بازدید امروز : 135
بازدید دیروز : 97
چرا دانش آموزان به مربیان و معلمین خود احترام نمی گذارند
...........
کلیه مطالبی را که هم اکنون می نویسم صرفا به جهت یادآوری به همه مدیران ومسئولان محترم کشور ودانش آموزان در خصوص نحوه نوع عملکرد آموزش و پرورش در کشورمان می باشد . که این نوع عملکرد ریشه در شیوه وراههای قدیمی آموزشی وپرورشی در کشورمان می باشد . امید وارم این مطالب بتواند به معلمین ومدیران و مسوئلین پرورشی موثر واقع شود .
دلیل مختلف افت تحصیلی دانش آموزان در کیله مقاطع تحصیلی چیست ؟
همانطورکه کلیه کارشناسان آموزشی خود به خوبی میدانند که سه عامل موثر درپیشرفت تحصیلی دانش آموزان می باشد . عامل اول : کمک به محصلین در منزل توسط اولیا 2_ فراگیری دروس توسط مدرسین ومعلیمن شخصی 3_ فراگیری دروس در محیط مدارس و اموزشگاهای فنی وحرفه ای .در خصوص عامل اول باید بگویم ازسالها پیش به دلیل افت وخیزهای بسیارفراوان و قانونگذاری توسط مسئولین آموزشی در خود وزارت آموزش و پرورش باعث شد کتابهای درسی دانش آموزان جهت طراحی و نوع محتویات آموزشی ان هر سال با سال پیش متفاوت باشد .یعنی دانش آموزان سال اول راهنمایی اگر در سال مثلا 1380 دارای مفاد درسی ویا سوال وجوابهای خاصی بودند در سال 1382 به دلیل وضع قوانین تازه وعوض شدن کلیه محتویات کتاب در همان مقطع داشن آموزان در مقاطع مختلف نیازمند کتابهای آموزش وراهنمایی جدید وتازه بودند به همین خاطر پدران ومادرانی که خود دوران تحصیلیشان مربوط به سالهای گذشته می شده قادر به احیا وراهنمایی و کمک به فرزندان خود در چنین مقاطع نبودند . چنین تغییراتی امکان کمک کردن به دانش آموزرا ازطرق اولیا خود ازآنان سلب می کرد . در چنین حالتی مربیان ومسوئلین هرگز به عوارض چنین تغییرات آموزشی ونوسانات آن در کلیه مقاطع درسی و محتویات آن نشدند و همانطور که می بینید هر سال اولیا دارای مشکلات فراوانی در خصوص کمک به ضعف فرزندان خود در کیله مفاد درسی بودند .وازسویی چون همه اولیا دارای توانایی مالی به جهت احیای عقب ماندگی درسی برای فرزندان خود نبودند به ناچار آنها را به حال خویش رها کرده ودانش آموزان ازاین زاویه دچار مشکلات تحصیلی و علمی شدند .
3_ عامل دوم در خصوص فراگیری دانش آموزان ازطریق معلمین خود که باید بگویم در این بخش نیز معلمین کوتاهی بسیار زیادی به خرج داده وچون خود دارای مشکلات مادی ویا اقتصادی وخانوادگی بودند به کلی نقش شغل انبیایی خویش را فراموش کرده و بوسیده کنار گذاشتند و همواره درصدصد رفع مشکلات خود بودند و با آغاز سال تحصیلی به محض اینکه در ترم مثلا اول دانش اموزش از چند درس می افتد همان ابتدای سال اولیا را خواسته و این مسئله را به آنان گفته وبه این ترتیب به اولیا می فهماندند که فرزندانشان در این دروس ظعیف است بعد بقیه آن را هم به خداوند واولیا محول می سازند تا به این ترتیب شیوه های ضعیف آموزشی خود را با ضعف دانش اموزان توجیه کرده و ازهمان اول سال با احضاربیچاره اولیا همواره براین ادعا بودند که اولیا می بایست در منزل با آنان کار کنند که در این مورد حرفی ندارم که ادعایی غیر قابل قبول نیست .آما اولیایی که بیست سال پیش مفادرسیشان چیز دیگری بوده ومتفاوت با آن سالها می باشد چگونه به فرزندانشان در منزل کمک کنند .این رسم سالهاست در مدارس بین مربیان ومعلمین مرسوم است .همان اول سال معلمین برای اینکه خود رابکلی تبرئه کنند آب پاکی را روی دست اولیا ریخته وبعد هم با بی حوصلگی در پاسخ به هرگونه کم کاری های خود می گویند مگر چقدر دولت به ما حقوق می دهد ویا اینکه می گویند ما چگونه با 40 یا 30 دانش آموزکار کنیم به هیچکدام نمیتواینم برسیم . این معلمین فراموش کردند که اگر نمیتوانند به این دانش آموزان خوب تدریس کرده ویا به تقویت آنان برسند پس برای چه باید این تعداد ازدانش اموزان سرکلاس حضور پیدا کنند .در حالیکه اگر در ذهن خود شیوه های درست وجدید وقوی ابتکارکرده وعمل نمایند لااقل می توانند دوسوم از دانشن آموزان را در سطح متوسط نگاه دارند . به جای اینکه با ایجاد نوعی رقابت آموزشی صحیح در کلیه سطوح آموزشی بین خود درمیان معلمین شرایط بهتری برای تدریس خود پیدا کنند ویا ارائه دهند به کلی وظیفه اصلی خود را بوسیده وکنار گذاشته وتنها درمواردی به بطور کمرنگ و بدون حس قوی ازدرون خویش به تعلیم و آموزش پرداختند . یعنی برای ایجاد شیوه های جدید درامرکارخود همواره کوتاهی نمودند . (که منظورم همه نیستند) این کوتاهی ها برای آنها توجیهات مختلفی به همراه داشت. وهر کس به بهانه مشکلات خود تنها به حدی که خود می خواستند ازخود مایه گذاشته و در همین حد کار آموزشی و پرورشی اکتفا نموده و دراین میان در یک کلاس مثلا 40 نفری معلمین همواره به فکرآموزش شاگردان زرنگ بودندو به تشویق وترغیب آنان می پرداختند . وهمیشه شاگران زرنگ مورد توجه آنها بوده و همواره مورد لطف انان قرار می گرفتند . این عملکرد غیراخلاقی همیشه دربین همه معلمین بکارمی رفت ومی رود . درحالیکه اینکارشان هرگز هنر بزرگی به حساب نمی آید زیرا معلمین قادر وتوانا به کشف مشکلات روحی و جسمی وناتوانایی های دانش آموزانی هستند که نیازمند به کمک و همیاری آنان دارند نه دانش اموزانی که ضریب هوشیشان بطورذاتی بالا بوده و بطور خود کاربه تحصیل علم خویش می پردازند . معلمین توانا و قادربه امر آموزشی معمولا قادرند دانش آموزان سطح پایین کلاس را به ارائه شیوه های قوی به جلو به حرکت درآورده و به این ترتیب میزان توانایی آموزشی خود را چه ازنظر درسی و چه ازنظر ایجاد ارتباط روحی وعاطفی با دانش آموزان به دیگران نشان دهند .اما متاسفانه همه این درکیات مهم کنار گذاشته شده وگروه زیادی از محصلینی که به دلیل داشتن مشکلات روحی و خانوادگی و یا ناتوانی ذهنی بودند دراین وادی تنها باقی مانده ودچارعقب افتادگی شدید چه ازنظر روحی وچه ازنظر درسی واخلاقی گشتند .
عامل دوم :فراگیری دروس توسط کلاسهای فوق برنامه و خصوصی که در این مورد باید بگویم تنها بخش کوچکی ازقشر نوجوان توانایی شرکت دراین کلاسها را داشتند ودارند که توانایی پرداخت هزینه های سنگین ازسوی مراکزآموزشی مثل دبیرستان وراهنمایی را دارا می باشند چون میزان شهریه ها بالا بوده و حتی معلمین خصوصی با هزینه های بسیارکلان برای آموزش هر ساعت درسی خود در منزل امکان بهرمند شدن هردانش آموزرا ازاین امکانات نیزسلب کرد . وتنها اقشار کمی ازقشر مرفه جامعه قادربه پرداخت هزینه های سنگین این کلاسها می شدند
......................................................................
لازم به ذکر است که بگویم ایجاد شیوه غلط ونادرست در امر پوشش لباس دختران ویا پسران در مدارس نیز نوعی واکنشهای منفی بین دانش اموزان و مربیان در مدارس ایجاد می کرد . مدیران سردرگم وبدون داشتن اطاعات روانشناسی ویا ایحاد قوانین موثر همواره به قطع ارتباط قوی بین خود ودانش اموزان دامن می زدند به این شکل که هر ساله شاهد هستیم که مدیران برای پوشش دانش اموزان مقطع راهنمایی ودبیرستان با دادن طرحهای نامعقول و نامتعارف نوعی خارج ازحد استاندارد نارضایتی رادربین دانش آموزان واولیا آنان ایجاد می کردند . مثلا نوع شکل مانتوها در مقطعی ازسال در یک دوره تا پائین زانو در سالی بالای زانو تا نوک پا شبیه گونی و یکسره ودرسالی بطور رنگا رنگ آنهم در رنگهای زشت و یا تند و یا غیر طبیعی برای دانش آموزان طراحی می شد که دانش آموزان دختر به دلیل بودن درسن غرورورشد از پوشیدن اینگونه مانتوها امتناع ورزیده واحساس خجالت می کردند .همین امر نوعی نارضایتی دربین خانواده ها و دانش اموزان با مربیان به همراه داشت . در حالیکه ازهمان ابتدا می شد با بکاربستن یک نوع شکل ازپوشش مناسب در حد محیط آموزشی آنهم در حد متعارف وکمی استاندارد مناسب با سن ومقطع درسی شان برای دختران پوشیدن مانتو را درذهن آنان بد جلوه نداده و نوعی تنفر را ازپوشش در ذهن آنان ایجاد نکرد. برای همین اعمال نوع ومدل پوشش دانش آموزان دختر هر ساله تحت نوسانات مختلفی قرارگرفته ونوعی سرکشی وتمرد از گفته های مربیان ومسئولین آموزشی را درپیش روی خود می کشیدند . حتی نوع شکل مانتوهای مدیران ازنظر مدل ویا رنگ هیچ مغایرتی با سایر عاملین فعال در مدارس ندارد.یعنی وقتی وارد دبیرستانی می شویم نمی توان مدیرمدرسه و سرایدار راازهم تشخیص داد . چون همه یک شکل ویک مدل هستند. مانتوهای هم شکل آن ابهت راازآنان گرفته و دانش اموزان هیچ تفاوتی بین خود و معلمین ومدیران مدرسه درنوع پوشش نمی ببیند وحس نمی کنند . که توجه به این مسئله مهم ازدید کارشناسانه درچشم دانش آموزان قابل اهمیت است .
...................................................................
کلیه فعالیتهای هنری درمدارس دخترانه وپسرانه منحصرا درسطح فعالیتهای داخل آزمایشگاههابوده که مربوط به درون متون درسی آنان باشد . که این امردر سالهای گذشته بطور قوی دنبال می شد اما سالهای بسیارزیادی است که فعالیتهای حرفه ای وهنری در داخل مدارس بکلی ازبین رفته یا به شکل ضعیف دنبال می شود . هیچ فعالیتی در خصوص مقاله نویسی و هنرهای دستی ،نقاشی ،موزیک و اشنایی نو جوانان با انواع سازها ،ایجاد کلکسیونهای مختلف ،روزنامه دیواری بطور قوی ادامه نیافته وبکارگرفته نمی شود . مگر در مواردی استثنایی در بعضی ازمدارس همین امرباعث شده دانش اموزان حس تقویت وکشف استعداد درخود را ازدست داده از دنبال کردن هنر و حرفه های مختلف فاصله گرفته و رغبتی برای آن نداشته باشند . ..................................................................
دردوره ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی باخصوص سازی مداراس و مراکزآموزشی موجب شد که تمام مدیران ومعلمین فعال وقوی ازمدارس دولتی فاصله گرفته و برای داشتن درآمد عالی مبادرت به ایجاد مدارس غیرانتفاعی نمودند در اصل همان مربیان مدارس دولتی باایجاد دبیرستانهای غیرانتفاعی تنهابا گرفتن هزینه های کلان اموزشی ازاولیا در میان اذهان مردم بالابودن سطح کار خود را ادعا نمایند در حالیکه هیچ تغییری در نوع شیوه کارخود نداند اینها همان معلمین مدارس دولتی هستند با همان نوع شیوه تدریس.
.................................................................
کلیه موارد ذکر شده باعث شد حس درس خواندن وارتقا.تحصیلی دانش آموزان درسالهای گذشته و به خصوص در مدارس دولتی بکلی پایین آمده و رفته رفته پایین آمدن سطح نمرات درسی انان را موجب شود ، عدم توجه لازم وکافی معلمین ومربیان به بخش هنر در مدارس ، نوعی بی میلی رادرمیان دانش آموزان ایجاد کرد.بنابراین پس ازگذشت سالها مربیان متوجه شدند که داشن آموزان دارای افسردگی روحی هستند برای رفع این افسردگی ها وایجاد نوعی شادی در مدارس درزنگهای تفریح مبادرت به گذاشتن نوارهای کاست موزیک پاپ درمدارس شدند . یعنی نوعی ازواکنشی را که درهیچ جای دنیا در مقاطع تحصیلی کشور به عمل نمی آورند که اینگونه رفتار رااینگونه مربیان در مدارس پیاده می کنند .اگر معلمین دست ازبی اعتنایی برداشته وبا جان ودل ازصمیم قلب برای فرزندان این مرزوبوم کشورشان قدم بگذارند. مدیران مدارس نه با گذاشتن چند معلم پرورشی که زیاد هم کار ساز نبوده بلکه اختصاص دادن زمانی ازهفته برای صحبت کردن باانها وایجاد ارتباط نزدیک اخلاقی با دانش آموزان. انها را به روشی درست نه بازجویانه ازخطرات مختلف اجتمایی روشن ساخته، به تقویت اخلاقی آنان کمک کرده تا به این ترتیب به جای ایجاد تنفر ازخواندن درس و فراراازشنیدن نصیحتهای آنها فضای مناسب برای انان ایجاد کنند تا ازخطر مبتلا شدن به اعتیاد و فساد اخلاقی در آنان جلوگیری شود. در کل اماکن آموزشی باید شعارهای اخلاقی برای دانش آموزان نوشت و هر دو ماه و چند ماه یکبار از هنرمندان مورد علاقه آنان دعوت کرده ازقبل ( نویسندگان رمان که همواره مورد علاقه بسیار زیاد دانش آموزان هستند ،دعوت ازشاعرین ، خوانندگان موزیک پاپ آهنگسازان ونوازندگان نامی و مشهور ، بازیگران سینما درجشنهای سالانه یاپیش ازنوروز و در ایام مختلف و اعیاد وتولد پیامبران وامامان معصوم دعوت به عمل آمده تا در مجاورت چنین گرد همایی هایی دانش اموزان توسط هنرمندان مورد علاقه اشان مورد ارشاد اخلاقی قراربگیرند که همواره گفته های انان دربیشترموارد کارساز ترازاولیای خود ویا مربیان می باشد
.......................................................................
خطابم به همه معلیم و مسئولین مدارس
اگر کمی به اطراف خود وبه چشمان نیازمند دانشن اموزان و محصلینی که بارآموزشی وارشادی آنان بیش ازخانواده هایشان روی دوش شما می باشد خوب نگاه کنید می بینید که آنگونه که می بایست به وظیفه خود عمل نکردید میدانم که با حقوق ناچیز در حال خدمت هستید اما بدانید شما به دلیل نام مقدس معلم که شده وظیفه بزرگی دراین خصوص بردوش خود دارید و درجریان تدریس خود بطورسرسری ازکناروظیفه مهم خود گذشتید این حرفم مختص کسانی است که خود بهترمی دانند چقدرازوظیفه خود را عمل ننمودند و چه میزان کوتاهی کردند. هنگامیکه کسی حتی در یک کلام اداعای ایرانی بودن می کند باید باتمام وجود برای احیای تربیت اخلاقی وروحی فرزندان این کشور با جان ودل اهتمام ورزد خوب به خود بیاندیشید تا چه اندازه به این وظیفه خوب عمل کردید ..
........................................................................
خطابم به مسئولین آموزش وپرورش
چنرروز پیش برای گرفتن کپی اشعارم به درون مغازه ای رفتم که دیدم جوانی با دیگر دوست خود در حال کپی گرفتن چند مدرک تحصیلی خود بودند که صاحب مغازه ازآنان دوجوان در خصوص همان مدارک تحصیلی سوال می کرد که شنیدم یکی ازآن جوانان ادعا کرد مدرک دیپلم ولیسانس خود را فقط با قیمت 300 هزارتومان خریداری کرده همان لحظه نیزدر حال گرفتن کپی آنان برای ارائه دادن به یکی ازسازمانهای دولتی برای اشتغال به کار بود . ازشینیدن این صحبتها بسیار متاثر شدم وخیلی برای مدیران داخل آموزش و پرورش کشور متاسف هستم که چقدرکنترلشان در خصوص افراد زیردستشان وکارمندانی که کارتهای سفید مدارک تحصیلی را بطور امانت در دست داشته ضعیف است .که این عده با دست کاری نمرات اینگونه دانش آموزان معدل قبولی آنان را به حد قبولی رسانده و چگونه خیانت در امانت کرده و با تقلب و دست بردن دراین مدارک وفروش آن در سطح جامعه میزان حس درس خواندن و ارتقا علمی جوانان راپایین آورده و خیلی ازجوانان بیسواد درانواع مشاغل اجتمایی مشغول به کار شده و به دلیل عدم کاردانی خود درکار ضربات محکمی به زوایای مختلف شغلی درجامعه به دولت ومردم می زنند.
.............................................
خانواده های محترم می بایست احترام به مربیان ومسئولین مدارس را همواره مرتبا در منزل به دانش آموزان گوشزد کنند تا فاصله اخلاقی وروحی بین آنان ومربیان آموزشی پیش نیامده تا به این ترتیب با همکاری اولیا ودانش آموزان روند مثبت و خوبی بین آنان در سطح مدارس ایجاد شده وسیر تحصیلی مناسب و درستی برای آنان ایجاد شود ودانش آموزان باید بدانند احترام گذاشتن به مسئولین مدارس معلمین و مربیان تربیتی خود یکی از خصوصیات وویژه گی ها عالی یک دانش آموز خوب است . دانشگاهها و محیط مدارس محیطی هستند فقط برای کسب علم و دانش انسانها .در اینگونه مکانها باید با تبعیت ازنوع پوشش و قوانین ویژه ازنظر اخلاقی و تحصیلی با مربیان واستادان و حتی حراست دانشگاهها همکاری کنند تا درامر تحصیل علم خود موفق باشند . تمام دانشگاهها و مدارس و مراکزآموزشی در دنیا دارای قوانین ویژه میباشد که یک دانش آموزو محصل هرگزنباید مغایر با این قوانین رفتار کند این مهمترین اصل میباشد .این در حالیست که کلیه مربیان نیزباید دراین راستا نوع وشیوه سابق وغلط خود را که درمواردی به جای همراه داشتن آثارمثبت وخوب برای دانش اموزان اثر سو به جا می گذاشته را تغییر دهند . ایجاد تنشهای مختلف را با دانش اموزان را کنار گذاشته و با ایجاد رقابتهای سالم ودرست بین دانش اموزان ازهر نظر محیط مدارس را کانون مناسبی برای آموزش وتربیت آنان قرار دهند . سالهاست که فاصله عمیق بین آنان ایجاد شده وهمین فاصله ها هم برای خودشان ایجاد مشکل کرده وهم برای دانش آموزان . حتی برای دانش آموزان سرکش کلاسهایی بگذارند و آنها را ازراه درست وصحیح ارشاد کنند ت.وسط مربیان صالح وکارشناس نه اینکه محیط مدارس را تبدیل به بازداشتگاههای نظامی کنند .
...............................................................
خطابم به خانواده ها
درصورت برخورد با افرادای که دردل سازمان آموزش وپرورش مبادرت به چنین خیانتهای اجتمایی و فرهنگی می شوند خیلی سریع عاملین فروش این مداراک تحصیلی رابه مقاما ت بالای انان گزارش دهید تا حق جوانانی که باگذاشتن سالهاعمر خود در جهت کسب علم وتحصیل پشت میزهای درس در دانشگاهها ضایع نشده همه جوانان یاد بگیرند برای رسیدن به مراتب تحصیلی بالا به فرگیری علم آن بپردازند نه اینکه با 300 هزارتومان جوان بیسواد ی در مقاطع مهم اداری و اجتمایی مشغول به کار شده علاوه برضایع شدن حق خیلی ازجوانان زحمت کش ودرس خوان و دانشجو عده ای بیسواد باندانم کاریهای شغلی خود در سطح ادارات وسازمانهای دولتی به بیسواد بودن شان مرتبط می باشد ضربات اقتصادی ومالی برای دولت به همراه نداشته باشد .
.................................................
امید وارم معلمین و مسئولین آموزشی در مدارس ازمطالبم نرنجیده وخوب به عمق عملکردهای مثبت ومنفی خود درجوارشغل انبیایی خویش فکر کنند .به امید موفقیت و پیشرفت روزافزون همه جوانان این مرز وبوم که ارزو دارم با عنوان کردن این مطالب به بهبود آن کمک کنم
...................................................
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
بایگانی
اشتراک