
بزرگترين فاجعه در فرهنگ جوانان ايراني 
گريز از ازداواج
1_ گروهي از جوانان که از ابتدا نو جواني هيچ انگيزه قوي براي تحصيل ويا اشتغال به کار ندارند تنها اوقات زندگي خود را در کوچه پس کوچه ها وخيابانها سپري مي کنند و به جاي کشف استعدادهاي دروني خود و بکار گير ي ان هميشه مقصر بدبختي و کمبودهاي زندگي خود را يا به گردن جامعه مي ا ندازند ويا عدم توانايي پدر ومادرشان و قتي از آنان پرسيده مي شود چرا ازدواج نمي کني ؟ در پاسخ مي گويند که کو پول کو خونه کو ماشين و انتظار دارند اين امکانات را دو دستي تقديمشان کنند . با وجود مشکلات عد يده اي که در جامعه داريم هيچکدام از اين توجيهات آنان قابل قبول نيست و اين گروه از جوانان خود ذاتا انسانهاي تن پرور کم کاري هستند . 
2_ گروهي ديگر بر عکس گوه اول مي باشند . کاملا با انگيزه قوي به تحصيل اشتغال پيدا کرده وبا زحمت وتلاش فراوان به دانشگاه راه پيدا مي کنند ولي متاسفانه اين گروه دست آخر به دليل نداشتن پشتوانه مالي با توجه به داشتن تحصيلات عالي به نقطه اي مي رسند که ناگذير دست به مشاغلي مي زنند که اصلا با نوع تحصيلاتشان هم خواني ندارد مثلا مثل پزشگي که پس از سالها تلاش وکوشش بعد از گرفتن مدرک نظام پزشکي وقتي مبادرت به کار مي کند چون پشتوانه مالي ندارد ناگذير اتومبيل پيکاني خريداري نموده ومسافر کشي مي کنند ويا دانشجوي کامپيوتر و زبان ناگذير در کنار خيابان بساط کرده دست فروشي مي کنند اين گروه هم تن به ازدواج نداده براي کسب مختصر درامدي به زمين واسمان چنگ مي زنند واز ترس مسوليت ادراه خانواده ترجيح مي دهند
تا مدتهاي زيادي تنها بمانند
3_و اما اين گروه از جوانان با داشتن پشتوانه مالي قوي فکر مي کنند که از فرهنگ پيشرفته کشورهاي اروپايي ويا متمدن ييروي مي کنند و دچار فساد اخلاقي مي گردند و از نظر فکري وفرهنگي با ديگر مردم متفاوت هستند و خود را زرنگترين انسانهاي روي زمين مي پندارند . در حاليکه بيشترين ضربه را مي خورند به تفريحات ناسالم رو آورده و با طرح دوستي ها وارتباطات گوناگون با روح وروان خود بازي مي کنند و تنوع طلبي يکي از خصوصيات بد اينگونه جوانان است که مدتها در برزخي که خود ساخته اند به ناچار غرق شده وغوطه مي خورند .
گروهي بي شماري ازجوانان حتي با داشتن امکانات زندگي ومالي تن به ازدواج نداده وسعي مي کنند زندگي مجردي را در پيش روي خود داشته واززير بار آئين مقدس ازدواج همان چيزي که مورد خوش ايند و رضايت خداوند است فرارکرده و شايد بهتربگويم دليل بروزچنين طرزتفکري ازنوع عملکرد دختران سر منشا ميگيرد .زيرا دختران باايجاد ارتباط سريع وبدون هيچ شرط وشروطي به تقويت چنين فکري در ذهن پسران دامن مي زنند . وپسران چون مي بييند که مي توانند به سادگي بدون هيچ تشريفاتي به دختران مورد علاقه خود برسند فکرازدواج را ازسربيرون انداخته حتي با داشتن امکانات مالي فراوان اززيرباراين سنت شانه خالي مي کنند . دختران بي آنکه خود بفهمند درمجاورت چنين دوستي هايي اينگونه پسران را به اين نوع طرزتفکرعادت داده اند وپسران نيز چون احساس نياز در خصوص امرازدواج درجوار معاشرت با دختران بي شمار را ندارند به راحتي تا سنين چهل وچهل وپنج سالگي مجرد مانده و وقتي احساس مي کنند که ديگر موهاي سرشان سپيد شده وپير پسر شده اند دست آخر گروهي ازآنان تن به ازدواج ميدهند
مخاطبم به همه جوان عزيز
.به زباني ساده تر بگويم عزيزان وقتي شما فقط به فکر طرح دوستي واشنايي با کسي هستد پيش از هر چيز بايد بدانيد پس از مدت کوتاهي نا خودآگاه به هم انس گرفته وعادت مي کنيد و وقتي که طرف مقابل شما تصميم به ترکتان يا جدايي از شما مي کند يک بحران روحي براي شما پديد مي ايد و شما هرگز نمي توانيد هيچ گله اي از طرف مقابل خود داشته باشيد زيرا در اينگونه اشنايي ودوستي ها شما هيچ تعهدي نسبت به يکديگر نداريد و همين کار اگر چند بار در زندگي شما رخ دهد شما چه ضربات روحي شديد ي خواهيد خورد که مقصر ان فقط و فقط خود شماييد. تا کي با همه بودن وهيچکس نداشتن تا کي از نظر روحي در برزخي آزار دهنده زندگي کردن جواناني با اينگونه طرز تفکرات همانطور که مي بينيد هميشه تنها ترين انساتها هستند ووقتي هم که با گذشت سنشان دچار يک بد بيني ووسواس نسبت به غير هم جنس خود مي شوند و اعتمادشان را بکلي از دست داده وبه اين سادگي ها نمي تو
انند تن به ازدواج با کسي را بدهند .
اين در حالي است همانطورکه مي بينيد از هنر مندان کشور خودمان بگيريد تا مشهورترين ومعروفترين هنرمندان اروپايي ووکشورهاي متمدن دست آخر به اين نتيجه مي رسند که در دنياي پر هيايوي خود بايد در کنار يکنفر براي هميشه رندگي کنند و هيچ لذتي بالاتر از داشتن يک کانون گرم خانوادگي نيست که متاسفانه گروهي از جوانان ساده انديش از داشتن آن هميشه محروم مي مانند البته بحث در مورد ازدواج گسترده هست من بطور کلي از نظر انگيزه جوانها نوشتم .