بازدید امروز : 55
بازدید دیروز : 174
چرا مردان ایرانی در سنین بالا هنوز کودکند

هنگامی که شکل زندگی و فرهنگ ایرانیان از قدیم شکل سنتی ویا ایلی ویا روستایی داشت نوع شیوه وتربیت فرزندان دختر وپسر در بستر خانواده ها کاملا متفاوت بود چه زمانی که پدر سالاری حکمفرما بود چه زمانی که مادر سالاری بود. چون زنان اوقات بیشتری را با فرزندان خود سپری می کردند وتربیت آنان به عهده مادر بود نوع شیوه وساختار فکری وفرهنگی مادران به گونه ای بود که به پسران خود بیش از دختران بها می دادند. . وقتی شکل زندگیها شهرنشینی شدباز هم این نوع شیوه ونگرش ودیدگاه فرهنگی ریشه در خون و ایین زنان ایرانی داشت . بطور مثال مادران انقدر که هواداری از پسران خود می کردند که نسبت به فرزند دخترهرگز نمی کردند . البته منظورم گروهی از مادران هستند که تعدادشان کم نیست . این نوع طرز تفکر بی دلیل نبود ویکی از دلایل عمده آن این بود که مادران ایرانی در نوع روابط عاطفی خود با همسران خود همیشه احساس کمبود کرده واین کمبود را در ایجاد ارتباط روحی وعاطفی با پسران خود جبران می کردند . زنان ایرانی آنقدر که با زبان خوش و با محبت با پسران خود رفتار می کنند که ذره ای از این توجه ومحبت را نسبت به همسرانشان خویش ندارند . در ادامه این ارتباط وتعلقات روحی ماردان نسبت به پسرانشان موجب می شود پسران حتی در انجام امورات شخصی وفردی خود کوتاهی کرده وبا توجه به حمایت از سوی مادرانشان در محیط منزل تنبل ترین وبی نظم ترین عضو خانواده به بار ایند . البته منظورم همه پسران نیستند.مادران ایرانی حتی دوست دارند لقمه های غذا را با دست خود بر دهان پسرانشان که بالای 30 سال سن دارند گذارند واژه های( مادر جون مادر دورت بگرده) مرتب تکرار میشه که این نوع توجه وعلاقه نسبت به فرزندان دختر صورت نمی گیرد . همین تعلقات روحی موجب می شودوقتی پسرانشان تصمیم به ازدواج میگیرند و به اصطلاح مردم ( بچه ننه ) بار می ایند که حتی در انتخاب همسر خویش تنها چشم بر دهان مادران خود دوخته و حتی اگردر حد عشق کسی را دوست بدارند بدون رضایت مادرانشان قدم برجلو بر نداشته و نمی دارندد . که به دلیل دهن بینی و وابستگی شدید به مادرانشان هر گز نمی توانند با خواسته های همسرانشان همرا شوند . و می بینید چه نو عروسانی که از دخالتها ونفوذهای مادر شوهرشان به ستوه ه امده و سالهای زندگی خود را در برزخ به سر می برند که گاهی زندگی این دختران معصوم به جهنمی وحشتناک مبدل می شود . وحتی این تعلقات روحی مادران موجب شده تا اینگونه مادران فرزندان پسر خویش را در سنین بالا متاهل کنند زیرا جدایی از انان برایشان آزار دهنده است و . چون بیشتر دختران نو عروس نمی توانند درحد مادران به همسران خود محبت بکنند در این قسمت کم می اورند ودر میدان رقابت بازنده می شوند . البته منظور من انکار مهر ومحبت بین مادر وفرزند پسرنیست بحث در مورد افراط و نوع تربیت غلط پسران است که اینگونه از پسران که تحت مراقبت و توجه مادران قرار می گیرند پس از ازدواج بر این باورند که همسرانشان همان رفتار ها وتوجه مادرانشان را نسبت به انان ابراز کنند . برای همین از مساعدت وهمیاری همسران خود امتناع کرده و همان راه وروش قبل خودرا در پیش می گیرند . و همین عوامل سلسه وار باعث می شود که دختران نو عروس با اینگونه پسران همیشه به مشکل بر می خورند تا جایی که برای رهایی از این برزخ ویا جهنم ساخته شده توسط مادر شوهران به اماکن قضایی رو اورده و با جداشدن از همسرانشان خود را ازاد سازند زیرا اینگونه پسران هر گز استقلال فکری نداشته وتا اخر عمر مثل کودکی برای مادرانشان باقی می مانند .

لینک دوستان
بایگانی
اشتراک