بازدید امروز : 138
بازدید دیروز : 97
اعترافات ضیا اتابای ساعت هشت ونیم سیزدهم ابان ماه ازکانال یک ( گوشه ای از تجلی رسوایی گناهکاران و افشای حقیقت از دهان همه انسانها )
اواز همان اول اشاره به اعترافهایی می کند که در خصوص دولت جمهوری ایران است و افشاگری در خصوص این دولت است .بعد رو به سوی جمهوری دولت ایران با عصبانیت گله کرده و می گوید که چرا نمی گید بگوئید همکاران من ازایران خارج شدند من در ایران ماندم . اعتراف به واقعیت امر .و می گوید ما حاضریم جانمان را هم بدهیم تا دروغهای شما را پاک کنیم .بعد هم افشا می کند واشاره می کند به اینکه به خاطر دستگاههای کل مخابرات که در نزدیک منزل مردم است ایجاد سرطان در بدن می کند . و خداوند اعمال ضد بشری جمهوری دولت ایران را افشا می کند والا من از کجا باید بدانم در کابلهایی که دم دست نیست چه چیزی کار گذاشته شده است .بعد از دهانش می پرد و می گوید من ده روز پیش به شما نگفتم و باز افشاگری ازجمهوری دولت ایران می کند . بعد علنا رو به جمهوری دولت ایران می گوید فکر می کنید در بین ماموران شما ادم وطن پرست نیست . اعتراف به همکاری با نظام جمهوری اسلامی کرده وبعد گاه گاهی برای ایران گریه هم می کند . بعد اشاره می کند به اینکه امام زاده ساختید .اشاره خداوند مبنی بر اینکه او عین حقیقت را می گوید و اینها از خود امام زاده ساختند . بعد فیلمی را نشان می دهد که ماموری در این فیلم کاپشن قرمز به تن دارد که این فیلم ساختگی بوده وصرفا برای فریب دادن مردم نشان داده می شود .ودر این برنامه می بینید خداوند تمام اجزای سیستم اعضای بدن وی را وادار ساخته که غیر ازحقیقت واقعه چیزی به زبان نیاورد . زیرا این همان جلوه ای ازافشاگری خداوند در روزقیامت است که خیلی ها به آن ایمان ندارند و حقیقتی است که خداوند در کتاب آسمانی قران به آن تاکید کرده است .
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
بایگانی
اشتراک