به وبلاگ رسمي کتايون خوش آمديد .رمان دسيسه عشق رماني با سوژه کاملا متفاوت ازنوشته هاي کتايون منتشر شد .لازم است به کليه کتاب فروشيها اعلام شود که مرکز پخش اين رمان فقط وفقط ازطريق ادرس اعلام شده درهمين وبلاگ قانوني ميباشد چنانچه کتابهاي کتايون چه شعر ورمان ازطريق مرکز تاييد نشده پخش شده ويا کتاب فروشيهايي غير ازاين مراکز ازمراکز پخش ديگري تهيه کنند شديدا مورد پيگرد قانوني قرارخواهند گرفت .مرکز اصلي پخش کتابهاي رمان وشعرهاي کتايون فقط با اين شماره امکان پذيراست _ 09122265891 خوانندگان عزيز کليه اشعار سروده کتايون در کتاب خانه ملي ثبت شده و استفاده ازاين ترانه ها فقط با مجوزکتبي ازطرف خودش امکان پذيرخواهد بود
چگونه می توان نویسنده رمان شد - به وبلاگ رسمي کتايون کدخدايان نويسنده و شاعر خوش آمديد
marqueeeeeeeeeee
نويسنده : کد خدايان:: 20/4/1386:: 7:0 صبح

 


......................................................................................


 


چهارم مرداد سال جاري  مصادف با روز تولدم


................................................................................


 ..............................................................................


 


کليه عزيزاني که  جزو خواننده هاي کتابهاي من هستند جهت  ارئه پيشنهاد ات  و نظرات خودتون براي مکاتبه با من مي تونيد نامه هاي خودتونو به ادرس صندوق پستي  ( تهران   961_14515) ارسال کنيد پاسخ تک تک نامه هاتون ميدم عزيزان از لطف توجه شما خوانندگان عزيز بسيار سپاسگذارم اسماني باشيد در پناه خداوند .


..........................................................


  قبل از هر چيز تشکر کنم از شبکه جهاني مهاجر و به خصوص از آقاي جليل جليليان يکي از فعالترين سردبيران شبکه و ساير دوستاني که در آلمان هستند بابت  پخش مکرر  کليپ آسماني من  بسيار ممنون و  سپاسگذارم. داشتن هموطنهايي مثل شما براي من باعث افتخاره .عزيزاني که در آلمان هستيد بسيار از لطف وتوجه شما سپاسگذارم .


......................................................


 اين مطلبو در خصوص اينکه تعداد زيادي از دوستان  و جواناني که علاقمند هستند به رشته کار داستان نويسي  راجع  به اينکه (چگونه مي توانيم  يک نويسنده رمان شويم)   مطلبي نوشتم  که براي خيلي ها مفيد باشه اين مطلب از نقطه نظره منه هر کس براي خودش تعبيري داره من به اين تعريف وتعبير رسيدم  


هنگاميکه خداوند انسان را براي زندگي روي کره خاک براي زندگي خلق کرد، انسانها بر اساس نيازهايشان به فراگيري علم وصنعت پرداختند.درميان آنان انسانهاي خلاق همواره با تفکر و تحقيق با بهره گيري از علوم طبيعي به سختي فراوان به اکتشاف پرداختند. که در  اين ميان افراد نابغه ودانشمندان  و فيلسوفان با دست يابي به اين علوم شدند استاداني ماهر جهت تعليم وتربيت ساير افراد جامعه در زمينه هاي گوناگون. مانند تدريس رشته هايي از قبيل پزشکي مهندسي - الکترونيک و  راه وساختمان وساير رشته هاوفنون که مي توان گفت کليه مشاغل و حرفه ها در دنيا توسط آموزش و فراگيري زير نظر استادان فن ميسر مي باشد . تنها شغل ويا حرفه اي که در جهان هيچ استاد و آموزگاري جز خداوند ندارد حرفه نويسندگي رمان است . حتي در زير مجموعه  اين رشته نيز که مربوط مي شود به نوشتن کتابهاي فلسفي ،علمي ، ديني، همه وهمه مي توان نزد استاداني اين  رشته از کار نويسندگي را فرا گرفت وبه آن پرداخت . گردآورندگان و مترجمان نويسنده نيستند چون اثري از ذهن خويش خلق نمي کنند خالق وصاحب اثر نيستند بلکه شروع به  گرد آوري و جمع آوري کرده  و آنرا  مجددا به شکل ديگري  بر صفحه کاغذ انتقال مي دهند.گردآوري مجموعه مطالبي که جزو دانستني ها و  نوشته ها ي خودشان نيست .  اما نويسندگي در زمينه رمان  نوعي استعداد استثنايي و خدادادي وذاتي  است که در برخي از افراد  ديده مي شود تنها مي توان گفت غير از فيلسوفان و دانشمندان که از يافته ها وآموخته هاي خويش مي نويسند وصاحب اثرند  بعد از آنها نويسندگان رمان خالق اثرند .زيرا هرگز در اين رشته نمي توان با گرداوري مطالب کتاب منتشر کرد يک نويسنده رمان مي بايست  از ذهن خود واستعداش بهره بگيرد . که در کشور خودمان در ميان 70 ميليون جمعيت شايد بيشتر از چند هزار نويسنده رمان نداشته باشيم که  آنان را مي توان به  نويسندگان  قوي وضعيف و متوسط  نيز تقسيم بندي کرد. به اين شکل نيست که هر کس با داشتن علاقه ويا اراده وخواستن ويا حتي فراگيري فنون و فراگيري  علم ادبيات بتواند به اين رشته دست يابد ويا در آن موفق گردد. همانطور که مي بينيد در جامعه  استادان دانشگاه و معلمين رشته ادبيات با داشتن کليه دانشهاي مربوط به اين رشته  اگر ذاتا داراي اين استعداد نباشند هرگز موفق نمي شوند که در اين رشته تنها با داشتن علم ادبيات موفق به نوشتن قصه ويا داستان هاي بلند شوند  اين استعداد در تعداد محدودي از افراد بطور ذاتي  توسط خداوند ايجاد شده که در سنين دوره راهنمايي ويا دوره متوسطه از نوشتن انشا ء ومقاله نويسي در  دوره راهنمايي در آنان ظهور کرده و در سنين بالاتري به شکل قوي وپيچيده به حد شکوفايي فکر وذهن  در فرد آغاز  شده ونمود مي کند .  و شخص احساس مي کند همچون ليوان  سر پري گشته که  مي بايست با نوشتن خود را تخليه نمايد .  وقتي احساس مي کند توانايي نوشتن هر انچه را که در فکرش انبار گشته را  دارد مي بايست با تمرين وفراگيري  اصول ادبيات و فن نگارش  که مکمل اين رشته است از نظرادبي در اين زمينه خود را کاملا قوي سازد. و از نقطه اي  حتي بي انکه خود تصور کند درهاي بسته ذهنش باز شده با تمرين وسعت فکريش افزايش مي يابد يک نويسنده رمان به تبعيت از اين نيرو وقدرت نگارش ديدگاه متفاوتي نسبت به محيط اطراف خويش  و چگونگي افراد جامعه و نوع زندگي دارد نسبت به ساير افردا دارند . از اين نظر که  ذهن جستجوگرشان آنان را  به تفکر عميق روي شخصيتهاي  تک تک جامعه وادارمي کند وبه خوبي مي توانند جاي تک تک شخصيتهاي جامعه قرار بگيرند. و به راحتي روي صفحه کاغذ نقش آن شخصيت  مورد نظرشان را به خوبي بازي کنند منظورم در قالب داستان  مي باشد . همين نوع تفکرات موجب مي شود زنان ومردان نويسنده اغلب در هر سني که هستند داراي اطلاعات  واگاهي روانشانسي بيشتري نسبت به ساير  از افراد جامعه  داشته باشند. اين امر باعث مي شود افراد ريز بين ونکته سنجي باشند. و از نظر روحي وعاطفي بر عکس داراي حالات روحي کمتر از سن خود را دارا هستند  يعني رفتارها و واکنشهايي در زندگي از آنان ديده ميشود که درخور سنشان نمي باشد  و حتي رفتارهاي استثنايي که  شايد در ديگر افرد معمولي يافت نمي شود  در آنان ديده  شود . همين خصوصيات  روحيه  آنان را از يکنواختي بيرون مي کشد و آنان ناگذير براي نوشتن  به انواع  حالات روحي وشخصيت هاي افراد جامعه از کودک وجوان  به خوبي مي انديشد. اينگونه  افراد از يک  شکل بودن زندگي زود خسته مي شوند.  انسانهاي حساس زود رنج در عين حال کاملا مقاوم  و  افرادي ژرف انديش هستند يعني به هر بعدي از زندگي عميق نگاه کرده وراجع آن مي انديشند . که افراد جامعه با خواندن کتابهاي رمان آنها به خوبي مي توانند به روحيات اخلاقي و عقيدتي  وسعت فکري انان پي ببرند. يکنواختي اينگونه افراد را در زندگي خسته مي کند .هدايت والقاي و گسترده بودن فضاي فکري يک نويسنده تنها به قدرت خداوند در شخص متجلي مي گردد. . همانطور که مي بينيد افراد عادي  حتي با نوشتن چند سطر روي کاغذ  خيلي زود خسته شده ويا حتي قدرت نوشتن نيز ندارند يعني چيزهاي مختلفي در مغزشان فوران مي زند وداراي اطلاعات زيادي هستند و يا حتي قدرت سوژه سازي دارند اما قدرت نوشتن انرا روي صفحه کاغذ ندارند .حتي فضاي فکري افرداي که داستانهاي کوتاه مي نويسند با افراد رمان نويس که حتي گاهان رمانهاي 700 صفحه اي مي نويسند کاملا متفاوت مي باشد هم از نظر قدرت فکري و هم از نظر حوصله روحيات شخصي  . و اين همان موهبتي است که خداوند به فرد نويسنده داده که با القاي اين قدرت او را در اين زمينه توانا مي سازد. نويسندگان رمان اغلب انسانهاي هستند که تعلقات روحي و فکري خود را از ديگران مخفي مي سازند زيرا ديد آنان به زندگي نسبت به ساير افراد متفاوت بوده همين امر با عث مي شود آنان با خود گمان کنند که هيچکس نمي تواند آنان را آنگونه که هستند  به خوبي درک کند اين در حاليست که حتي اين واقعيت واصل در زندگي خانوادگي آنان نيز کاملا مشهود است يعني يک نويسنده با اينکه از بدو تولد بين خواهران وبرادارن وپدرن ومادران خود متولد شده و بزرگ مي شوند شخصيت واقعي ودروني آنان هرگز کشف نشده و حتي پدران ومادرانشان نيز آنان را به خوبي نشناخته ودرک نمي کنند .با تمام اين احوال يک نويسنده به تقويت توانايي خود پرداخته و با نوشتن درون خويش را تخليه کرده و ذهنشان روز به روز فعلاتر مي گردد. حتي ديده شده وثابت شده قدرت قلم نويسنده اي مي تواند سرنوشت  خيلي از انسانها را عوض کرده وبر نوع تفکرات افراد جامعه تاثير به سزايي گذارد .که شايد هيچ عاملي در زندگي شخصي به اين شکل قوي عمل نکند .


 خوب عزيزان  اميد وارم با نوشتن وتوضيح  اين مطلب براي شما  پاسخ خيلي از جونهارو  که در نمايشگاه و در گذشته که  از من  بطور مکرر کردن داده باشم سن 21  يا حتي 25 سالگي سن مناسب براي رسيدن به اين هدف نيست اگر شما حس مي کنيد داراي اين استعداد هستيد از همين سن شروع کنيد به نوشتن وتمرين در عين حال اينکه زير نظر استادان فن ادبيات کليه اصول کار نويسندگي  رو ياد بگيريد چون وقتي کتاب بره ارشاد تحت کارشناسي از بين دست سه کارشناس بايد بيرون بياد يعني بعد از تاييد يک کارشناس بايد دو کارشناس بعدي هم کتاب شمارو  تاييد کنند  تا شمارو به عنوان يه رمان نويس در کشور وجامعه به رسميت بشناسند وقتي هم اثر رمان شما منتشر ميشه اين اثر در دنيا ثبت ميشه اگر اثري از خود نوشتيد براي برسي دست هر کسي نديد  چون اکثر کسانيکه ادعا مي کنند کارشناسند دقيقا بر عکس ممکنه بسيارم در خصوص کار رمان بي سواد باشند . پس فقط کارشناسان ارشاد و کسانيکه رمان نويس حرفه اي هستند افراد مناسب براي برسي  اثر شما خواهند بود چون اگر اثرتونو دست هر کسي بديد ممکنه به دليل کارشناسي بي مورد وغير اصولي نظر مساعد و منصفانه اي نسبت به اثرتون  داده نشه و اين نظر باعث بشه شما همون پايه اول اعتماد به نفستونو از دست بديد  حتما براي انتشار آثارتون با افراد با تجربه تماس بگيريد که نظر خير خواهانه ودرست وبه جا نسبت به کارتون بدن ..




 ازکتاب منو نشکن تو سکوتم درغرفه نمايشگاه  استقبال بسيار خوبي  به عمل اومد. که همه به خاطر لطف شما عزيزان بود  از همتون سپاسگذارم سومين اثر از کتابهاي شعرم ؟ که اسمشو فعلا نميگم در دست انتشاره بزودي منتشر ميشه  به اين وبلاگم سر بزنيد از تاريخ انتشار اين مجموعه سروده نيز مطلع بشيد


............................................................::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::


   


لازم دونستم  درگذشت خانم مهستي رو به همه  طرفدارنش تسليت بگم که خودم يکي ازطرفداران صداي زيباش بودم که همچون او وخواهرش هايده عزيزحالا حالا ديگه در موسيقي کشورمون  متولد نميشن ولي مرگ خانم مهستي منو عجيب ناراحت کرد ازاين بابت  منو  عميقا به فکر فرو برد  که در کشوري غير از وطن خودش  چشم ازجهان بست و با خودم گفتم  چرا واقعا يه عده ازمردم عادي  که براي زندگي در ايران مشکلي براشون وجود  نداره بازم  ترجيح ميدن  در غربت زندگي کنند .البته منظورم شخص خانم مهستي نيست احتمالا براي ايشون  مشکلاتي بوده که واقعا نتوستند بعد ازسالها به به کشورمون بر گردن يا امسال  مهستي که در خارج از کشورکم هم نيستند  ولي منظورم يه عده از مردم عادي هستند که مي تونند بر گردند بيان  در وطن زندگي کنند و به هموطنانشون خدمت کنند  اما خودشون نمي خوان به خاطر جاذبه ها يي که در کشورهاي اروپايي و يا خارجي ديگر ممالک  و جود داره   و به اين مسئله فکر نمي کنند که  ممکنه هر لحظه  فرشته مرگ  ازراههاي مختلف مثل بيماري،  حوادث ناگوار و غير قابل پيش بيني گريبانگيرشون بشه و نتونند زير سقف آسمون ميهن خودشون در کنار فاميل واقوام خودشون  سر به بالين مرگ بزارن .چون  دفن شدن در خاک وطن يه ارزش ديگه اي داره . کسي که مي تونه  و مشکلي نداره بايد  در وطنش زندگي کنه تحت هر شرايطي تحت هر مشکلي در کنارساير هموطنانش  مثل مردمان  ساير ممالک دنيا . غير از هنرمنداني که عذرشون موجه مي باشه  مثل هنرمنداني  که به تناسب شغل وحرفه شون  امکان کارکردن ويا ادامه فعاليتش  در کشورمون  وجود نداشت  ونداره . مثلا ازبيست سال پيش يا 28 سال پيش که به اين شکل موسيقي پاپ در ايران  جايگاهي براي خودش دربين هنرمندان نداشت ودر اين رشته جونها اجازه فعاليت نداشتند  وتنها موسيقي سنتي بر پا و بر قرار بود . البته مثالي رو مي زنم تا تب و تاب و عشق فعاليتهاي هنري رو که سرچشمه از انرژي وقدرت خداوند  است که  به هنرمندي ميده و  ازاو  سر منشا مي گيره روکمي روشن کنم  تا  يه چيزهايي  مشخص بشه که  بقيه حرفهامو ادامه بدم.  مثلا ديديد که  وقتي يه آدمک آهني رو که پشتش يه پيچ ومهره قرار داره   وقتي کسي اون پيچ و يه چرخ مي زنه يه انرژي پتانسيل يکجا و يکدفعه در درون اون عروسک  نيروي محرک قوي ايجاد ميشه   که اگر اون شخص در حاليکه با اون نيروي محرکه   وارد آورده به اون عروسک اجازه حرکت به اونو نده  وبا دستش چرخهاي به حرکت در اومدرو محکم نگه داره عروسک به خاطر اينکه در درونش چرخ دنده هايي  در حال گردشتند  در اثر اينکار اون شخص تمام چرخ دنده هاش به خاطر فشار وارد آمده  از کار مي افته وديگه با هيچ کوکي قادربه حرکت نيست. حالا اين مثال دقيقا در مورد هنرمندان و  هنرپيشه گان و  نويسندگان و شاعران  طراحان، نوازندگان ،خوانندگان، نقاشان وساير هنرمندان  مصداق پيدا مي کنه .خداوند تويه زمان خاصي به خواست واراده خودش استعداد و هنر خاص و  فوق العاده  اي به يه انسان ميده  که اون عشق وشوروهنر از طريق اون  به مردم انتقال پيدا کنه . حالا هر  هنرمند نا خواسته  در مسير اون انرژي وجهت  داده شده از سوي خدا قدرت گرفته و  شروع به حرکت مي کنه در هر  هنري که توانائيشو داره  وقتي ديواري  مانعش بشه  و با دست جلوي حرکت وتخليه اون انرژي  هنرمند وبگيره در واقع حکم مرگ هنرمند وصادرکرده و در مدت کوتاهي اون هنرمند مثل همون عروسک ازدرون چرخ دنده هاش ازکارمي افته و ديگه انسان زنده  اي نيست ازدرون نابود  ميشه وحتي ديگه با کوک کردنم حرکت نمي کنه که تازه انسان مثل آدمک آهني نيست و داراي احساس .و  روح لطيف و نيازهاي زياد براي زندگيه که وقتي از نظر روحي بميره ديگه وجودش چه تو وطن باشه چه نباشه زياد مهم نيست . .که اصلا ازنظر صدمه ديدن نميشه اونو بايه آدمک آهني مقايسه کرد . خوب تا اينجاش با افرادي که ازنظر روح وروان  هنريشون دلايل موجهي براي خروج ويا ادامه زندگي در خارج از کشورو داشتند کاري نداريم . ولي اون ايراني خارج ازوطن  که مشکلي براي زندگي در ايران نداره  جزو مردمان عادي هستند به تناسب شغلهاي مختلف   مثل پزشکان  ( نه پزشکاني که فعاليت سياسي  هم دارند ) و مهندسين و يه سري افراد تحصيل کرده  که شال وکلاه کرده  از ايران رفتند .. که دوري ازوطن براي هر انساني وطن دوستي  درهر جاي اين جهان هستي  مثل دوري فرزند ازمادرش مي باشه همونجور که وقتي طفلي رو ازمادر جدا مي کنند اون طفل  بي قراري مي کنه  بهانه جويي مي کنه درمورد جدا شدن  هرانساني ازوطن اين حس  در مورد همه انسانها يکسان وجود داره  . هر انساني که  وطن دوست  و عاطفي  هست دوري ازوطن واقعا ازپا درش مياره ذره ذره مثل شمعي آب شده و در



درون خودش احساس پوچي  و تنهايي مي کنه .هيچ جايي مثل کشور خودمون به ما آرامش نميده حتي آسمان، ماه وخورشيد  وطن خودمون يه زيبايي ديگري داره کافي خوب ديد و انديشيد واونو حس کرد


. با انسانهايي هم که به کل وطنو بوسيده وکنار گذاشتن تنها اسم يه ايراني رو به يدک مي کشند   و با اون شکل زندگي  فرنگي پوست و گوشت واستخوانشون شکل گرفته که ديگه اصلا کاري ندارم واونهارو اصلا ايراني نمي دونم  ..................


ايرانمان را هرگز چون دهکده اي مخروبه نگاه نکنيد که اين خاک نجيبترين ومظلومترين  وستم کشيده ترين خاک دنياست   


يه قسمتهايي از اين مطالبو حذف کردم به اين دليل که فضاي وبلاگ مناسب با درج چنين مطالبي که نياز داره به بحث و گفتگوي فرا.وان داره نيست بنابراين از نوشتن اون امتناع ورزيدم تا  در اين خصوص تعبيرات غلط ونا به جايي براي کسي پيش نياد


 ...............


"( من نفس کشيدن و زندگي را در پرتو گرماي خورشيد آسمان وطن خودم  دوست مي دارم . من قدم زدن در کوچه پس کوچه هاي گلي وطنم  و  راه رفتن کناررود جاجرود را با صداي شر شر آب رودش و پرواز پروانه هاي رنگارنگ در تپه ها و کوهپايه ها  و شيوه اوج گرفتن شاهين و عقابهاي تيزپنجه روي قله هاي دماوند کشور خودم  را دوست مي  دارم . من کارکردن زنان ومردان روستايي را در کنار جاده هاي شمال ايران که خم شده  در حال جمع آوري شلتوکهاي برنج هستند را دوست ميدارام .صداي خش خش برگهاي پاييزي فروريخته شده درپاي درختان و زير پاهايم راو صداي آواي خوش قصه هاي را که  زمزمه ها ي شبانه پدربزرگ  و مادر بزرگ ها مي باشد را دوست مي دارم .  صداي غرش ابرهاي طوفان زارا در پهنه اسمان وطن خودم   با صداي خنده کودکاني  که بابستن نخي به سر قوطي کنسرو معلقي در جوي آبهاي کوچه پس کوچه هاي جنوب شهرتهران به بازي مشغولند را دوست مي دارم .صداي نفسهاي بريده  چکاوکهاي درحال کوچ  سرزمينم را ، صداي زوزه سرکش بادهاي سرد زمستاني ،شيه اسبهاي زيباي مزارع شمال  ، عمق نگاههاي خسته پيرمرد روستايي رنج کشيده ازروزگاربا پيشاني پرچين و چروک، دستهاي ترک خورده و پاهاي خميده و ناله هاي شبانه مرغ بوتيمار را در سينه کش  جنگلهاي پرپيچ وخم شمال ايران را دوست مي دارم . تصوير برج  ميدان  آزادي ، مجسمه هاي سنگي ميدانهاي شهرهاي شيراز و اصفهان ،تصوير گنبد طلايي رنگ امام رضا با کبوتران حرمش  را عاشقانه دوست مي دارم .من بوسه مرگ رابر پيشاني ام هنگام خفتن در خواب ابدي و ارميدن درخاک فقط وفقط در  وطن خويش دوست مي دارم  همين وبس.)"


 


 


ايران من جان من ( يکي ازترانه هاي مجموعه کتاب شعرم  با عنوان منو نشکن تو سکوتم تقديم به خاک عزيزوطنم که حاظر نيستم يه مشت خاکشو با هزاران برج و ويلاهاي و بهشت برين اروپايي عوض کنم  )


 


ترانه سرا : کتايون کد خدايان


  


من سجده بر خاک تو هربارکه مي نشانم


معرفت درس عشق در مکتبت بخوانم


آوازه هر رنج تو در گوش جان نشيند


ايران من جان من چشمم رنجت نبيند


بر تن خسته تو چون خورده تازيانه


ازخصم جنگ دشمن ماندم بي آشيانه


در هر قدم خاک تو وقتي که پا گذارم


بر التيام دردت همچون باران ببارم


در خاک تو بميرم ازعشقت جان بگيرم


ايران من جان من ازاسمت پا بگيرم


قسم به خشت وخاک آن تخت جمشيد تو


هرگزمن چشم نبندم بر کيش و آيين تو


شاهين قله هايت در کوچ پر وازش ماند


دشمن شکوه وعزت در تارو پودت نخواند


من از تو جان مي گيرم از نخل وزيتون تو


مي تازم بر جان آن دشمن مغلوب تو


آواز هر رنج تو در گوش جان نشيند


ايران من جان من چشمم رنجت نبيند


نامت نگين دنياست اينرا همه بدانند


لب پيرو جوانت تنها توررا بخوانند


...............................................................


 



.............................


_ عليرضا جانفدا _ هومن سزاورارآقاي چاووشي_  با من تماس بگيريد   لطف نظر شما سپاسگذارم 


موضوعات يادداشت



48342:کل بازديد
33:بازديد امروز
42:بازديد ديروز
موضوعات وبلاگ

bgcolor=#fff0f5 style="Text-align: center">

يــــاهـو

لوگوي خودم
چگونه می توان نویسنده رمان شد - به وبلاگ رسمي کتايون  کدخدايان  نويسنده  و شاعر خوش آمديد
جستجوي وبلاگ من
:جستجو

با سرعتي بي‏نظير و باورنکردني
متن يادداشت‏ها و پيام‏ها را بکاويد!



لينک دوستان

ناهيد نور ابادي
دومين وبلاگ رسمي کتايون
بهنام
آخوندزاده
بازديد کننده هاي محترم اين وبلاگ تحت نظارت مستقيم خود کتايون اد

اشتراک

نام:

ايميل:

 
آواي آشنا
بايگاني
خوشبختي يعني چه
اشک معجزه چشم است
ازدواج از ديد دختران ايراني يعني حکومت ورياست
تا او نخواهد برگي از درخت نخواهد ريخت
يکي از دلايل دوست يابي دختران در سح شهر
پول بتي براي پرستش انسانها
فرهنگ جوانان ايراني در استفاده ازرايانه
غيرت يا حسادت
احساس خود بزرگ بيني در جوانان ايراني
چرا مردان ايراني در سنين بالا هنوز هم کودکند
وقتي ايمان مرد انسان نيز مرد
فرشتگان بر بام شهر ميگريند [2]
بهشت زمين واسمان از ان روشندلان است
قصه سرگذشت انسان گاهي قصه تکراري
من زندگي را دوست مي دارم
زن ايراني چشمهاي بسته ات را باز کن
سيگار نکشيد
آموختم انچه را که مي بايست مي آموختم
چرا دختران وپسران يکديگر را رها مي کنند
با چه دختراني هرگز نبايد ازدواج کرد
با چه پسراني نبايد ازدواج کرد [2]
در دنيايي پر از فتنه دروغ ودو رنگيها چگونه بايد فکر کرد وچگونه ب
عشق ماندگار چيست
مهاجرت هنرمندان و جوانان ایرانی و بروز فسردگی
گروه بسیاری از مردان ایرانی هرگز به بهشت
علت ومعلول وتاثیر ان در زندگی
چرا بعضی از خوانندگان هرگز مشهور ویا محبوب نمی [2]
نتیجه گیری از کل مطالب بلاگم در طول دو سال وبل
چگونه می توان نویسنده رمان شد
هجوم جوانان ايراني براي خوانندگي و نشانه يک خواننده ممتاز
ناشرين ايراني خون آشام هاي قرن بيست ويکم در ايران هستند
شاعران متهماني محکوم شده تا ابد
محصلان پسر بخوانند [2]
برتري قدرت مردان بر زنان درجهان [2]
کتاب طعم نگاه چقدر باراني شد [2]
گريز از ازدواج در فرهنگ جوانان ايراني فاجعه اي بزرگ
منونشکن توسکوتم [3]
مد ونوع پوشش وتاثير آن در جامعه در اذهان مردم
نمي خواهم زنده بمانم
پديده مرگ وفراموشي آن وعدم شناخت آن بزرگترين خطاي انسانها
ايمان آميخته به جنون يعني چه
محصلان دختربخوانند [2]
خوانندگان ، شاعرين ، آهنگسازان، نويسندگان ،هنرپيشگان به جاي خنجر [2]
ازخوانندگان عزيزکشورمون هم چنانچه اگر احتمالا رنجشي ازنوشته هام
تشکر ويژه از شبکه مهاجر
46. دلايل عدم تمايل نوجوانان و جوانان به کتاب وکتاب خواني چيست [2]
اعتياد وجامعه [2]
مهمترين عامل تخريب عفت درجامعه چيست؟
محققان فضا نورد هرگزنميتوانند به همه اسرار کائنات پي ببرند
مترجمين و ناشرين بخوانند [2]
صداي گريه ورنج خداوند راکسي نمي شنود
تجليل غير منصفانه ازهنرمندان ايراني
تعصب وتمرد در خانواده هاي مذهبي
قدرت ايمان ، مديريت ووجدان [2]
داستانهاي افسانه اي من
سري جديد دکلمه هام
رمان سوت قطار
خدواند به انسان کم لطفي کرد
پشت کردن به سنتها ورسيدن به تمدن درجامعه ايراني
نقش هنرمندان در دفاع وحمايت ازمرزهاي کشورها
پيامبر کشي نکنيد پيامبر ستايي کنيد
قائده قانون نذر ونياز در ذات بينش مسلمانان
از يکديگر تجليل کنيم ويکديگر را دوست بداريم
خداحافظي با دنياي وبلاگنويسي براي هميشه
علان وخانمها و آقايان نويسنده وهنرمندي که درقلب کشور آمريکا در ح
شبکه هاي تلويزيوني جهاني بخوانند
نويسندگان و نمايشنامه نويسان و شبکه هاي جهاني بخوانند
خداحافظي با شما نازنيانم
هنرمندان و شبکه هاي جهاني و فعالان هنري و اجتمايي بخوانند
اخطار به يک هنرمند مقيم در آمريکا
چرا دانش آموزان به مربيان و معلمين خود احترام نمي گذارند
خانم نلزنين افشين جم بخواند
تقديم به همه بچه هاي پرورشگاهي
يه گفتگوي دوستانه
معماي نفتکش ها
فاجعه بزرگ در موسيقي ايران
دمکراسي در کشور آمريکا
قدرتمندان جهاني بخوانند )
بخواب من برايت مي نويسم
خشم و نفرت در وجود مردم
شهرت ومحبوبيت
محبوبيت و توجه مردم به شبکه هاي جهاني و ماهواره اي
يه گفتگوي کوتاه با يه شبکه بسيار خوب ودوست داشتني
جورج بوش بخواند
با سلامي دوباره
رمزموفقيت يک شبکه جهاني
نمايندگان دولت لنگلستان بخواند
مي نويسم براي هموطنانم
دولت انگلستان و امريکا بخوانند
طراح قالب
>