شايد وقت آن رسيده باَشدکه يک نفر هويت انسانهايي کاسب مسلکي را که با نام ناشر مبادرت به ايجاد موسسات انتشاراتي کرده ودر اين جريان مبادرت به کار نشر آثار عده اي از هنرمندان مي پردازند که ستونهاي اصلي فرهنگ جامعه مي باشند واين قشرازموالفين به خاطر نداشتن سرمايه کافي براي چاپ آثارشان مورد سوءاستفاده مالي ازسوي ناشرين موجود در سطح کشور واقع مي شوند. پيش ازهر چيزازهمه نوجوانان و يا جوانان تازه کاري که درفکر انتشارآثار خود هستند مي خواهم با دقت به موارد اشاره شده ام توجه کرده و پيش از چاپ وعقد قراداد با هرانتشاراتي به بعضي از نکات مهم وکليدي که نام بردم ،دقت نموده و در جريان فعاليت چاپ وآثار هنري خود با در نظر گرفتن تجريبات من وسايردوستان هنريم ازراه درست ومنطقي راه خود را ادامه دهند . هنگام شروع فعاليت ما ودر ابتداي آشنايي من وامثال من کسي نبودکه ازريز مشکلات سخني به ميان آورده تابه اين ترتيب ما ازابتداي امر ازتجربه آنان استفاده کرده در عقد قراردادهايمان و در نوع چاپ آثار وبرخورد با ناشرين دچارمشکلات زيادي نشويم . من براي شما مي نويسم که شما راههاي سختي را که من وساير دوستان نويسنده وشاعرپشت سرگذاشتيم را طي نکنيد وبا چشمي باز در ادامه راه خود به فعاليت پرداخته همواره موفق وپايدارباشيد وهر کس که اين مطالب را خواند به دوست جوان خود نيز وبلاگم را معرفي کرده تا او نيز اين مطالب را بخواند که براي اونيز مفيد واقع شود .
.....................................................................
ناشر کيست ؟ ناشرين در اصل واسطه اي هستند بين مولف ووزارتخانه ارشاد که مولفين براي تايپ کردن کتابهاي خود وساير کارهاو آماده سازي کتاب به نزد ناشرين رفته واين کارهاي اوليه را به آنان محول مي سازند . پس درنظر بگيريد و هرگاه با ناشرين برخورد کرده ومواجه شديد با خود گمان نکنيد همه کارها وابسته به اومي باشد و آنان را فقط عامليني براي آماده سازي کتابهاي خود بدانيد .. زيرا ممکن است دربرخورد با بعضي ازآنها به خصوص متخلف ترينشان سخناني بشنويد که اينگونه سخنان آنها را دربدو شروع کار در نگاه شما آدم مهمي بسازد .مثلا بعضي ازخلافترين نوع آنها دراولين راه شروع آشنايي شما با انتشاراتشان مبادرت به گفتن حرفهايي ازاين قبيل مي شوند .( من در وزارت ارشاد پارتي دارم وپشتم مثل کوه قرص و محکمه ، من حقوق خواندم وخودم وکالت خيلي از آدمهاي مهم را در دادگستري به عهده دارم ، کتابهاي منتشر شده ازانتشارات من در محافل خارج ازايران مطرح مي شود ، به فلان مولفي که کتابهايش رادرانتشارات من به چاپ رسيد انواع جايزه ها در فلان محفل هنري داده شد، من درسايتها براي کتابهاي چاپ شده ام تبليغات قوي کرده و شمارا معروفي خواهم کرد ، فلان نويسنده وشاعررا من معروف کردم ، اگرکسي پاي روي دم من بگذارد کمرش را مي شکنم چه دربين دوستان و چه در سايرمحافل ،من به عنوان يکي ازبهترين ناشرين سال شناخته شده وکتابهايم در مجلات وروزنامه ها معرفي شدند .) بيان اينگونه سخنها فقط وفقط بيش ازهرچيزدودليل دارد دليل اول اين است که آن ناشر جزو? ضعيف ترين ناشرين سطح کشور است زيرا اگربه اين درجه اي که او ادعا مي کند قوي بوده ورسيده باشد جزو ناشرين رتبه اول کشور مطرح ومشهور خواهد بود ونيازي به اينهمه تبليغ وتمجيد ازخود ندارد . نيازي به اينهمه لشکر کشي کردن وخط ونشان کشيدن ونمايش قدرتهاي شخصي انتشاراتش نيست. دليل دوم اين است که با طرح اين قدرت نمايي در ذهن نويسند گان وشاعرين علاوه برجذب اعتماد آنان براي نشر کتابهايشان براين نيت هستند که درصورت بستن قرارداد وروشدن تخلفها وحقه بازي هايشان مولف ذهنيتي قوي ازاوداشته وبه خاطرخط ونشان کشيدنهايش ترسي از ايراد شکايتي احتمالي ازسوي خود نسبت به او داشته باشد . پس عزيزان ازهمان شروع آغاز کارخود کاملاجدي بوده و پيش ازهر چيزوقتي مبادرت به نشرکتابهايتان مي کنيد و با ناشري آشنا مي شويد پيش ازاينکه گول چنين سخنان شيريني رابخوريد ، چند کتاب ازاوگرفته وبا مولفيني که درسابق با اوکار کرده اند وکتابهايشان را چاپ نمودند تحقيق به عمل آورده و با مولفين قبلي آنان در خصوص اخلاق کاري نوع و شکل حساب وکتاب کردن وپرداخت پشت جلدي ها و يا درصورت چاپ آثارشان توسط خودشان ميزان درست بودن وپرداخت ودريافت چکهاي خود ازسوي آن ناشر تا چه حد بوده زيرا خيلي ازناشرين بسيارانسانهاي درستکاري هستند اما موقع حساب وکتاب خون مولف را درشيشه مي کنند که من در پايين به اشاره مي کنم تا بفهميد آنان ازچه ترفندهايي براي کار خود استفاده مي کنند واين ترفند ها در همه آنها بطور مشترک ديده ويافت مي شود وراههاي مقابله با اين ترفند ها را نيزبه شما مي گويم .
اولين کاري را که مي بايست يک موالف تازه کارانجام دهد چيست ؟ کليه آثارخود را چه کتاب شعر وچه رمان بصورت تايپ شده به کتابخانه ملي برده و درآنجا دربخش ثبت آثارفرمي پرکرده وآثارشان رابه نام خود ثبت کنند .اين مهمترين مرحله مي باشد که در سالهاي بعد در صورت تخلف اشخاص معمولي ويا رقبا ويا سايرهمکاران هنري بتواند ثابت کند که اشعارمال ا ومي باشد و به اين ترتيب با نشان دادن مدرک ثبت خسارتهاي سنگيني ازمتخلفين را در محافل قضايي دريافت کرده واز سرقت آن توسط انسانهاي دزد جلوگيري کنند . من شخصا درابتداي راه کار خويش دقيقا به اين نکات عمل کردم ثبت کليه آثارخود.
....................................................................
ازدادن کتابهاي داستان چه کوتاه وچه رمان هاي بلند براي برسي به انتشارت امتناع بورزيد . زيرا ناشرين براي کلاس گذاشتن براي خود هنگام مراجعه افرادي که چه درداخل استان ها هستند وچه در بخش توابع شهرستانها وقتي به آنها مراجعه مي کنند به آنها مي گويند که براي چاپ آثارآنان با سرمايه خويش مي بايست کارشان را جهت برسي قرار دهند و به کارشناسان بدهند بعد دست نوشته هاي شمارابرداشته وشب به خانه برده ويا خود مي خوانند ويا به دختران وپسران ويا يکي ازاقوام خود ويا يکي ازبچه روزنامه نگاران و روزنامه نويسان که حال نفس کشيدن ندارند چه برسد به کارشناسي کاررمان مي دهند.البته منظورم يه عده خاصي هستند که براي همکاري باناشرين چنين کاري را به عهده مي گيرند( چهار تا روزنامه در طول روز مي خوانند بعد مي شوند کارشناس کتابهاي رمان کتاب رمان را فقط وفقط کارشناسان وزارت ارشاد ميتواند کارشناسي کنند يا خود رمان نويسها وسلام )اميد وارم توهيني به هيچ روزنامه نگاري نشود. من منظورم يه عده خاص هستند که شکل کارشان را ديده ام روزنامه نويسي وروزنامه نگاري وخبر نگاري راه ورشي جدا ازکار رمان نويسي دارد ومقوله اي جدا ازاين حرفه است . بعد به شما مي گويند کارتان را داديم جهت برسي بايد صبر کنيد . بعد هم اگر اين ناشرين جزو ناشريني باشند که چند نويسنده فعال در انتشارات او رابه اوج شهرت رسانده باشند دست نوشته ها رامانند ريگهاي خيابان روي هم انباشته و به خاطر شلوغ بودن سرشان آرام آرم طبق دلخواه خود مثلابه گفته خودشان تحت برسي قرار داده اند . 7 يا 8 ماه دست نوشته هاي شما را نگه داشته و بعد ازچند ماه که به قول خودشان دخترانشان به اسم کارشناس هنگام غذا پختن در آشپزخانه دست ونوشته هاي شمارا خوانده و برسي کردند اگر متن داستان به باب ميل وسليقه آنان نباشد به شما مي گويند کارتان قوي نبوده وبه درد چاپ نمي خورد و به اين ترتيب تمام اميد وارزوي شما براي چاپ آثاران به باد خواهد رفت . وشما با خود گمان مي کنيد کارتان در سطح پايين بوده اعتماد به نفس خود را به کلي از دست مي دهيد حتي رغبتي براي قوي کردن کار ويا نوشتن هيچ اثري ازخود را نخواهيد داشت . پس آثارتان رابه يکي ازرمان نويسهاي قوي دلسوز که فرصت برسي را داشته باشد بدهيد تا او بر حسب تجربه و تکنيک قلم و نگارش کتاب رمانهاي که خود بکاربسته شما را راهنمايي درست وبه جا کند تابه اين ترتيب اگر کار شما در صورت ضعيف بودن و يا داشتن نقص نگارشي توسط راهنمايي آن مولف مطمئن و درستکار برطرف گشته وبا کارقوي کاراتان رابه چاپ برسانيد
............................................................................................................
ازفروختن حق امتياز کامل کتاب خود به هر ناشري امتناع بورزيد واين شعار را که عمري بر سر زبانهاي نويسندگان وشاعرين جاري بوده که براي دل خويش مينويسند را دور بريزيد زيرا يک مولف بايد از حقوق مادي اثر خود بيش ازديگران بهرمند گردد چون در راه تاليف آثارخود رنج بسيار کشيده وعصاره روح وفکر خود را که موهبت الهي است را روي صفحات کاغذ ريخته و وازفرسايش روح خود صرف نموده اند همين شعار نويسندگان و شاعرين موجب شده يه عده انسان کاسب مسلک مبدل به خون آشام هاي قوي در سطح کشور شوند . . براي همين صبر کنيد حتي اگر چند سال چاپ آثارتان به طول انجامد کتابهايتان را اولا قوي به عمل آورده دوما با هزينه خود چاپ کنيد که خودم اولين کتابم را ازچنگ سه ناشر سرمايه گذارکه مي خواستند روي کارم سرمايه گذاري کنند بيرون کشيدم . وهرگزبا ناشريني که توانايي فروش کتاب را ندارند معامله نکنيد زيرادر صورت چاپ کتاب با هزينه خودتان ناشرين ضعيف قادربه پخش کتابهايتان نبوده و هزاران جلد کتاب روي دستتان خواهد ماند.پس با ناشريني که در خصوص پخش قوي هستند قراداد بسته، حتي درقرارداد عينا تعهد فروش رابه گردن ناشرين بياندازيد و به گفته ها و وعده هاي کلامي وزباني آنان در خصوص کمک در فروش کتابهايتان اکتفا نکنيد که در صورت بروزمشکلات در آينده اين ناشرين به راحتي زيرحرفهايشان زده و دبه درمي آورند فقط شما مبلغي هنگفت به جيب مبارکشان رسانديد . بعد هم اگردر قراداد قيد کرديد که کتاب هاراناشر بايد به فروش برساند. درصورتيکه او تحت هرشرايطي گفت که سعي خود راکرده و کتاب فروش نرفته باور نکنيد چون وقتي در ابتداي شروع چاپ اثري احساس مي کنند ممکن است آن اثر فروش خوبي داشته باشد چند هزار جلد بيشتر ازميزان محاسبه شده در قرارداد با شما کتابها را چاپ کرده و در حد فاصله زمان از دست رفته به فکر فروش کتابهاي خود بوده و هر وقت براي گرفتن پول و حساب وکتاب به آنان مراجعه مي کنيد تعدادي از کتابها را در انبار جلوي چشم شما گذاشته و مي گويد کتابهايتان به فروش نمي رود و هنوز روي دست او باقيمانده به اين ترتيب شما باور کرده و چند ماه ديگر مراجعه مي کنيد که بعضي از موذي ترينشان باز بطور مکرراين بازي رابا شما مدام انجام داده تا جايي که صبر وشکيبائي تان را از دست داده و از کوره بدر مي رويد .
هرگونه کم کاري بد بودن کيفيت جلد کتاب ويا سايرمحتويات درکتاب ديديد سريعابا وزارتخانه ارتباط بر قرارکرده و گزارش دهيد تا خسارت وارد آمده را دريافت کنيد يا حتي وقتي قيمت چاپ بيشترازقيمت واقعي بازاربود براي پس گرفتن ميزان هزينه اضافي ازناشرين به اتحاديه مراجعه کنيد کتابها مورد کارشناسي و قيمت گذاري قرار مي گيرد. پيش ازاين در خود وزارت ارشاد به شکايت مولفين وناشرين رسيدگي مي شد ولي چون وزارتخانه دستش براي تنبيه وپيگري کاربطور قانوني به نيروي انتظامي همراه نبود ناشرين هر چه مي خواستند برسر موالفين مي اورند اماخوشبختانه يکي ازخدمات خوبي که در دروره آقاي احمدي نژاد در وزارتخانه صورت گرفت تفکيک شدن اين بخش ازوزارتخانه بود يعني بخش رسيدگي به شکايت به بخش اتحاديه سپرده شد. بنابراين اتحاديه ناشرين متخلف را با قدرت قضايي وانتظامي در دست گرفته وهر ناشرمتخلفي را به بدترين شکل با نيروي انتظامي تنبيه مي کند که دراين مورد جادارد تشکر وسپاسگذاري ازاين عزيزان بابت اين مسئله به جا آورم . براي همين موضوعات از118 شماره وزارت ارشاد را گرفته و بعد خود وزارتخانه بخش رسيدگي به شکايات محل جديد رسيدگي به شکايات رابه شما خواهد داد .
.................................................................................................................
وقتي ناشري کارتان را به نحواحسن ارائه داد از وسوسه شدن توسط ساير ناشرين امتناع بورزيد وبا همان ناشر تا آخر کار کنيد و چنين ريسکي را هرگز تجربه نکنيد که شايد ناشر بعدي بهتر ازقبلي نباشد فقط در صورتي با ناشرين بعدي مبادرت به کار کنيد که اعتمادتان بابت کيفيت چاپ کتاب و فروش سريع وبه موقع آن ودريافت چکهايتان به تعويق افتاده وحس مي کنيد موفقيتتان بااين انتشارات به کندي پيش رفته واو متوسل به ترفند ها وحقه هاي انتشاراتي است همان مواردي که در پايين مي نويسم و موجب ضرر وزيان فراواني مي شويد.
...............................................................................................................
خطابم به ناشرين محترم کل کشور
ناشرين محترم :پيش ازهر چيزعده اي ازشمارا از کل گفته ها ومتن نوشته هايم در متن زير تفکيک مي سازم که مي دانم ناشريني زحمت کش ودرستکاريد روي سخن من باآن عده است که خود بهتر مي دانند چه مي کنند . کساني ازگفتارم ناراحت مي شوندکه دقيقا مرتکب اين اعمال مي شوند وچون من دستشان رابراي همه رو مي کنم شايد ازمن برنجند .خب بگذاريد برنجند من اينگونه مي نويسم که برنجند .واينکار را براي روشن کردن جوانان نوپا وبي تجربه انجام مي دهم که آنها با هوشياري واگاهي دراين راه قدم بر دارند .
.....................................
خطابم به ناشرين متقلب ودرغگو و حرام خوار
.........................................
هيچ ناشري باعث به شهرت رسيدن هيچ نويسنده وشاعري نيست . هر نويسنده وشاعري با قلم وتوانايي خود و ايجاد ارتباط روحي با مخاطبينش معروف شده ويا به شهرت مي رسد .اين واقيعت را فراموش نکنيد .
..........................................
اولا ببخشيد که اين عنوان را به شما مي دهم اگرمتخلف و درغگو نباشيد ناراحت نمي شويد آنهائيکه تخلف کرده اند با شنيدن توصيف احوالات خود ناراحت مي شوند که بگذاريد بشوند بايد گروهي رسوا شوند تا ديگران عبرت بگيرند . اما شما ناشرين بدانيد قدم در شغلي گذاشتيد که با يک عده هنرمند سختي کشيده و احساساتي ومورد نظر خداوند سر وکار داريد وقتي قراردادي مي بنديد بدانيد بيني و بين الله بين شما ومولفين اين قراردادها بسته شده و خداوند شاهد وناظر همه اعمال شما هست. همچون سايه اي که پشت سرتان حرکت کرده و شما در تعقيب نگاههاي آن پرودگار يکتا قرار گرفته ايد. با خود گمان نکنيد وقتي درقرارداد با توافق مولف قيد مي شود که مثلا دوهزار جلد کتاب چاپ شود وشما سه هزار جلد و يا چهار هزارجلد ويا بيست هزار جلد چاپ مي کني و با خود گمان مي کني کسي نفهميده و شما به اين ترتيب مبالغ هنگفتي به جيب مي زني و اينکار را شما ناشرين ازروي دست هم ياد گرفته به هم نيز ياد مي دهيد و فکر مي کنيد راه کسب وکارتان همين است که انجام مي دهيد کاملا در اشتباه فرو رفتيد چون نمي دانيد خداوند با چه خشم و غضبي به شما نگاه مي کند که حاصل زحمات موالفيني مظلوم رامي دوشيد و اينکار خود را به حساب زرنگيتان مي گذاريد ويا تناسب شغلي تان . . چون جلب رضايت نويسنده وشاعر جماعت کارآساني نيست تجربه وطول تاريخ اين را ثابت نموده . ،گرفتن رضايت نويسنده وشاعر جماعت بسيار دشوارتراز ساير انسانها مي باشد چون موالفين هيچ چيزي را در دنيا بيشتر از اثرشان دوست ندارند نه بطور قطع بلکه بطورنسبي بعد از عزيزانشان درزندگي چون آثارشان حاصل فکر وروح آنان است و خلق اثر هر هنرمندي مانند به دنيا اوردن فرزندي به اين دنيا مي باشد همان مهري که هرانساني نسبت به فرزند خويش دارد ، يک نويسنده وشاعر نسبت به آثارش همين حس را دارد . پس در جوار کاري که با اين عده انسان داريد انجام مي دهيد سعي کنيد بدرستي کار کنيد . تمام اعضا و وجوارح جسم خود همسر و فرزندانتان رابا نان حرام و زحمت چشمهاي نويسندگان و شاعرين وساير گرد آوردگان بزرگ نکنيد .به اين فکر کنيد که آخرين روزاززندگيتان است و مي خواهيد براي هميشه چشمهايتان را ببنديد و به سوي خداوند برويد و نميدانيد پس ازمرگ چه سرنوشتي با اينهمه مال نويسنده وشاعر جماعت خوردن در انتظارتان است. در کارکردن وکسب معاش خود که همواره دروغ آلوده زبانتان بوده ودرست است که اين دنيا جاي تاخت وتاز بين انسانهاي بد وخوب است اما بدانيد بلاخره تاريخي براي پايان دوره تاخت وتازهمه انسانها روي زمين است . پس به فکر پايان رسيدن ان تاريخ باشيد چون موالفين خيلي ازدروغهاي شما را مي شنوند اما برويتان نمي زنند . چند بار ازروي فيلم وزينگ هاي مولفين بدون مشورت وکسب اجازه ازخودشون تکثير کرديد . دويست جلد صد جلد 500 جلد چاپ کرديد . مي دانيد اگر با خود مولفين تماس بگيريد و به انها بگويد مثلا مي خواهيد دويست جلد را با هزينه خودتون با رضايت واجازه خودشان تکثير کنيد. انها به شما پاسخ رد نميدهند . هيچ نويسنده وشاعر وسايراقشارنويسندگان به شما نه نمي گويند چون مولفين شماروعامل زحمت کشي درانتشار کتابهاشون مي دانند با اجازه قلبي خودشان به شما جواب مثبت مي دهند اينجوري مديونشان نخواهيد شد . خيانت درامانت نکنيد چون يک روزي همه چيز برملا مي شود وروي نگاه کردن وبه مولفينو شما نخواهيد داشت . پس به اعتمادشان احترام بگذاريد و فکر نکنيد يواشکي ازروي فيلم وزينگ يه عده آدم مظلوم وساکت وسختي کشيده کتاب چاپ کردن حق شماست .شما هيچ حقي نداريد الا با کسب جازه ازخود مولفين. خداوندو هرگزبالاي سرتون ناديده فرض نکنيد که اوبرهمه چيزآکاه است وقتي کسي رورسوا کند بد جوري رسوا مي کند مولفين خيلي چيزهارامي دانند وبه شما نمي گويند چون نمي خواهند تحقيرتان کنند شما خبرنداريد وقتي نام شما درجمعشان مي ايد پشت سرتان چه ناله نفرينها وشکايت هاي که ازرفتار ودروغها و کم کاري هايتان گفته نمي شود که اگه بدانيد تغيير شغل خواهيد داد. شايد شما اينطوري مثل بقيه نباشيد اما رفتارهمکارانتون چنين بد بيني رو ازهمه شما در ذهن مولفين باقي گذاشته. ناشري که خوب باشد هيچکس وجدانش راحت نيست از او بيهوده سخن بگويد. شما ها همش شديد عامل اصلي استرس ونگراني دروني مولفين چقدر ازمولفين جوان دچارافسردگي روحي شدند ودرهمان اولين راههاي کارشان روحيه نويسندگي وشاعري خود را ازدست دادند. امروزوفردا کردنها ،گردن ارشاد انداختن ها ،نداشتن سرمايه کافيتون ،کيفيت بد کارها ،همه وهمه آسيب روحي ورواني براي يه عده هنرمند بيچاره به همراه داشته به خداوند سوگند ازراه حلال ودرست ميشه ميليونها تومان پول کسب کرد. اگر مغز متفکري داشته باشيد همه ازدست آدمهاي درغگو ، کم کار متقلب، دورو به ستوه در اومدن يه کم تغيير روش بديد به همين شکلي که گفتم ببينيد چندين برابر سودتون بيشتر شده. نام خوبي ازخودتان درذهن مردم به جا بگذاريد .نه اينکه هر مولفي اسم شمارومي شنوه آميخته به نوعي نفرت وکينه ازناشر جماعت صحبت کنه .شما هم دوست داريد موالفين تاريکي به تورتان خورده وروشن وآگاه نباشند که در هر شرايط تخلف شما ساکت نشسته وجلوتون خم وراست بشوند. شما به فکر خودتان باشيد و پايتان را به اندازه گليمتان بلند کنيد تا زماني که جان در بدن داريد با پول حلال شکم خود وفرزندانتان روسير کنيد .اينهمه مال اندوزي رابراي چند سال ادامه عمرتان مي خواهيد مگرفرعون وفرعونيان درطول تاريخ بشريت چيزي ازخود غير از جنايت هايشان و بار سنگين گناهانشان به همراه بردند که شما کاسب مسلکها بتوانيد با خود ببريد ) . همه مولفين سالهاست که اينگونه مورد استثمارخون آشامها هستند کي وکجا دولت اينومي خواهد درک کنه و يک توجهي در گوشه اي ازوزارت ارشاد به اين قشر بشود ويک قانوني براي حمايت اين قشر زحمت کش درارشاد گذاشته شود
.
.......................................................................................