خوانندگان ، شاعرين ، آهنگسازان، نويسندگان ،هنرپيشگان به جاي خنجرزدن ازپشت به هم مثل حلقه هاي زنجير به هم متصل و با هم متحد بشيد
با ايجاد وبلاگ هايي که تاسيس مي کنيد وبا نوشتن حرفهاي رکيک به همکارانتون ويا افشاي مسائل شخصي و خصوصي خانوادگي يکديگر تا به حال به چه نتيجه مطلوبي رسيديد ..به جاي دشمني و روبه روي هم قرار گرفتن با هم رابطه دوستانه وصميمانه داشته باشيد .ميتينگ هاي هنري تشکيل بديد در جمع خودتون در اين ميتينگ ها 10 شاعر 20 تا آهنگ ساز ده تا نويسنده 20 تا ترانه سرا بشينيد ببينيد چه مشکلاتي داريد . در اون ميتينگ هنري يه طومار بنويسيد پاشوهمتون امضاء کنيد و يک نفر نماينده بشه اون شکايت نامرو ببره بده ارشاد البته فقط وفقط بديد به اتاق وزير ارشاد حتما نتيجه خواهيد گرفت در همون مرحله اول . اگه کارمندان جزء به موقع ودرست به درخواستتون رسيدگي نکردند بريد سراغ ما فوق کارمند نزد رئيسان اگر رئيسان رسيدگي نکردند ببريد نزد مافوق رئيسان قبلي و اين مراتب و پشت سر هم پيگري کنيد تا بالا تا کسي پاسخگوي درد ومشکل شما باشه وبا پشتکار و سماجت نتيجه اي رو که مي خواهيد بگيريد ( چرا وبه چه دليل ؟) اين جمله آويزه گوشتون باشه . بلاخره هستند کسانيکه به اين امور رسيدگي کنند ..پس شما بايد ازشون بخواهيد واقعا وقتي اززبان بعضي ازشما حرفهايي مي شنوم که باعث تاسفه چون همش داريد همکاران خودتونو مورد ناسزاو سرکوب قرارمي ديد و همش مي گيد چرا اونها توانستندوشما نتوانستيد بعد هم به جان هم افتاده هر رفتارغير اخلاقي که مي تونيد در حق هم انجام مي ديد . حتي اگر به کساني برخورديد که ديديد منطق سرشون نميشه پاتونو بگذاريد روي رگ خستگيشون هرانسان و يا هر موجودي در گوشه اي از مغزکوچک چند گرميش نقطه اي داره به نام نقطه خستگي وقتي انقدر بريد و بياد و جلوي چشماشون باشيد هي بگيد ،چرا و به چه دليل* خسته ميشن مجبورميشن حرفتونو خوب گوش کنندتا ديگه شمارواون طرفها نبينند.البته منظورم کارند جزودرقسمت پاسخ گويي گه همه رو به ستوح آوردند . آقاي حميد زاده در ارشاد بسيارمرد شريفي مي باشه دربخش اداره کتاب اولين شکايت نامهاي که تنظيم کنيد دستوررسيدگيش و صادر مي کنه( البته منظورم براي مولفين) يعني بي اهميت نمي گذره که البته مسئول بخش موسيقي در جاي ديگري قرار داره . اما انقدر که شما قشرهنرمندان انسانهاي ببخشيدا عذر مي خوام (بي توجه وبي حال )هستيد که انتظار داريد همه امورات خود به خود وراحت براتون حل بشه . همين امر تا مغزاستخوان و جودتونو ازهم پاشيده چرا ازشدت ناراحتي به جان هم افتاده و فکرمي کنيد بالا رفتن وبه اوج موفقيت رسيدن همکارتون به ناحقه .معمولا در هر نوع کاري تا مي خواهيد کاري انجام بديد به اولين چيزي که فکر مي کنيد پيدا کردن يه آشناست که راحت بشه براتون يه کانال که به راحتي باسفارشات تلفني و يا التماس کارتونو پيش ببره . وقتي با هم به جاي اينهمه دشمني وخصومت وچشم وروهم چشمي در کنار هم باشيد وقتي مجله و يا مطبوعاتي يا رسانه اي شروع مي کنه بر عليه يکي ازدوستانتون يا حتي خودتون سم پاشي کردن وپاپوش درست کردن ده نفري ، بيست نفري ويا گاها صد نفري بريزيد وسط ازهم دفاع کنيد تو وبلاگهاتون در سايتهاتون نفس اون مطبوعات ورسانه و يا ساير عوامل و بگيريد تا عبرتي بشه براي ديگران. دکان يکيشونو تخته کنيد تا همه برن به سايرين بگن که چطور همه هنرمندان مثل زنجيري فولادين هواي همو دارن به هم قفل شدند . يا حتي در موردرسانه ها هم همينطور .همه اينها پيش ازهر چيز به اولين چيزي که فکر مي کنند منافع شخصي خودشونه . مثلا تا شما تازه اول راه متولد که مي شيد وهنرهاتون مياد رو، مي بينند اگرازتصاوير و اخبار شما در شبکه شون ويا مجلشون چاپ و يا نشان داده بشه جمع کثيري ازمردم وکه ازاخبارتکراي و کيليپهاي يک نواخت خسته شدند،به خاطر تصوير وصدا وهنرهاي شما به خاطر تازه بودن کار وچهرتون کنجکاو شده و پاي کانالهاي اونها مي نشينند. در مطبوعات هم همينطوره .اين در حاليکه فکر نکنيد اونها عاشق شما هستند وبراي اولين بار کيليپ شماروپخش مي کنند اگرم چنين اداعايي مي کنند تعارفي بيش نيست . . به اين ترتيب و با اين سياست اونها براي از بين بردن يکنواختي و اداعاي نو آوري اول بودن وبهتر بودن شبکه ويا مجله هاشون ازشما تازه متولد شده ها استفاده مي کنند . پس خودتون بايد به فکرخودتون باشيد چون بعد ازسالها همون عاقبتي روخواهيد داشت که هنر پيشه هاي صدا وسيما داشتند . اگر شما در جواني دوست و همراه هم باشيد بطور واقعي نه بطور ساختگي و تظاهر سعي کنيد احساس دين نسبت به هم ايجاد کنيد که اين کار خوبونتيجه بخش و مثبتي مي باشه .لااقل پس ازمرگتون بواسطه صميميت و محبتهاي دوران جواني به جهت داشتن دين نسبت به هم چاپ و انتشار اثارتون توسط همديگه به بهترين شکل صورت بگيره وادامه داشته باشه. يعني شما توسط دوستان صميمي هنري حتي پس ازمرگتون مورد پشتيباني و محبت اونها قرارگرفته و آثارتون دست اين واون مورد وسوء استفاده قرار نگيره .چون ممکنه پس ازمرگتون حتي خانواده خودتون وقتي براي بقا واحياي آثار به جا موندتون از خودشون نگذارند ..مگه يه هنرمند وقتي به اوج شکوفايي و رشد ميرسه همينطوري برحسب اتفاقه که هر کس ازراه ميرسه يه ضربه بهش بزنه بشينه سرجاش . يه هنرمند مثل نهالي که خداوند تخم اين نهال واز کودکي در ريشه خاک اين دنيا کاشته و اون هنرمند مراحل سخت ودشواري روطي مي کنه تا به اون درجه از پختگي و بالندگي ورشد و شکوفايي مير سه که بعضي ها دارن مي بينند . يکي دربيست سالگي ،ديگري درسي سالگي يا ديگري در چهل و پنج سالگي، يکدفعه هنرمندي مثل يه سرو قد مي کشه و شکوفا ميشه .پس اون هنرمند چهل وپنج سال يا پنجاه سال طول کشيده هنروازکودکي دروجودش به يکدک بکشه و طي سالهايي دردرونش اونو رشد داده در مقطعي يه دفعه مثل فوران آتش فشان هنرهاش به اون شکلهايي که مي بينيد ميريزه بيرون. بعد با يه اثر هنري بين مردم مي درخشه شکوفا ميشه. همينطوري نيست يکي بخوابه شبش تصميم بگيره هنرمند بشه وصبح به اوج شهرت و شکوفايي برسه اگر بوده باشه موقتي بوده زودم محو شده ازعرصه هنر رفته کنار وهرگز پايدارنبوده . ازهزار ويک مرحله سخت بايد عبورکرد تا يک اثري روبه نحو احسن ارائه داد .همانطور که خداوند پيامبران وخودش انتخاب ومبعوث مي کنه براي دادن نعمت وتوان واستعداد هنر انگشت اشاره رو به سوي افرادي خاص مي گذاره . مگريک نوازنده وآهنگ ساز همينطوري مي تونه خلق ملودي زيبا بکنه حتما بايد روح سختي کشيده وحساسي و عاطفي داشته باشه.مگه يه نقاش بدون تمرين کردن در طي سالهاي عمرش پاي بوم نقاشي مي تونه يه نقاش ماهر بشه وخلق اثرکنه .مگه يه انسان ميتونه از مغز معمولي خودش شعر بگه نه هرگز اينطور نيست .همه اينها ازجمله توصيفات شعر، زبان شعري واژه هاي پيچ در پيچ و به هم بافته شده ، القاء هاي عرفاني ازسوي خداوند از دنياي غيرمادي و آسمانيه که ميريزه تو مغز شاعر در حاليکه يه آدم معمولي نمي تونه حتي چند بيت و سر هم کنه حتي کسانيکه قوانين ادبيات شعر و ازحفظ هستند . چرا نمي توانند مثل خواننده هاي قوي به زيباترين شکل شعرو ازشاعر گرفته منتقل کنند به شنونده . چرا نمي تونند نقاشي کنند .چرا بعضي ها نمي تونند حتي چند خط بنويسند وخسته نشند مگر ميشه رمان نويس مشهوري همينطوري بدون تمرين وتلاش شبانه روزي و سياه کردن صداها سطر کاغذ، تحقيق و تقويت حافظه و شخصيت پردازي وکارگرداني در داستانها وبي خوابي کشيدن ،مهماني ها نرفتن، ازتفريح خود نزدن ومطالعه زياد نکردن بازنشدن دريچه هاي قدرت تخيل وتفکر واحاطه فکري داشتن بر خيلي ازعوامل طبيعي ورواني واجتمايي ،ميشه کسي يه رمان نويس قوي ومشهور بشه؟ نه هرگز" چنين قاعد ه اي در عوامل تشکيل دهنده جهان هستي امکان پذير نيست . مگه ميشه کسي روحيه عرفاني نداشته باشه همش از عرفان بنويسه و حرف بزنه ؟. چرا همه نمي توانند هنر پيشه بشند و در انواع شخصيتهاي ديگر اعمال نقش کنند. ازحالات طبيعي خودشون بيرون بيان وبا حالات وطبعيت اخلاقي ديگران نقش بازي کنند که کار سختيه. پس خداوند عده اي از بندگانشو که خودش به مصلحت خودش تشخيص ميده صلاحيت دارند واين افراد داراي فطرت پاک هستند، ازاين نعمت برخوردارشون مي کنه و خودشم ازراههاي مختلف هواشونو داره . وقتي خداوند هنرمندي روواقعا دوست داره نزدمردم محبوبش ميکنه وازاون به بعد اون هنرمند هرتشويقي روکه ازسوي مردم بهش ميشه در شکل ظاهر شايد تشويق مردم به نظربياد ولي در اصل همه اين خنده ها وتشويقها ومحبتهاي مردم همون تشويق ودست زدن ومحبت خداوند نسبت به اون هنرمنده واگرم روزي ببينه همون هنرمند متکبر ومغرور شده عين شبيه به همونومي آفرينه ومي کنه سه تا چهار تا به اون بفهمونه ناشکري اون نعمت شده و مغرور شده يکدفعه خواننده ويا هنرپيش اي مي بينه چند نفرعين صداي اونو دارند و ميان واردبازار کارميشن ولي مردم وخوانندگان هرگزبه اين پي نبردند چطور شبيه به صداي اون خواننده مثلا معروف به اون شکل سريع سروکلش توجامعه پيدا ميشه .اصل وريشه اين حکمت فقط درسياستها ومقدرات خداونده.. . خداوند لبخند خودشو به اون هنرمند و مدح وستايش خودشو با دست و زبان مردم به اون شکل به هنرمند القا واعلام مي کنه. اما هنرمندان قدرچنين نعمت بزرگي ومقامي که نزد خداوند دارند روبه واقع نمي دانند. براي همين در مواقع ضايع شدن حقشون ساکت مي نشينند . چقدر محبوب و عزيزهستند در نزد خداوند عده اي ازآدمهايي که با هنرمند جماعت به مهرباني رفتار مي کنند.وگره کارهاشونو بازمي کنند نه اينکه گره اي به سايرگره هاي اون بياندازند.اونهارو مورد حمايت مالي قرارميدن تا قدرت حرکت به جلو داشته باشند .اغلب هنرمندان قوي در پرقو بزرگ شده نيستند شما کجا هنرمند مشهوري روديديد که جزوطبقات بالاي کشوري باشند . .انسانهاي بزرگ در دنيا با چشم ودلي دريا گونه به ديگران نگاه کرده وباهاشون رفتارمي کنند. اما در بعضي از جوامع به خصوص جامعه خود ما درنزد مردم هنرمندان هيچ جايگاه درست و قوي براي خودشون ندارند .مثلا بهترين وبزرگترين هنرپيشه هاي ما بعد ازمرگشون تنها با نشان دادن عکسي وچند خط عرض تسليت پروندشون براي هميشه بسته وبايگاني ميشه لااقل بعد ازمرگشون نميان زندگي نامه اون هنرپيشرو مورد بررسي وتفسيرقراربدن وبگن چگونه متولد شد، چطورشخصيت هنريش شکل گرفت .ميزان شاديها وغمهايش در دنيا چقدربود . دچار چه دردها و مشکلات ومصائب سخت روزگارشد تا به اين ترتيب مردم عادي پس ازمرگ هنرمندي بفهمند چه کسي رواز دست دادند واگرپس ازاين هنر پيشه اي به صحنه سينما پا ميگذاره اونيزهمچون هنرپيشه قبلي داراي همون شکل زندگي و سر نوشتي بوده و يا کمي متفاوت تر. شايد اين برنامه ها ساخته شده و بوده باشه ولي خيلي کم و بسيار کمرنگ بوده درحاليکه بايد يه بخش کوچکي فقط در اين خصوص فعاليت قوي بطور دائم ومکرر داشته باشه . .همه اينها ازبي مهري کسانيکه اين وظيفه روي دوششون تا ابد سنگيني خواهد کرد . مسئوليني که دست وبالشون دربازکردن گره هاي کارهنرمندن بازه بيش ازديگران زيرنظر خداوند هستند چون خداوند مي خواد ببينه در اوج توانايي اونها چه سخاوتي نسبت به کسانيکه اون انتخابشون کرده رفتار مي کنند. تا دنياي آخرتي که در همه کتاب هاي آسماني همرو بهش وعده دادند با همون سخاوت باهاشون رفتاربشه در اين شکي نکنيد. راضي هست ازکسانيکه با مهرورزي باهنرمندان برخورد مي کنند. تحت بهانه ها وعنوانهاي بيخود وپوچ دست وپاي هيچ هنرمندي رو براي ادامه کارش نمي بندند وبرعکس ازصميم قلب باروشني دل حاميشون هستند . وضع قوانين دست وپا گير واذيت کننده براي هنرمند جماعت مجازات سخت ونابخشودني ازسوي خداوند داره . چون خداوند خوشحال ميشه ازاينکه درمورد انسانهاي مورد انتخابش مهروز بشه انگار توجه کردن به خداونده . چقدر از تجار و واقشار قوي ميتونند به اين خوانندگان جواني که واقعا داراي توانايي بالايي هستند کمک هاي مالي کنند دستوشنو بگيرند آلبومهاشونو توليد کنند به نقطه قابل توجه برسند .بعد حمايت و دست گيري هنرمند هم اثرمعنوني اخرويي داره و هم براي سرمايه گذار لذت روحي داره ازاينکه از يک جوان که ناتوان مالي داره يه ستاره ساخته . اينکار در کشورهاي ديگه مرسومه حتي بين خود هنرمندان. مثلاابراهيم تاتليس خواننده مشهور ترکيه و ساير خوانندگان ديگه چند تا ازاين جوانان بي سرپرست و در آسايشگاهها وپرورش گاهها گشتند وپيدا کردن و ديدن در کارموسيقي استعداد فراون دارند ، بيرون کشيدن وازشون ستاره ساختند خودتون داريد مي بيند ما حتي به اندازه اون خود باخته ها هم نشديم فعلا . اما در کشور ما اگرم خواننده اي به اوج شهرت مي رسه فقط مي خواد خودش بدرخشه دست کسي رو نمي گيره. اينهمه تاجر،سرمايه گذار کدامشون به خوانندگان جوان در حسرت انتشارآلبومشون کمک کردند . .مي دونيد در کشور ما به خاطر همين ناتواني مالي مولفين و خوانندگان ،چه ناشريني براي توليد آلبوم وچه براي کتاب به شکل ( خون آشام ها در آمدند و مولفين وهنرمندان و به استثمارخودشون درآوردند و دارن تمام حقوق مادي اونهارو بالامي کشند . در حاليکه نه دروزات خانه ارشاد توجهي به اين استثمارشدگان ميشه ونه ازسوي افراد قوي کشور . اين درحاليکه در ساير ممالک هنرمندان و روي سرشون ميگذارند مثلا يه نفرنامزد وکانديداي مجلس براي نمايندگي و يا شرکت در رياست جمهوري از چند سال قبل ازنامزد شدنش هنرمند قوي ومحبوبي روانتخاب ومورد حمايتهاي مختلف قرارميده ،بعد وقتي مي خواد درانتخابات شرکت کنه نه باخرج کردن ميليونها تومان سرمايه که بيشتر مواقع هيچ ثمري نيزبراشون نداره بلکه با کمک همون هنرمند مورد حمايت خودش ميليونها راي و به خاطر پشتيباني و اشاره همون هنرمند بدست مياره و به موفقيت خودش ازبهترين راه ميرسه . داريد در جوامع غربي واروپايي نتيجه وآثار بکار گيري همين سياستهارومي بينيد. اما اينجا چي در کشور ما تا هنرمندي يه کم شکوفا ميشه و يا مخاطبيني پيدا مي کنه اولين رفتارمحبت آميزي که باهاش ميشه يه پس گردني محکمه به خوردش ميدن. براي همينه که خيلي از کانديدهاي نمايندگي و يا رياست جمهوري نماينگان مجلس موقع راي گرفتن هيچکس نگاهشونم نمي کنه در حاليکه داراي لياقت وشايستگي اون پست ومقام هستند که البته حقشونو اينجوري بين رقباي خودشون ببازند .چون هرگزازاين سياست استفاده نکردند.ميليونها تومان خرج تبليغات کردند وآخرشم دست ازپا درازتر باقي موندند .پس شما هنرمندان و همکاران عزيزمن نيزجزوانتخاب شده ها ازسوي خداوند براي احياي هنر و موسيقي ،شعر و ادبيات ،پرورش فرهنگ جوانان کشور هستيدو به خاطر همين نعمتهاي استثنايي که به شما داده شده و به ديگران داده نشده همواره سپاسگذار خداوند بوده و سعي کنيد اگر خودتون به جايي رسيديد اولا مغرور نشيد که من اعتقاد دارم غرور به جا وکم چيزبدي نيست اعتماد به نفس مياره و عزت نفس به همراه داره اما وقتي يه قدم ازغروربه جا پا فراتر بره مبدل ميشه به کبر وخداوند هيچ بنده متکبرو دوست نداره و ممکنه خيلي زود اونواز مرکب محبوبيت پايين بکشه. دست دوستان ضعيفتره خودتونو بگيريد و بکشيد بالا. اميد وارم فکرنکنيد دارم موعظه مي کنم براتون ازهمه دوستان من بپرسيد هر چقدرتونستم دراين راه به دوستانم کمک کردم بدون اينکه بخوام بترسم ازرشد اونها بدون هيچ چشم داشتي. همشون ازخواننده هاي وبلاگم هستند اگرغير ازاين رفتار کردم باهاشون بيان بگن . در اين دنيا جا براي رشد وشکوفايي همه هست فقط يه کم شهامت مي خواد آدم غيرازخودش به ديگران هم فکر کنه . در اين مورد با سماجت و پشتکاربه حقوق معنوي ومادي آثار توليد شودتون برسيد . علاوه بر اينکه به همون اندازه هم خداوند ازتون توقع پاکي وزلالي افکارو نياتتون و داره يعني بايد شما الگويي باشيد براي ساير جوانهاي ديگر چون ازنعمتهايي بر خورداريد که ديگران نيستند واين توقع و خداوند ازشما داره. اگرديگران ازمال وپول چيزهاي ديگر درکارهاشون سرمايه مي گذارند شما ازوجودتون وسرمايه احساس و روحتون داريد سرمايه مي گذاريد وسرمايه گذاري ازروح فرسايش روح روهم به دنبال داره . در مواقعي که مي بينيد عده اي آدم بيکارچه درمطبوعات و چه غير مطبوعاتي چه در رسانه ها چه در محافل هنري 0 (عقده اي ها، حسودان ، بخيلان ، دورويان ،انسان نماها )مي خوان حق دوستونو ضايع کنند ويا پشت سرش بد بگند پشتش باشيد . شده يه چند خط ازهم ديگه تو وبلاگهاي رسميتون وسايتتون که راه اندازي کرديد بنويسيد. ازسايرترانه سراهاي دوست خودتون دروبلاگها وسايتهاتون نام ببريد. اصلا از چيزي نترسيد چون هر کس که ازهمکار خودش نامي ببره ويا اونو بزرگ کنه 99 درصد خودشو بزرگ کرده يک درصد دوستوشو در اين شکي نکنيد . بگذاريد ميزان همبستگي ودوستي شما درهمين دل نوشته ها و وبلاگهاي رسمي و يا سايتهاتون براي همه نشان داده بشه و جرئت جسارت واز همين عده آدم بيکار براي هرگونه اهانت و سنگ اندازي بگيره .. اينجوري کسي جرئت نمي کنه پاشو در حريم پاک ومقدس يه عده انسان زحمت کشي به نام هنرمند بزاره . چقدر ازهنرمندان چه هنرپيشه چه خواننده هاي معروف يا شاعرين فعال ويا نويسندگان بارها وبارها مورد اتهام مطبوعات يا رسانه هاي گروهي ويا ساير افراد شخصي جامعه و مختلف به بدترين شکلش واقع شدند .. براي دوست ترانه سراي خودم همين سال گذشته دقيقا همين اتفاق افتاد هيچکس ازش دفاع نکرد .حتي صميمي ترين دوستانش ازش دفاع نکردند. کسانيکه باهاشون کار کرده بود وبلاگ داشتند زبان داشتند و مي توانستند بطور کلامي اينجا وآنجا در محافل هنري ازش دفاع کنند يا لااقل نوعي همدردي باهاش صورت بگيره . خيلي راحت يه مطبوعاتي با گرفتن مقداري پول راحت بدون اثبات قضيه مبادرت به نشرخبر سرقت شعر و ازاون منتشرکرد ( همانهايي که اداعاي مسلمان بودنشان گوش فلک را کر کرده )در حاليکه اين همکارهنري خودش چندين کتاب منتشرکرده وانقدرد ر کارش قوي هست که به خاطر چند بيت شعر آبروي خودشو توي محافل هنري نبره . و آخرش من در همين وبلاگم ازش نوشتم ودفاع کردم بدون اينکه خودش بفهمه . اونهايي که بايد مي خواندن خواندن و فهميدند . در چنين مواقعي مابقي دوستان هنري همينجوري تماشاچي بودند. قدم جلو بگذاريد و حمايت کنيد ده تا بيست تا حتي صد نفري ميدان و براي اينگونه جماعت بازنگذاريد . مثل يه خواهر ومثل يه برادر حامي هم باشيد. گاهي اوقات تحت عنوان هوادار ازشون حمايت کنيد تا دشمنان اون همکار ويا دوست هنري حساب کاردستش بياد .. فقط عده اي ازهنرمندان وقتي در جريان نيازهاي شغلي و مالي واجتمايي به هم احتياج دارند با هم خوبند و سلام وعليک مي کنند ، پاي دفاع کردن ازهم مي رسه همه تماشا چي هستند ..همش جبه گيري گوشه اي قايم با شک بازي کردن شده اول واخر ارتباط هنرمندان . موفقيتهاي همو به هم تبريک بگيد ( چاپ آثار کتاب و انتشار آلبومهاتونو ) بهم تبريک بگيد .براي هم کارت تبريک بفرستيد هر سال چهار فصل داره هر فصل ازسال ميشه چهاربار همديگرو در ميتينگهايي بايکفضاي هنري وگروهي همديگرو ببينيد حال همو بپرسيد.اگرازنظر مالي قوي هستيد همديگرو حمايت کنيد تا ديگري نيز يه قدم جلوبرداره. . اگر ازهم دفاع کرديد با هم تماس بگيريد و ازهم به خاطر پشتيباني تشکر کنيد بگذاريد باسپاسگذاري و تشکر دوست هنريتون براي حمايتهاي بعدي تقويت روحي ازسوي شما بشه و اين حلقه دوستي رو هر سال بيشتر ازپيش محکمتر کنيدهمش نگيد شعرهاي من ازاون قويتره ،صداي من ازاون بهتره،چهره من ازفلاني بهتره ،بازي من ازاون بهتره طرفداران من از اين بيشتره ،. پشت هم باشيد مثل يه کوه با نگاهي تعصب گونه ببينم کي جرئت مي کنه در دنياي مقدس شما پاشواز گليمش فراتر بگذاره. هيچکس غير عين خودتون شمارو نمي فهمه ودرک نمي کنه حتي از ميان خانوادتون. يه شاعر قدر ومنزلت شاعرومي دونه سختي سرودن شعرومي فهمه ، يه نويسنده خستگي نوشتن چشمهاي يه نويسنده رو چشيده و مي فهمه.فشاري روکه به مغزش مياد و فرسايش روحش بطور تدريجي صورت ميگيره . يه خالق اثر وهنرمي فهمه هنرچيه احساس چيه تخليه روح توسط نوشتن چيه. هيچ فرقه اي غير ازميان خودتون شمارودرک نکرده ونمي فهمه ونخواهد کرد . چون خداوند شما رودر دنيايي مجزا ازدنياي افراد عادي آفريده وقرار داده ..اميد وارم گفته هاي منوهمکاران هنري اداعاي بيجا و دور از حقيقت تلقي نکنند .چون شخص خودم ازخيلي ها بدون اينکه خودشون خبر داشته باشند دفاع کردم وپس از اين نيز خواهم کرد . .شما هنرمندان ودوستان من باپشت هم زدن به هيجا نميرسيد فقط پشت هموداشته باشيد همين وبس . ارزوي من اينه همه دوستان هنريمو تا اوج عرش خوشحال وراضي ببينم ..