بازدید امروز : 23
بازدید دیروز : 172
پدیده مرگ وفراموشی آن وعدم شناخت آن بزرگترین خطای انسانها
مرگ تنهاواژه منفوری است که در ذهن هر انسانی تداعی کننده نیستی ونابودیست . انسانها بی آنکه خود بخواهند وبدانند بدنیا آمدند وزندگی کودکی وجوانی وپیری را سپری کرده وپشت سر می گذارند . پس ازطی دوران نوجوانی در سراشیبی تند زندگی دستخوش فرازونشیبهای فراوانی قرارمیگیرند که معنای زندگی واقعی در نگاه ودید او فقط لذت غذا خوردن ،تفریح واستراحت ومال آندوزی و سایر نیازهای اولیه انسان برایش خلاصه می شود .وقتی که جوانی ازدنیا رفته ویا اتفاق ناگواری برای او می افتد همه ازمرگ ونبودن اووعدم ادامه زندگی او متاثر شده با خود گمان می کنند که اوتنها وبهترین فرصت زندگی خویش را ازدست داده .برای همین چون در ذهن کوچک انسان تولد یعنی پا گذاشتن به این دنیا ومرگ یعنی رفتن ازاین دنیا ونیستی تداعی شده ومرگ بدترین وتلخترین اتفاق زندگی یک انسان به شمارمی رود .حتی در میان فقیران ومستمندان مرگ واژه بدی تلقی شده حتی رنج کشیده ترین انسانها حاضرند در دنیا حضور داشته باشند اما هرگز نمیرند .این در حالیست که سهم خیلی ازانسانها در این دنیا پوچی ودرد بیشتر نبوده .امابازذهن انسان بر این باوراست که هر گزبا مرگ رودرونشده و برای عمروبقای خود تلاشهای زیادی می کند . این به این دلیل است که ازپشت پرده مرگ بی خبربوده وازچگونگی احوالی که براوخواهد گذشت کاملابی اطلاع بوده وهمین نوعی وحشت برای اوایجاد می کند .همانگونه که تاریخ تولد وبه دنیا آمدنش دست خود نبوده ونخواهد بود/ تاریخ مرگ اونیز دست خود نبوده ومعمولا دربرخی موارد دور ازانتظارش مرگ به سراغش آمده وگریبانش را می گیرد . اکثر انسانها به خاطر غرق بودند در مصائب سخت روزگار همواره از شناخت این پدیده جدا بوده وبرای فهم آن تلاشی درزندگی نمی کند . یعنی بطور اتوماتیک مردم یاد گرفتند فقط پس ازتولد راههایی برای رشد جسم وبلوغ فکری خود پیداکنند وهر گزدر گذر زندگی خویش به این مقوله وواقیعت کمترنگاه کرده و در خصوص آن تحقیق کرده اند . زیرا فرار ازاین پدیده ذهن انسان رافقط به طرف زیبایی های زندگی این دنیا معطوف می سازد .که اگر خوب هر کسی به این مقوله به عنوان یک پدیده مهم وقابل تحقیق نگاه کند به شگفت انگیز ترین قسمت از خلقت خود پی خواهد برد . یعنی خواهد فهمید که زندگی پس ازمرگ نیزوجود داشته و به شکل وساختار تازه ای انسان را دربر می گیرد . اینجاست که باید اعتراف کنیم انسان جسم نیست بلکه روح است و روح همواره باقی خواهد ماند وپس ازمرگ انسان وارد دنیای تازه ای اززندگی خود پا می گذارد . درزمانهای قدیم پس ازاینکه علم مغناطیسم توسط محققان کشف ومورد تحقیق واقع شده پیشکسوتانی که روح شناسان حرفه ای بودند سالیانی ازعمر خویش را به تحقیق دراین خصوص پرداختند . حتی استادانی همچون مدیومهای معروف وقوی با روح انسانهایی که ازدنیا رحلت کرده بودند ارتباط بر قرار کردند . در این قسمت انسانهایی که نمی دانستند که آیا روحشان پس ازمرگ باقی خواهد ماند یا نه پی به وجود وبقای آن توسط همین مدیوم ها بردند . عده ای ازاین مدیومها حتی روح انسان را به شکل ماده در آورده و با چشم سر آن را رویت نمودند . این عده از مدیومها به خیلی ازسئوالات پاسخ داده نشده ذهن انسان پاسخ قانع کننده دادند .وقتی علم مغناطیسم تکامل یافت هیچیک ازرشته ها ی آن مانند (سومنامبولیسم ،تله پاتی، فتله پسی شی ، فتوپسی شی ،روشن بینی ومانند آن مشخص وروشن نبود .این نیزجزو همان علوم غریبه وسری بود که به آن علوم ( مانیه تیسم ) دادند . ودر حال حاظرهر کدام ازاین علوم رشته های روشهای جداگانه ای برای خود داردکه من در رمان دسیسه عشق سعی کردم جرقه این روشن بینی را برای جوانان در قالب یک رمان به رشته تحریردرآورم. تا عده ازجونان با این علم آشنا شده ودرجوار تحصیلات خود در مقاطع دانشگاهی بطور علمی وپیشرفته تر دراین رشته به تحصیل بپردازند که متاسفانه در کشور ما در میان انواع رشته های تحصیلی وتخصصی کمتر به این رشته پرداخته شده و ما خلا آن را کاملا دربین سایر رشته ها حس می کنیم .امید وارم جوانان و دانشجویان عزیزپس ازخواندن این رمان و آشنایی با این علم رمانهای بعدی مرا بخوانندکه درهر کدام ازآنها اززاویه خاص به معرفی و آشنایی هر چه تمام تره شما عزیزان با این علم تلاش خواهم کرد . که درک وفهم آن درقالب یک رمان برای هر انسانی آسانتر ازحتی خواندن مستقیم کتابهای منتشر شده در این خصوص می باشد که پی بردن به این علم ومشخصات ان انسان را ازپوچی و بیهودگی بیرون کشیده و هویت و ماهیت واقعی روح انسان راثابت کرده وبه این ترتیب انسان دراین مجموعه حیرت انگیز خلقت خداوند به خیلی ازدلایل خلقت و بدنیا آمدن خویش پی خواهد برد. در سومین رما بلند خود دقیقا مبادرت به نوشتن یکی ازشگفت انگیزترین پدیده های موجود درجهان که رابطه علم پزشکی با مخلوقات ماوراالطبیعه می باشد که این رمان پنجره تازه ای رو به جهان علم بازخواهد کرد وشاید ذهن خیلی ازپزشکان را نیز به اصل واقعیتی جالب و شگفت انگیز که هرگز به آن نیاندیشیده وپی نبرده اند خواهند رسید . امید وارم در اینکار موفق ازآب بیرون آیم که تلاشی بی وقفه درتالیف این رمان به عمل می اورم وارزو دارم این رمان روزی خواننده جهانی پیدا کند .
لینک دوستان
بایگانی
اشتراک