بازدید امروز : 168
بازدید دیروز : 151


وقتی ایمان مرد انسان نیزمرد
آنچه قدر مسلم است این است که درانتهای جاده پر پیچ وخم زندگی وقتی انسان به لبه تیغ سقوط وانحطاط فکر واندیشه می رسد . تنها دست نجات بخش وی واژه ای جز واژه امید نیست . که به هنکام درخشش ایمان در قلب که به چشمه خشکیده روح انسان جان دوباره می بخشد . پس از گذاشت میلیونها سال از تولد انسان روی خاک وپرورش روح وجسم او وتبلور اندیشه اش وشکوفایی وخلاقیت ذهن وتوسعه صنعت وکشف وگسترش شبکه های رایانه ای وانواع سیستمهای صوتی وسرعت گرفتن ارتباطات باز هم انسان در نقطه ای می ایستد که بیشتر اوقات به بعضی از واقعیت ها وباورهای معنوی به دیده شک وتردید می نگرد . بطور مثال هنگامیکه دستگاه کوچک گوشی تلفن که وسیله ساخت دست خود انسان است که در کمترین مدت امکان ارتباط سریع انسانها را موجب می گردد. در ذهن انسان به راحتی اعجازش قابل درک تر است زیرا که این پدیده با چشم سر دیده می شود قابل لمس تر است اما در نوع نگرش در ارتباطات روحی ودرونی خویش با عالم معنویات که با چشم سر دیده نمی شود وقابل لمس نیست به انچه در فکر واندیشه اش می گذارد ونیات قلبی وحاجات بر زبان نرانده اش به دیده شک وتردید مینگرد مثلا بارها وبارها با خود می گوید حتما خدا از این حاجت من بی خبر است و یا در ادای دعا ودر استجابت آن ونیایش به مرز شک وتردید می رسد که ایا دعایش وخواسته اش به درگاه خداوند استجابت می شود یا نه پس بدانیم وقتی وسیله ساخت دست خود انسان وقتی به این سرعت عمل می کند و ارتباط انسانها را به حداقل می رساند ایجاد این ارتباط بین انسان وخداوند کاریست سهل واسان که قبول این باور موجب می گردد انسان در برخورد با ناملایمات زندگی در ذهن خویش فاصله ای بین خود وخدا احساس نکند و اینکه انسان خلق نشد تا به فراموشی سپرده شود وبه حال خویش رها شده باشد . انسان باید بداند وایمان داشته باشد که خداوند به تمام مکنونات قلبیش اگاه است .
لینک دوستان
بایگانی
اشتراک