پديده مرگ وفراموشي آن وعدم شناخت آن بزرگترين خطاي انسانها
مرگ تنهاواژه منفوري است که در ذهن هر انساني تداعي کننده نيستي ونابوديست . انسانها بي آنکه خود بخواهند وبدانند بدنيا آمدند وزندگي کودکي وجواني وپيري را سپري کرده وپشت سر مي گذارند . پس ازطي دوران نوجواني در سراشيبي تند زندگي دستخوش فرازونشيبهاي فراواني قرارميگيرند که معناي زندگي واقعي در نگاه وديد او فقط لذت غذا خوردن ،تفريح واستراحت ومال آندوزي و ساير نيازهاي اوليه انسان برايش خلاصه مي شود .وقتي که جواني ازدنيا رفته ويا اتفاق ناگواري براي او مي افتد همه ازمرگ ونبودن اووعدم ادامه زندگي او متاثر شده با خود گمان مي کنند که اوتنها وبهترين فرصت زندگي خويش را ازدست داده .براي همين چون در ذهن کوچک انسان تولد يعني پا گذاشتن به اين دنيا ومرگ يعني رفتن ازاين دنيا ونيستي تداعي شده ومرگ بدترين وتلخترين اتفاق زندگي يک انسان به شمارمي رود .حتي در ميان فقيران ومستمندان مرگ واژه بدي تلقي شده حتي رنج کشيده ترين انسانها حاضرند در دنيا حضور داشته باشند اما هرگز نميرند .اين در حاليست که سهم خيلي ازانسانها در اين دنيا پوچي ودرد بيشتر نبوده .امابازذهن انسان بر اين باوراست که هر گزبا مرگ رودرونشده و براي عمروبقاي خود تلاشهاي زيادي مي کند . اين به اين دليل است که ازپشت پرده مرگ بي خبربوده وازچگونگي احوالي که براوخواهد گذشت کاملابي اطلاع بوده وهمين نوعي وحشت براي اوايجاد مي کند .همانگونه که تاريخ تولد وبه دنيا آمدنش دست خود نبوده ونخواهد بود/ تاريخ مرگ اونيز دست خود نبوده ومعمولا دربرخي موارد دور ازانتظارش مرگ به سراغش آمده وگريبانش را مي گيرد . اکثر انسانها به خاطر غرق بودند در مصائب سخت روزگار همواره از شناخت اين پديده جدا بوده وبراي فهم آن تلاشي درزندگي نمي کند . يعني بطور اتوماتيک مردم ياد گرفتند فقط پس ازتولد راههايي براي رشد جسم وبلوغ فکري خود پيداکنند وهر گزدر گذر زندگي خويش به اين مقوله وواقيعت کمترنگاه کرده و در خصوص آن تحقيق کرده اند . زيرا فرار ازاين پديده ذهن انسان رافقط به طرف زيبايي هاي زندگي اين دنيا معطوف مي سازد .که اگر خوب هر کسي به اين مقوله به عنوان يک پديده مهم وقابل تحقيق نگاه کند به شگفت انگيز ترين قسمت از خلقت خود پي خواهد برد . يعني خواهد فهميد که زندگي پس ازمرگ نيزوجود داشته و به شکل وساختار تازه اي انسان را دربر مي گيرد . اينجاست که بايد اعتراف کنيم انسان جسم نيست بلکه روح است و روح همواره باقي خواهد ماند وپس ازمرگ انسان وارد دنياي تازه اي اززندگي خود پا مي گذارد . درزمانهاي قديم پس ازاينکه علم مغناطيسم توسط محققان کشف ومورد تحقيق واقع شده پيشکسوتاني که روح شناسان حرفه اي بودند سالياني ازعمر خويش را به تحقيق دراين خصوص پرداختند . حتي استاداني همچون مديومهاي معروف وقوي با روح انسانهايي که ازدنيا رحلت کرده بودند ارتباط بر قرار کردند . در اين قسمت انسانهايي که نمي دانستند که آيا روحشان پس ازمرگ باقي خواهد ماند يا نه پي به وجود وبقاي آن توسط همين مديوم ها بردند . عده اي ازاين مديومها حتي روح انسان را به شکل ماده در آورده و با چشم سر آن را رويت نمودند . اين عده از مديومها به خيلي ازسئوالات پاسخ داده نشده ذهن انسان پاسخ قانع کننده دادند .وقتي علم مغناطيسم تکامل يافت هيچيک ازرشته ها ي آن مانند (سومنامبوليسم ،تله پاتي، فتله پسي شي ، فتوپسي شي ،روشن بيني ومانند آن مشخص وروشن نبود .اين نيزجزو همان علوم غريبه وسري بود که به آن علوم ( مانيه تيسم ) دادند . ودر حال حاظرهر کدام ازاين علوم رشته هاي روشهاي جداگانه اي براي خود داردکه من در رمان دسيسه عشق سعي کردم جرقه اين روشن بيني را براي جوانان در قالب يک رمان به رشته تحريردرآورم. تا عده ازجونان با اين علم آشنا شده ودرجوار تحصيلات خود در مقاطع دانشگاهي بطور علمي وپيشرفته تر دراين رشته به تحصيل بپردازند که متاسفانه در کشور ما در ميان انواع رشته هاي تحصيلي وتخصصي کمتر به اين رشته پرداخته شده و ما خلا آن را کاملا دربين ساير رشته ها حس مي کنيم .اميد وارم جوانان و دانشجويان عزيزپس ازخواندن اين رمان و آشنايي با اين علم رمانهاي بعدي مرا بخوانندکه درهر کدام ازآنها اززاويه خاص به معرفي و آشنايي هر چه تمام تره شما عزيزان با اين علم تلاش خواهم کرد . که درک وفهم آن درقالب يک رمان براي هر انساني آسانتر ازحتي خواندن مستقيم کتابهاي منتشر شده در اين خصوص مي باشد که پي بردن به اين علم ومشخصات ان انسان را ازپوچي و بيهودگي بيرون کشيده و هويت و ماهيت واقعي روح انسان راثابت کرده وبه اين ترتيب انسان دراين مجموعه حيرت انگيز خلقت خداوند به خيلي ازدلايل خلقت و بدنيا آمدن خويش پي خواهد برد. در سومين رما بلند خود دقيقا مبادرت به نوشتن يکي ازشگفت انگيزترين پديده هاي موجود درجهان که رابطه علم پزشکي با مخلوقات ماوراالطبيعه مي باشد که اين رمان پنجره تازه اي رو به جهان علم بازخواهد کرد وشايد ذهن خيلي ازپزشکان را نيز به اصل واقعيتي جالب و شگفت انگيز که هرگز به آن نيانديشيده وپي نبرده اند خواهند رسيد . اميد وارم در اينکار موفق ازآب بيرون آيم که تلاشي بي وقفه درتاليف اين رمان به عمل مي اورم وارزو دارم اين رمان روزي خواننده جهاني پيدا کند .