند که حتما حجابشان مثل خود آنها باشد و حتما باید نیازمندان مثل شکل و شمایل خودشان رفتارکنند و اصلا به ذات کار نیک و جلب رضایت خداوند بر مبنای اینکه حتی دخترانی هم که دارای حجاب کم هستند جزو انسانهای محتاج خداوند هستند نمی اندیشند و نمی فهمند که اگر هر مسلمانی بخواهد نیکوکاری کند باید به آنها هم توجه داشته باشد . نمی دانند که در انجام کار نیک نباید به ظاهر انسانها توجه کرد .بخشش و نیکوکاری مرزبندی ندارد. همانگونه که حضرت علی (ع) برای قاتل خود شیر برد و به او رحم کرد . در عربستان هنوز پس از گذشت قرنها از ظهور اسلام هنوز مردان و زنان از لباسهای گشاد و بلند تا نوک پا استفاده می کنند و آنها هرگز نتوانستند مطابق با رشد فرهنگ لباس پوشیدن با سایر ملل در سایر ممالک پیش رفته هماهنگ شوند.گرایش به پوشیدن رنگهای تیره و سیاه در ایران خیلی بیشتر از سایر کشورهای اسلامی است .باز در عربستان اگرفرهنگ پوشش رشد نکرده و عقب افتاده باقی مانده لااقل از رنگ سفید بیشتر استفاده می کنند تا رنگهای سیاه وتیره که در ایران استفاده می شود.مسلمانان کشور سوریه نیز از رنگهای شادتر و طرحهای مختلف استفاده می شود .تنها ویا یکی از کشورهایی که مسلمانان که در آن گرایش عجیبی به رنگ تیره وتار دارند کشور ایران است .در حالیکه دین اسلام همواره از زیبایی و روشنایی سخن می گوید تا جایی که در این دین پیامبر توصیه کرده پوشیدن کفشها به رنگ سفید مستحب است. آیه های قران انسانها را دعوت به رشد وتعالی و زیبایی دوری از جهل و جهالت کرده نه اینکه در آغوش رنگهای تیره و طرحهای زشت و غیره استاندارد مسلمانان را به زندگی دعوت کند . زنان مسلمان در کوچه و پس کوچه ها عاشق غیبت کردن هستند اصلا غیبت کردن و راجع به دیگران صحبت کردن اساس زندگیشان را تشکیل می دهد. مسلمانان صفات زشت و ناپسند از جمله رشوه خواری *اختلاس*کلاهبرداری*دروغگویی *تهمت زدن*غیبت کردن*ریاکاری*و غیره را در خود پرورش داده و می بینیم که اصلا طبق دستورات کتاب آسمانی خود عمل نکرده و دست به چه کارهایی که نمی زنند وفقط در ظاهر خود را مسلمان جلوه می دهند . زنان مسلمان عاشق تهمت زدن به زنهای بی شوهرند .در خانواده های مذهبی افراطی عاشق شدن کمتر به وقوع می رسد .وآنها با عبارت عشق میانه خوبی نداشته و اگروالدین مذهبی افراطی متوجه شوند که فرزندانشان عاشق شده اند شدیدا با آنان مخالفت کرده و به اینگونه ازدواجهایی که بر اساس عشق پایه ریزی شود اعتقادی ندارند و بر این باورند که والدین همسران فرزندان خود را انتخاب کرده بعدها طی سالیان متمادی عشق خود بخود بوجود خواهد آمد. هرگز نمی فهمند که علاقه بعد از ازداوج عشق نیست بلکه نوعی عادت به هم کردن است .اگر مردی قبل از ازدواج عاشق دختر ویا زنی نباشد بعد از ازدواج اگر به همسر خود علاقمند می شود از روی عشق نیست بلکه چون حس می کند زنی متعلق به او شده و او صاحب آن زن شده نوعی احساس مالکیت بر او چیره می شود و اینگونه است که چند سالی با او زندگی کرده اما بعد از چند سال هوش و هواسش به سایر زنهای بیرون از خانه می رود و اینجاست که فطرت و غریزه او را به دنبال پیدا کردن عشق واقعی به اینجا و آنجا می کشاند و حتی انقدر از همسران خود دلسرد می شوند که آنها را به راحتی طلاق می دهند و یا در غیاب همسرشان برای خود معشوقه پیدا می کنند که در بیشتر خانواده های مذهبی می توان این امر را به خوبی دید و احساس کرد . پسران خانواده های مسلمانان مذهبی افراطی بد بخترین پسران روی کره زمین هستند زیرا اینگونه از پسران محکوم به انتخاب همسری هستند که والدین آنان برایشان انتخاب می کنند آن هم انتخاب دخترانی که از بدو آشنایی ودیدار از نوک پا تا نوک بینی کاملا پوشیده هستند و این پسران مجبورند آنان را ندیده پسند کرده و با آنان ازدواج کنند .معمولا به دلیل تعصبات مذهبی شدید آشنایی این پسران با چنین دخترانی در چند جلسه بیشتر خلاصه نمی شود و اکثر اینگونه ازدواجها کورکورانه بوده و بعد از گذشت چندین سال این پسران را دچار نوعی عقده روحی کرده و می بینید تحت لوای چنین فرهنگ و آداب و رسومی چگونه این پسران در سن میانسالی برای خود به دنبال معشوقه می گرند. این امر در کشور مراکش به شدت دیده می شود که چگونه پدرها ومادرها دختران خود را به شکل قومی به عقد و عروسی پسران فامیل خود در آورده و اکثر ازدواجها اجباری است و همه می دانند که عشق موهبتی الهی است که شاید برای هر انسانی پیش نیاید و اگر پیش می آید خواست و اراده خداوند در آن دخیل است که دو انسان براساس عاشق شدن روزی در نقطه ای از زمان به هم رسیده و تا آخر عمر با شور و اشتیاقی وصف ناپذیر با هم زندگی کنند و از کنار هم بودن لذت ببرند وچه بسا همین عشق ایجاد شده آنها را در کنار هم به تکامل روحی برساند .اما زنان مسلمان آنچه را که خداوند مقرر می کند را نمی خواهند .چیزی را می خواهند که دلشان می خواهد. برای همین این زنان به محض اینکه می فهمند که مثلا اگر پسرشان عاشق دختری یا زنی شده واصرار ازدواج با او را دارد دست بکار شده بدون ترس از خداوند به خانه دعانویسان و جادوگران رفته وسفارش دعاهایی را می دهند که خیلی سریع مهر و عشق آن دختر و یا زن از دل پسرانشان بیرون رفته و فرزندانشان در جهتی حرکت کنند که اینگونه مادران دوست دارند . برای همین به خصوص بازار دعانویسان و جادوگران داغ داغ است.همین زنان مسلمانی که در هیئت های عزاداری اشکهای دروغین می ریزند وخود را در صد لایه پارچه پیچانده اند می بینید چگونه بر خلاف خواست خداوند عمل کرده و دست بکار شده و اینگونه رفتار می کنند و تا به نتیجه دلخواه خود نرسند دست از سر این دعا نویسان و جادوگران بر نمی دارند . هشتاد درصد زنان مسلمان ایرانی یک پایشان در آشپزخانه است وپای دیگرشان در خانه این دعانویسان .هشتاد درصد خانواده ها به خاطر اینکار زنهای به اصطلاح مسلمان در حال از هم فرو پاشیدگی است .هیچکس این ازفرو پاشیدگی خانواده ها را از این بعد بررسی نکرده و تاکنون نسنجیده است .یکی برای اینکه همسرش دست از معشوقه خود بردارد در حال سحر و جادوگری است و دیگری مادری است که برای جدا کردن دختری ویا زنی از پسرش وآن دیگری برعلیه فامیل ویا دوست خود چنین کاری می کند . بیچاره طفلک پسران و مردان خبر ندارند که مادران و خواهران و یا همسرانشان درون غذای آنها شبانه در غیاب آنها چه ها که نمی ریزند و به خورد آنان نمی دهند. برای همین پسران و مردان نمی فهمند که چگونه می شود که مهر و عشق دختری و زنی تا یک ماه پیش آنان را در آتش خود می سوزاند اما یکدفعه نسبت به آن شخص کاملا دلسرد و بی احساس می شوند.هیچ مقام و قدرتی در کشور ایران جلوی اینکار را نگرفته و همواره دعانویسان و جادوگران و رمالها آزادانه در خانه های خود نشسته پا روی پا انداخته جزو ثروتمندترین افراد جامعه شده اند و پولهای کلانی از این راه در می آورند .مسلمانان هنوز پس از گذشت قرنها به جای دعا کردن و طلب رزق و روزی بیشتر از خداوند و دور شدن از بلا و قضا وقدر اسفند در آتش انداخته و بر این باورند که دود متصاعد شده از این گیاه آنها را ازشربدیها و نظر وقضا وقدر دور می سازد.پیره زنان مسلمان به جای دعا کردن برای هدایت فرزندانشان توسط خداوند در آستانه درب نشسته دم غروب مشت بر سینه می کوبند و به جان فرزندان خود نفرین می کنند . در هیچ جای دنیا انقدر به موجود زن ظلم نشده که در رسم و رسومات و قوانین وضع شده مسلمانان بر زنان شده است . زنان مسلمان و درد کشیده و ظلم کشیده در راهروهای دادگاههای خانواده اسیر و سرگردان هستند بدون نفقه و حتی خیلی از آنان از خانه هایشان توسط مردان مسلمان بیرون رانده شده و با فرزندانشان بدون نفقه اینجا و آنجا در مانده باقی می مانند .بدون اینکه قدرت اثبات حقانیت حرفهای خود را داشته باشند . قانونگذاران مسلمان مشتی مردهای خود خواه و از خدا بی خبر شده اند که با تصویب قوانینی پوچ که همه در ابتدا و پایان به نفع مردان تمام شده راههای فرار از تعهد خانوادگی را برای مردان باز گذاشته و برای همین مردان مسلمان با استفاده از راههای فرار و تبصره های مختلف همین مردان قانونگذار تا می توانند همسرانشان را در دادگاهها اذیت کرده می دوانند و در آخر به آنها پوسخند می زنند .حقوق زنان در تمام عرصه های اجتمایی با توجه به گذشت زمان برابر نبوده و همواره بر آنان ظلمی نابخشودنی می شود. مردان قانون کشورهای مسلمان آنچنان ظلمی به زن کردند که در هیچ جای دنیا نکرده اند . اکثرا مردان مسلمان مذهبی متعصب وتندرو بد قلب و سیاه دل هستند و نسبت به دنیای اطراف خود بدبین هستند و همواره گمان می کنند که دیگران به ناموس آنها چشم دوخته و یا نگاه نا پاک دارند . برای همین بر همسران خود سختگیری کرده عرصه زندگی را برای آنان تنگ می کنند. حتی در رعایت حجاب بیشتر از حد مقرر شده در قران از آنان توقع دارند زنهای خود را به عناوین مختلف تحت فشارهای روحی و جسمی قرار می دهند به همسران خود دشنمام داده حتی فرصت پیدا کنند به آنها تهمت ناموسی هم می زنند .زنان مسلمان هرگز در کنار مردان مسلمان خوشبخت نمی شوند مگر در مواردی مستثنا که اغلب کمتر دیده می شود . در کل جهان اسلام مسلمانان بعد از رحلت پیامبر بزرگ اسلام به فرقه های مختلف تقسیم شده و شیعه و سنی به یکدیگر رحم نمی کنند . اگر در کشوری تعداد سنی ها زیادتر از شیعه باشد عرصه زندگی بر شیعیان تنگ می شود و همینطور بر عکس اگر در کشوری قدرت دست شیعه ها باشد دیگران فاتحه اهل سنت خوانده می شود و در عرصه های مختلف فعالیت های اجتمایی سنی ها نمی توانند در اداره جات آزادانه فعالیت کنند از خیلی از امکانات شغلی و تحصیلی محروم می شوند .هر فرقه برای خود در گوشه کناره کشورهای مختلف رهبری انتخاب کرده و این رهبران گمان می کنند پیامبران روزگار خویش هستند. حکم جنگ وجهاد داده و در داخل ویا خارج از مرزهای این کشورها جوانان را به کشتن می دهند وروزانه چه زنها و جوانانی که بیهوده کشته نمی شوند. شیعیان نماز را به روش خود می خوانند و سنی ها هم به روشی دیگری .ناهماهنگی و پراکندگی و بی نظمی مشخصه اینگونه از مسلمانان شده است .
می بینید که درافغانستان*پاکستان*لبنان*مراکش*کردستان* وسایرکشورهای اسلامی چگونه جنگهای داخلی و خارجی وجود دارد. زنهای کشور افغانستان مظلومترین زنان در دنیا هستند که مورد ظلم وستم مردان مسلمان خود قرار گرفتند..کتاب قران تنها در سفره های عقد دختران برای تزیین بکار رفته و اغلب در طاقچه های منزلها خاک گرفته است.سالها وقرنها است که مسلمانان در فلاکت و بدبختی و نابسمانی و انواع بلاها از جمله فقر فحشا اعتیاد گرفتار و مبتلا هستند . خداوند آنها را مبتلا به چنین بلاها و گرفتاریها کرده تا روزی بتوانند بفهمند کجای کارشان به خطاست خود و اخلاق و بینش فرهنگی خود را تغییر دهند . اما مسلمانان همواره سر در لاک خود فرو کرده و نمی فهمند ریشه اینهمه نابسامانی در کجاست و چگونه خود را از اینهمه بد بختی برهانند. برای همین نوع شیوه فرهنگ وشکل و شمایل مسلمانان می بینید که در یک کشور اروپایی کسانیکه که خود از حشرات تغذیه می کنند کاریکاتوری از پیامبر بزرگ اسلام را کشیده و شخصیت او را لگد مال می کنند و یا اینکه نویسندگان همچون سلمان رشدی ظهور کرده که آیات مقدس قران را آیات شیطانی می خوانند .
بله این است منظره زشت گوشه ای ازصفات ناپسند مسلمانان .بگذارید این حرفها را از دهان یک مسلمان بشنوند وبفهمند در کجای این دنیای پیشرفته قرار گرفته اند و بفهمند هنوز مدرنیزه نشده و مطابق با پیشرفت علم و تکنولوژی حرکت نکرده به خاطر عقب افتادگی فرهنگی جلوه وشمایل دین اسلام را به ذلالت کشیده اند . آیا فکر نمی کنید اگر جوانی در قلب یک کشور اروپایی ویا سایر ایالتهای مدرن دنیا چنین پیروانی را ببیند رغبتی به مسلمان شدن پیدانمی کند .مسلمانان با این شیوه زندگی چند نفر از سایر انسانها را می توانند برای گرویدن به این دین تشویق و یا ترغیب نمایند .مسلمانان در فضای فکری خود در دنیای خاصی دست وپا زده و از حال و هوای واقعی دنیا بی خبرند و با دیدگاه تنگ و تاریک خود حتی رحمت و بزرگی و بخشش خداوند را در فضای فکری خود جا داده اند و در مورد آن قضاوت می کنند .این روش زندگی و نوع فرهنگ سالها و قرنها ادامه یافته شکل خاصی به خود گرفته تا جایی که اگر کسی هم غیر از این راه و روش سخنی به میان آورد عده ای از همین مسلمانان عقب افتاده سینه سپر کرده و دادو بی داد می کنند و حاضر نمی شوند که کسی چنین دنیای تاریک آنان را بر هم زند . نوعی عادت غلط در ذات فکری آنان رشد ونمو کرده که نسل به نسل این افراد راهها وشیوه های خود را به فرزندان خود در عمل آموخته اند .وای بر احوال مسلمانانی که سعی دارند یک قدم جلوتر از قران راه بروند و با افراط و یا ندانم کاریهایشان آسیب به این دین برسانند.همه این مسلمانان در قبال کتاب آسمانی قران مسئولند و باید روزی جوابگوی اعمال زشتشان باشند .تا زمانیکه مسلمانان دست از خرافه پرستی بر ندارند به همین بلاها مبتلا بوده رنگ خوشبختی را نخواهند دید. برای همه اینگونه جا افتاده و عادت شده که اگر کسی مشتاق دین اسلام است باید ظاهری افسرده با نوعی پوشش خاص وچهره ای عبوس ودر خود فروفته باشد و اگر کسی پیدا شود که ظاهری آراسته وزیبا داشته باشد و از دین اسلام صحبت کند چیزی عجیب است .حتما باید پیروان این دین بی آب و رنگ بوده مثل این عده قماش مسلمان نما باشند.اینها زاییده دین اسلام نیست .آداب ورسوم از خود ساخته مشتی انسان است که قرنهاست خود را آویزان این دین کرده اند و تحت لوای آن از خود انسانهایی مثلا بهشتی ساخته اند واز آن سود برده و بهرمند شده اند . پس سینه چاک نکرده وادعایی هم نکنند . با اینکه پیش از این از صفات خوب مسلمانان بخصوص ایرانیان مطالب بی شماری نوشته ام که خواندید اما این پست متعلق به صفات زشت و ناپسند آنان است که می بایست می نوشتم تا بخوانند و بدانند با دین خود چه کردند و هیچ امتی با پیامبر خود بد نکرد آنگونه که مسلمانان با پیامبر خود بد کردند و هم اکنون پیامبر بزرگ اسلام مظلموترین پیامبر در جهان است که اینگونه دین او را به بازی گرفته اند . هر چند که همه مسلمانان مورد لطف خداوند قرار گرفته بزودی این دین در جهان مثل آفتابی درخشان خواهد درخشید وتیر ابر قدرتها به سنگ خورده و کاملا نا امید خواهند شد و خواهند فهمید که خداوند چقدر برای این دین ارزش قائل بوده ودشمنان قسم خورده این دین را به سختی مجازات خواهد کرد.
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
بایگانی
اشتراک