به وبلاگ رسمي کتايون خوش آمديد .رمان دسيسه عشق رماني با سوژه کاملا متفاوت ازنوشته هاي کتايون منتشر شد .لازم است به کليه کتاب فروشيها اعلام شود که مرکز پخش اين رمان فقط وفقط ازطريق ادرس اعلام شده درهمين وبلاگ قانوني ميباشد چنانچه کتابهاي کتايون چه شعر ورمان ازطريق مرکز تاييد نشده پخش شده ويا کتاب فروشيهايي غير ازاين مراکز ازمراکز پخش ديگري تهيه کنند شديدا مورد پيگرد قانوني قرارخواهند گرفت .مرکز اصلي پخش کتابهاي رمان وشعرهاي کتايون فقط با اين شماره امکان پذيراست _ 09122265891 خوانندگان عزيز کليه اشعار سروده کتايون در کتاب خانه ملي ثبت شده و استفاده ازاين ترانه ها فقط با مجوزکتبي ازطرف خودش امکان پذيرخواهد بود
محققان فضا نورد هرگزنميتوانند به همه اسرار کائنات پي ببرند - به وبلاگ رسمي کتايون کدخدايان نويسنده و شاعر خوش آمديد
marqueeeeeeeeeee
نويسنده : کد خدايان:: 8/12/1386:: 12:0 صبح


. 


 


براي توضيح وشرح مختصري ازچگونگي محتويات مضمون رمان ( دسيسه عشق)لازم مي دونم يه مطالبي رو به عرضتون برسونم . اين مطالب تنها مبادله نظر بين دوروش متفاوت ازسوي انسانهاست در جهت جستجوي چگونه خلقت جهان هستي پس اين مطالب وبه پاي طعنه ويا مجادله با محققين فضا نورد  ازسوي من ندانيد .چون مطالبي رو که در رمان دسيسه عشق خواهيدخواند درست در نقطه مقابل ايده محققان فضا نورده .و فکر ميکنم با توجه به ايده جويندگان علم نجوم اين رمان و من به موقع منتشر کردم که بزودي اززير چاپ مياد بيرون .اين پست که مي خوانيدازنوشته هايم دريکي ازهفته نامه هاي هنري نيزمنتشرخواهد شد( هفته نامه هنري ).


(درجستجوي خداوند چه کساني " توسط چه راههايي . چگونه " تا کجا ")


همچنان که در پستهاي قبلي برايتان نوشتم که در لينگ سمت راست اين وبلاگ تحت عنوانهاي مختلف مي باشد حس خدا پرستي و خداجويي ازبدو خلقت انسان واززماني که انسان بطورنسبي تا حدي خود را دراين جهان هستي کمي پيدا کرده وشناخت شروع شد. با گسترش علم گروهي ازانسانها به دليل کنجکاوي و کشف اسرار کائنات جهان براي يافتن بسياري از پديده ها به تحقيق در مورد ستارگان و کهکشانها پرداختند. اطلاعات فضا نوردي شامل ، اطلاعاتي هستند در خصوص کليه پديده هايي که تنها توسط ابزارهاي ساخت دست بشر وآنچه که با چشم سر قابل ديدن مي باشد  به آن دست  يافته  ومي شود راجعشان شناخت پيدا کردکه اغلب اين دانشمندان با دست يافتن به يافته هايشان درآسمان براين ادعا مي باشند که به همه پديده هاي اسرارجهان پي برده و براين ادعا هستند که آنچه در کائنات مي باشد همه همان اسراري هستند که مي بايست کشف مي شدند وتنها ازراه کشف طول مدت زمان  و پيداش ستارگان ويا شکل گيري همه کائنات و  ديدن کشف تنها مشتي ستاره وسياره به همه اسرار هستي جهان واقف شده اند و موفق به حل همه سوالهايي شده اند که انسانها همواره به دنبال آن براي رفع نيازهاي فکري زندگي خود بوده اند .  . وهمه هست ونيست جهان و مخلوقات خداوند درهمين کشف و اطلاعات اينان خلاصه شده  است .اين در حاليست که معني لغوي ( اسرار کائنات ) يعني کشف  همه چيزهاي موجوددر جهان که توسط خداوند خلق شده  که هم پنهان هست وهم نهان.  کائنات يعني (تمام موجودات حلق شده ) اين در حالي است که  جويندگان علم نجوم تنها چيزهاي را  بتوان با چشم سر ديد را باور دارند. و اين باز در حالي است که  خيلي از مخلوقات و موجودات با چشم سر ديده نمي شوند . و لي وجود دارند واز راهها وطرق ديگر  براي  انسانها وجودشون ثابت شده و اين جويندگان علم نجوم پس ازگذراندن سالها تحقيق وبکارگيري سرمايه عمر خويش فقط رسيدن به نقطه اي که فهميدند چگونه و ازکي و به چه شکل ستارگان خلق شده و  چگونه به شکلهاي مختلف تغيير شکل دادند واينکه يک نيرو وانرژي بزرگ موجب تشکيل اين مجموعه حيرت انگيز شده وديگر هيچ نيست نقطه سر خط . ...............


اين در حاليست که اين محققان به صراحت ادعا مي کنند که همه چيز از اسرار کائنات را کشف کرده و همه چيز در اين يک جمله خلاصه مي شود. ( اين جهان هستي يک مجموعه حيرت انگيز مي باشد که با نظم وزيبايي خاصي توسط يک نيروي عظيم يا پروردگار خلق شده و اين نيرو وخالق پس ازخلق اين دايره هستي و خلقت انسان يا ساير موجودات هيچ دخالتي در امور زندگي انسانها نداشته و آنان را ازهر نظر آزاد آفريده و براي اين خالق چگونگي روند زندگي انسان ها که دربين ساير موجودات خلق شده  در جهان داراي ويژه گي خاصي مي باشد ،اهميتي نداشته ودر امورات زندگيش هرگزدخالتي نمي کند.   روح انسان پس از مرگ تمام شده  و از آن چيزي باقي نمي ماند  و به اين ترتيب  مي رود پي کاره خودش. در خصوص ادعاي آنان  درمورد انسان ها بايد گفت که شرايط ويژه و  نوع زندگي انسان او را ازساير مخلوقات جدا ساخته  که بسيارمهم بوده و بدون کنترل خداوند در امورات حياتي اش در دايره هستي جهان  تا حدي ادامه زندگي مشکل وغيرممکن خواهدبود . مانند نيازهايي ازاين قبيل (  کسب آموختن علم – يافتن شيوه فراگيري علم ودانش _ تغذيه مناسب _ رشد فکر وعقل واکتشاف خيلي ازچيزهايي علمي و معنوي _ پيدا کردن وکشف هويت انساني خويش _ رسيدن به رشد تعالي روح _ رسيدن به معرفت دانش انسانيت _ سايرنيازهاي فردي واجتمايي _ وووو ساير نيازهاي معنوي انسان در کنارنيازهاي مادي او ست . ازسالهاي پيشين زندگي انسان بدليل عدم پيشرفت علم وعقل وشعور انساني امکان پذير نبود . _ با ادعاي اين محققان خالق توانا وبي نظير هرگز در امور زندگي انسانها در جهان هستي  هيچ کنترل ودخالتي نداشته  ونخواهد داشت. وهمينطوري  انسانها نيز در اثر گذشت زمان با وقوع شکل گيري و رشد وتکامل کائنات بو جود آمده و مانند ساير جانداران مي توانند به زندگي خود ادامه دهند. آيا اين ادعاي دانشمندان بيانگر و اثبات نقص بزرگ راه وروش تحقيق در راه و شيوه علم نيست . ( البته اطلاعات من بسيارکمتر ازانان است و يک هزارم دانش وعلم آنان را نيزندارم وهرگزخود را همسطح آنان نمي دانم که اين گفتار من تنها ابرازعقيده شخصي خودم مي باشد . ) .


ولي آيا در راستاي تحقيق خود،اين پرسش براي آنان پيش نيامده که آيا نوع زندگي انسان و داشتن شعور و عقل او را از ساير جاندارن وحيوانات متمايزنساخته و براي برقراري بقاي  زندگي لا اقل ازبعد معنوي خود مي بايست طبق قوانين وضع شده  منطقي ازسوي همان خداوند تا حد ممکن هدايت شود. زيرا انسان نمي تواند چون ساير مخلوقات مثل حيوانات با توجه به نيازهايش به حال خود رها شود .حتي  اگر ازقوانين  محکم جامعه که خود آنرا ساخته .تبعيت کند. . که پيش از اينها قوانين خاص اجتمايي بين همه اقوام و حتي قبيله هايي از انسانهاي نخست نيز وجود داشته و حتي اين قوانين سخت تر از قوانين رايج کشورهاي متمدن بوده به دليل تعصبات قومي که درآن زمان رايج بوده  تمام گفته محققان را در خصوص اين اداعا رد مي کند  . زيرا همه نيازهاي انسان در رعايت قوانين وضع شده اجتمايي از سوي خود انسان برايش  نيست که اگر اينطوربود خيلي ازانسانهاي بي نياز ازنظر مادي  با بودن قوانين سخت محکم  درکشورهاي متمدن .و بزرگ دچار بروز ناهنجاريهاي رواني وروحي واعتقادي نمي شدند.. . کشف هيچ پديده و هيچ چيزجالبي در آسمان مثل مرگ ستارگان ويا تولد ستارگان ويا دست يافتن به خيلي از کشفيات مهم کائنات ،دليل موجهي براي درست بودن  چنين ادعايي  ازسوي محققان علاقمند به علم نيست .مثلا حضرت مسيح جزوانسانهاي باهوشي نبود که بيايد براي برقراري تنها يک سري قوانين که براي مردم زمان خويش سودمند بوده  باشد ،در جواني با ادعاي پيغمبري ازجان ومال وزندگي طبيعي خود که حق مسلم او بوده بگذردواجازه بدهد براي ايجاد ووضع فقط مشتي قوانين وخرافه پرستي اورا سوراخ سوراخ کرده و به صليب بکشند . زيرا انسانهاي باهوش طي هر دوره ازتاريخ همواره کارهايي مي کردند که برايشان سودمند بوده باشد وخود شخصا در جامعه ازمنافع مادي تفکرات هوشمندانه خود  بهرمند شوند يا ساير پيامبران که همگي براي اثبات وجود وحقانيت خداوند براي پرستش وقتي چيزي را ادعا کردند به خاطر پاک بودن ودرست بودند ادعاي خود چه  علاوه بر عمل کردن به گفته هايشان ،رنجها ومصيبتها ودربدريها  بسيار زيادي کشيدند  .شيوه رفتارآنان براي مردم شيفتگي و محبوبيت به همراه آورد و چنين اعمال ورفتاري هر گزازافراد ناتوان ودرغگو ،دورو ،ظالم سر نزده ونخواهد زد   آنها خودمستقيم  با شجاعت درميدانهاي جنگ ونبرد حضور پيدا مي کردند بدون اينکه خود در کناري نشسته و ديگران  را براي جنگ به جبه ها بفرستند . حالا مي فهمم که چرا سرگذشت همه پيامبران شبيه به هم بود که اگر آنها آن دوره از زندگي خود يک زندگي مجلل وبدون هيچ رنجي را تجربه کرده واينگونه نابود نمي شدند، حالا در چنين زماني ازعصر تمدن  ادعا وعقيده خيلي ازافراد در شک فرورفته به درستي جلوه مي کرد  که البته منبع اطلاعات وبرداشتهاي شخصي خودم در خصوص ايمان   به اين افراد ، دليلي غير ازدلايل ذکرشده توسط مبلغين ديني دارد   که بسياربرايم  ارزشمند مي باشد که نمي خوام ازآين منبع سخني به ميان آورم. همچنين  اين را مي توان به هزار  ويک دليل موجه ومنطقي  حتي ازنظر علمي ثابت کرد. حتي  هويت وجود روح تا کنون به قويترين شکل اثبات شده. مرگ موجب جدايي عناصر روح ( گوهر جان ) از جسم مادي و عناصر مزبور است که  بلافاصله جذب آن تعادل مطلق که شارل هانري نام اين را ( آگاهي کل شعور جهاني ) ناميده. هاله سيستم عصبي و سمپاتي در بعضي افراد باعث استملاک يا تخليه تدريجي امواج فرکانسي بالا از جسم مي شود. بواسطه نارسايي علم در اثبات مسئله ارتباط با ارواح که پيش از اين ماهيت وجود روح انسان و زندگي روح پس از تخريب جسم اثبات گشته و اکثر روح شناسان معتقدند که ايمان و اعتقاد وداشتن روشهاي اخلاقي انسان را به يک آرامش درون وتعادل روحي رهبري کرده و يکي از بهترين طرق و وصول سعادت و خوشبختي درروي زمين مي باشد البته اگرطبق اصول وقوانين واقعي وضع شده ازسوي خداوند  اعمال شود نه به شکل  احکام و  قوانيني که  ساختگي  بوده و طبق سليقه هاي شخصي انسانها  وضع شده باشد که من در رمان دسيسه عشق براي فهم ساده  اين موضوع براي جوانان اشاره اي  به آن نمودم . آئين روح شناسي از تعليم و آموزش بارور مي شود. اميد وارم که استادان علم و دانش ويا محققان علم نجوم وستاره شناسي  به جاي  نا ديده گرفتن و  تمسخر آن  ( که با بد نهادي پيوند داره )کوشش کنند تا در اسرار اين آئين تعمق کنند و استنباطهاي خود را  ازاين واقعيت ها وشخصيتها که به آن پي مي برند را عينا بنويسند   . کليه امور زندگي انسان وبودن حساب وکتابهايي در زندگي او ازسوي خداوند را مي توان ازاين راه هاي مختلف ثابت کرد که يکي ازاين راهها اين است که چرا انسان بايد دوران کودکي داشته باشد، بعد به دوران نوجواني برسد .پس ازآن به دوران ميان سالي رسيده و بعد دوران پيري راسپري کند و بعد بميرد . اينکه چرا اين دوران را طي کند تابميرد واينکه آيا هدف ازخلق انسان فقط تولد يافتن و 60 سالي يا بيشترو يا کمتر زندگي سخت وطاقات فرسا ويا شيرين وآسان را سپري کردن است و بعد به پيري رسيدن باشد ،بدون بودن هيچ حساب وکتابي و کنترلي از سوي اين خالق بزرگ وتوانا بر دايره جهان هستي. عده اي خوش باشند وشاد عده اي ضجر بکشند وسختي بعد عده اي به نيکي با ديگران رفتارکنند و بتوانند پليد باشند اما پرهيزکاري کنند و نيکوکارباشند در حاليکه مي توانند ازراه پليدي امتيازات ويژه اي در اين جهان ازدنياي اطراف خويش  براي خود کسب کنند. عده سير باشند وعده اي گرسنه به تماشا ايستاده و يا اينکه عده اي ظالمانه هر چه مي خواهند عمل کنند و حقوق ديگران را پايمال کرده وبه هر آنچه که مي خواهند ازساده ترين راهها وپليد ترين راهها برسند . عده اي کور مادرزاد به دنيا بيايند واز ديدن زيبايي هاي طبيعت محروم باشند ، عده اي بينا بوده و هر آنچه را که هست ونيست ببيند بعد عده  اي معلول باشند  و عده اي سالم وبازعده اي درراه کسب علم  ورشد عقل خود سالها رنج بکشند و دست آخر سريع به دوران پيري برسند و همه زحماتشان با مرگ ازبين برود . بعد همچنان اين انسانها همه دريک سطح باشند و هيچ قضاوتي وتفاوتي بين اين مخلوق(انسان) با ساير مخلوقات که داراي اين ويژه گي و نيازهاي خاص نيستند وجود نداشته باشد. کنترل و دقت خداوند و بر قراري عدل او هر چند با گذشت طول مدتي زماني همراه مي باشد ، بي بروبرگرد بر جا خواهد بودکه ذره اي در اين عدالت وقضاوت وکنترل ودخالت شک نکنيد .


بطور قطع دراين کره خاکي به سادگي بارها وبارها عملا اين قانون الهي به انسانها اثبات شده مانند قصاص انسانهاي پست وپليد با افتادن به دام قانون ازراهها در زمانهايي که هرگزفکرش را هم نمي کردند . يا رسيدن به سعادت  و خوشبختي بعضي از انسانهاي با ايمان و پرتلاش نه ازروي روايتهاي گفته شده وشنيده شده بلکه بر حسب کسب تجربه دراين زمينه توسط خود انسانها و در طول مدت زندگي که طي قرون گذشته و حال بوده . بلکه بطورقطع ثابت شده که آينه بازتاب اعمال همه انسانها تا کنون دقيقا رو به سوي خودشان بوده . مگر مي تواند چنين خالقي يک نيرو خالق ديوانه ويا ظالم باشد که در هرج ومرج دنيا ساکت و بي تفاوت نشسته و حقوق مخلوقاتش لگد مال شده و به دست يکديگر پايمال شود . آيا مي توان گفت اين خالق متعال با اينهمه عظمت و با نظمي که در آفرينش مخلوقاتش برقرارساخته، کناري به تماشاي هرج ومرج مخلوقات خود بنشيند . چرااين مجموعه حيرت انگيزبا اينهمه نظم و ترتيب فقط براي اين چند سال عمرکوتاه باشد و بس. پس از آن چه اتفاقي مي افتد آيا علم توانسته براي چنين سوالهاي مهمي دلايل قانع کننده اي بدهدکه ادعا مي کند به اسرار کائنات پي برده و رسيده . واقعا علم انسان پس ازگذشت هزاران سال هم اکنون در کدام نقطه وجايگاه  ايستاده . علم ستاره شناسي ونجوم همه محققان  فضا نورد  چه در گذشته وچه پس از گذشت هزاران سال بعد هرگزبه آن درجه ازرشد وموفقيت وتعالي نرسيده و نخواهد رسيد که بتواند همه پاسخ سوالاتي که از جهان هستي در ذهن انسان پديد مي آيد را روشن ساخته و اثبات کند.. اين در حالي است که خود همين محققان اعتراف مي کنند که تنها تئوري ها وفريضيه هاي علمي که با چشم قابل ديدن وتحقيق هستند را باور داشته و به کشف آنان پرداخته اند ، آنهم به تحقيق در خصوص تنها قسمتي از پديده هاي جهان هستي  همچون آسمان که در آن مي شود فقط ستارگان وسيارات را ديد و يا به مشتي ازاطلاعات ازچگونگي شروع  شکل گيري اين مجموعه حيرت انگيز رسيد . من ازآنان مي پرسم آيا زماني که اين محققان  در آن نقطه ازتحقيقات خود که مي شود گفت دربلندترين وعظيم ترين نقطه ازآسمان قرار گرفته وبهتروعميقتراز ساير انسانهاي روي زمين به عظمت خداوند پي بردند، درانتهاي تحقيقات خود ازعقل خود پرسيدند که چرا بايد خالقي ويا پرودگاري که اين مجموعه حيرت انگيز را با چنين نظمي خلق کرده نسبت به مخلوقات خود کاملا بي تفاوت بوده وآنان را به حال خويش رها سازدآيا چنين پروردگار بزرگ وقدرتمندي که خود محققان  به بزرگي وعظمتش پي برده واعتراف مي کنند قادر نيست ويا اينکه نبايد با مخلوق دست خويش توسط يکي ازخود انسانها سخن بگويد. ايا مقام چنين خالقي انقدر کوچک است که حتي اين امتياز ويژه را نيز از او سلب کنيم و بگوئيم چرا خداوند با  پيامبران سخن گفت و با ديگران سخن نگفت .فکر مي کنيد اگر خداوند به اين شکل عمل مي کرد وجداگانه با تک تک بندگانش صحبت مي کرد احترام و مقام خداوندي او در بين انسانها به چه شکل بود . هر روز کسي از خانه خود بيرون آمده وادعا مي کرد شب پيش خداوند حکم خاصي به او کرده وبعد آن ديگري مي گفت نه خداوند شب پيش چيز ديگري به او گفته .هزاران نفر هر کدام ادعايي براين داشتند  گفته خودشان مبني بر امر وحکم خداوند به انها صحت دارد ببينيد چه آشفتگي  در جهان پديدار مي شد .چرا نبايد وغير قابل باور باشدکه خداوند نخواهد ويانتواند با بندگانش توسط واسطه اي سخن بگويد و چرا نبايد چنين حقيقتي را باور داشته باشيم ويا امري غير قابل باور بدانيم.ايا خداوندي با اينهمه شکوه مي تواند اينقدر داراي نقص در کار خويش باشد .. اين در حاليست که انسانها فقط براي چرخش کار يک کارخانه ويا يک موسسه کوچک مي بايست داراي مديريت قوي باشند، تا بتوانند به درستي عمل کنند. وازآن کارخانه نتيجه مطلوبي بدست آورده وبتوانند ازآن بهره مند شوند . چرا جهان هستي پس از تشکيل نبايد مديريت شود و يا قوانيني نيزازسوي خداوند به آنان القاء نشودو همينطور.به حال خود رها شده و يک سير صعودي بيهوده اي را در کنار ساير مخلوقات را دنبال کند. وجود اينهمه نظم در خلقت و همان پديده و واقعيت (علت ومعلول) که همواره رمز اصلي همه اين مجموعه خلق شده مي باشد، براي چيست و چرا اين مجموعه حيرت انگيز جهان هستي که مي تواند در صورت بروز کوچکترين اختلال و بهم ريختگي از کل ازهم فرو بپاشد و هر آنچه راکه درونش مي باشد نيست ونابود گردد، بايد بدون انگيزه و هدف والايي ازسوي خداوند خلق شده باشد . واينکه آيا همه مخلوقات خداوند شامل زمين وآسمان و اقيانوسها و سايرچيزهاي است که مي توان با چشم سر ديد . پس مخلوقاتي که با چشم سر نمي توان ديد ولي وجود دارند وو جوشان براي انسانها نيز صدها بار و هزاران بار به طرق مختلف وجودشان اثبات شده چه . مانند ملائک ، جنها ، ارواحي که پس ازمرگ حتي به وضوح با چشم سر ديده شده اند و وجودشان بر بشر ثابت گشته. يا اکسيژن هوا و سايرسموم ، يا حتي امراض پنهان ازچشم انسانها ، هزاران اتم کشف شده ويا هنوزکشف نشده که با چشم سر ديده نمي شود . اينها همه ازخطاي فکر وعقل کوچک انسان سر منشا مي گيرد. حتي عده اي ازمحققان بدنبال  دست يافتن  به چنين علومي نيستند وحتي اگربا چشم  نيزخيلي ازاين حقايق بر آنها اثبات شود بازهم چنين باوري را قبول ندارند و رد مي کنند زيرا دوست دارند هميشه پيرو گفته ونظريه هايي باشند که ازهمان ابتدا آنرا دنبال مي کردند هرگزتغيير مسير نداده و علاقه اي به يافتن حقايقي بيشتر از آنچه که مي دانند ندارند وپيروي مي کنند ازنکاتي که همان روش قديمي و ديرينه علم بر ان استوار بوده . زيرا انسانها هميشه نوعي صبرو شکيبايي بي حدي در کار اين خالق ديده اند.در کنار همه زيبايي ها وعظمت خلقت جهان ... 


..محققان علم ستاره شناسي ونجوم  هرگز به علوم ماوراءالطبيعه که علومي هستند که بيرون از عالم جسم وماده مي باشد نپرداخته وازآن آگاه نيستند . اگر چه موضوع نهايي فلسفه ازهمان زمان سقراط وشاگردانش موجود بوده. بنياد علم و فلسفه که موضوعي کاملا مجرد ازجسم و جسمانيات نهاده شده که ازهمين رو نتيجه مي گيريم که بهترين علم علمي است که به اندازه ممکن بجسم وجسمانيات بستگي نداشته باشد . فلاسفه اي که به مباحث طبيعي و مادي بيشتر توجه ندارند درقرنهاي اخير مکتبهاي فلسفي نويني روي اين زمينه پديد آورده اند که مي گويند ( اينهمه که پيشينان در وجود محض وحقيقت مطلقه گفتگوکرده اند به کجا رسيدند جزاينکه پرتگاه بزرگ تجرد را ميان علم وزندگي پديد آوردند. آيا درواقع توانسته اند با اين وسائل مادي تنها يکي ازمجردات را بشناسند . ؟ نه پس چرا اينهه مباحثي که فهم و دانش ما ازدرک آن عاجز است که اگر روزي هم بدرک آن حقايق پي ببريم هيچگونه بهره اي براي ما ندارد و هميشه خود را انسانهايي مغللوب و سرگشته مي يابيم. پيروان اين عقيده که نام بردم مي گويند موضوع فلسفه نبايد دانائي هايي باشد که هرگز بشر بدانها راه نخواهد يافت . و بکار زندگيش کمتر مي خورد که البته خودم با اين نظريه زياد موافق نيستم چون در خصوص همان علم جسمانيات نيزبايد انسان تلاش  خود را بکند . پيرو اين گفته هايم مي افزايم که با تحقيق دانشمندان در خصوص فضا نوردي وعلم کائنات مخالف نبوده و آنرا رد نکرده وبيهوده نمي دانم .. ولي شديدا موافق اين عقيده هستم که ما انسانها بايد در آثار وعوامل روح مطالعه وبرسي بيشتري کنيم که بدانيم چکاربکنيم که ماهيت وجود آن در زندگي وحقيقت نسبي براي ما سودمند است .براي همين بستر اکثر کتابهاي رمان  من برمبناي مطرح کردن دنياي ماورالطبيعه و موجوداتي که خلق شده اند اما باچشم سرنمي توان آنها را ديد بنا گشته واين درکشورمان  مقوله اي  است تازه که نيازبه ريزبيني ودقت در شکافتن اين واقعيت است  که سعي برايجاد همين نکته سنجي در اين رمانها  را داشته ام  .دررمان دسيسه عشق بيان اين واقعيت  وجود دارد که  چرا انسان مثلا در خصوص يکي از اسرارانگيزترين پديده که موضوع ( خواب ديدن ) مي باشد توجهي نکرده وبراي کشف چنين پديده مهم شگفت انگيز که به آساني نيز ميسر نمي شود زياد نمي انديشند وتلاش نمي کند  که دقيقا اين پديده را دراين کتاب رمان به رشته تحريردرآوردم با اينکه کار سختي بود آنهم درقالب يک رمان ازچند زاويه ونگاه اجتمايي اما تاليف شد   . يا ساير مخلوقاتي ويا نيروهاي برتري که بگونه اي خاص نقش مهمي در زندگي انسان داشته اند که اين مقوله را نيزدر سومين ( اثر) ورمان به خوبي با نگاهي عميق به آن پرداختم .در اصل  در طي زندگي ذهن ما بطور روزمره همواره هر شب آلوده به اين واقعيتهاي موجود است و روح و جسممان با آن سر وکار دارد  که دقيقا برعکس تحقيق دانشمندان ومحققان  فضا نورد که دست آخر فقط کشفياتشان بخشي از مخلوقات جهان هستي بوده که با چشم سر مي توان ديد من ازبعد ديگري دراين رشته تحقيق ومطالعه کردم که درقالب رماني به نام( دسيسه عشق ) چند رمان ديگر براي جوانان بگونه اي ازمطالب مهم مورد علاقه ام  در انها گنجانده و به آن اشاره کردم  که درک اين مطالب  براي جوانها بسيار ساده و آسان  و امکان پذير مي باشد که فکر کردن به اين پديده نيز ذهن انسان را به طرح سوالاتي در خصوص زندگي فردي خود مشغول مي سازد.. درادامه کارخود در بخشهايي ازساير رمانهايم درآينده حتما ازافرادي مانند( آتکينسون ازپيشقدمان علم مغناطيسم افرادي مثل ( بارون دوپوتي که درترويج تلقين درخواب مغناطيسي زحمت کشيدند و طي شانزده سال که با روزنامه نگاران تحقيق بسياري کرده حتما توضيحاتي مي دهم تابا اين اافراد که با دليل وبرهان واضح ومشخص وزحماتي که در اين خصوص کشيدند و ساعاتي ازعمرخويش را در اين رشته گذاشتند اشنا بشويد وبدانيد اين سوي قضيه که اينگونه دانشمندان ومحققان  به آن پرداختند که انسان را بيشتر از ساير علوم آگاه تر مي سازد و به رشد تعالي روح انسان بيشتر کمک مي کنداصلا مربوط به هيچ خرافه پرستي نيست بلکه از بعدي ديگر به کشف حقايقي از دنياي شگفت انگيزي مي پردازد که همواره براي انسان جالب بوده است . همه اينها ما حصل زحمات دانشمندان اين علوم مي باشد که ذهن انسان ها را به کشف بسياري ازحقايق مي رساند و نگاه وديد انسان را به اين جهان هستي به نوعي روشنگرانه تر ازدانشمندان فضا نورد تغيير مي دهد وقدرت انسان را براي ادامه زندگي چند برابرمي سازد و او را از پوچي به والاترين مرتبه انساني مي رساند. اميد وارم دانشجوهاي عزيزکشورمون به بخش معرفي رشته خاص مورد نظرم دراين رمان ( دسيسه عشق )خوب توجه کرده ودر اين رشته نيزبه تحصيل بپردازند. .......


 



 


.........................................................................................


 


.......................................................................................................


 



...............................................................................................


................................



 


موضوعات يادداشت



48341:کل بازديد
32:بازديد امروز
42:بازديد ديروز
موضوعات وبلاگ

bgcolor=#fff0f5 style="Text-align: center">

يــــاهـو

لوگوي خودم
محققان فضا نورد هرگزنميتوانند به همه اسرار کائنات پي ببرند - به وبلاگ رسمي کتايون  کدخدايان  نويسنده  و شاعر خوش آمديد
جستجوي وبلاگ من
:جستجو

با سرعتي بي‏نظير و باورنکردني
متن يادداشت‏ها و پيام‏ها را بکاويد!



لينک دوستان

ناهيد نور ابادي
دومين وبلاگ رسمي کتايون
بهنام
آخوندزاده
بازديد کننده هاي محترم اين وبلاگ تحت نظارت مستقيم خود کتايون اد

اشتراک

نام:

ايميل:

 
آواي آشنا
بايگاني
خوشبختي يعني چه
اشک معجزه چشم است
ازدواج از ديد دختران ايراني يعني حکومت ورياست
تا او نخواهد برگي از درخت نخواهد ريخت
يکي از دلايل دوست يابي دختران در سح شهر
پول بتي براي پرستش انسانها
فرهنگ جوانان ايراني در استفاده ازرايانه
غيرت يا حسادت
احساس خود بزرگ بيني در جوانان ايراني
چرا مردان ايراني در سنين بالا هنوز هم کودکند
وقتي ايمان مرد انسان نيز مرد
فرشتگان بر بام شهر ميگريند [2]
بهشت زمين واسمان از ان روشندلان است
قصه سرگذشت انسان گاهي قصه تکراري
من زندگي را دوست مي دارم
زن ايراني چشمهاي بسته ات را باز کن
سيگار نکشيد
آموختم انچه را که مي بايست مي آموختم
چرا دختران وپسران يکديگر را رها مي کنند
با چه دختراني هرگز نبايد ازدواج کرد
با چه پسراني نبايد ازدواج کرد [2]
در دنيايي پر از فتنه دروغ ودو رنگيها چگونه بايد فکر کرد وچگونه ب
عشق ماندگار چيست
مهاجرت هنرمندان و جوانان ایرانی و بروز فسردگی
گروه بسیاری از مردان ایرانی هرگز به بهشت
علت ومعلول وتاثیر ان در زندگی
چرا بعضی از خوانندگان هرگز مشهور ویا محبوب نمی [2]
نتیجه گیری از کل مطالب بلاگم در طول دو سال وبل
چگونه می توان نویسنده رمان شد
هجوم جوانان ايراني براي خوانندگي و نشانه يک خواننده ممتاز
ناشرين ايراني خون آشام هاي قرن بيست ويکم در ايران هستند
شاعران متهماني محکوم شده تا ابد
محصلان پسر بخوانند [2]
برتري قدرت مردان بر زنان درجهان [2]
کتاب طعم نگاه چقدر باراني شد [2]
گريز از ازدواج در فرهنگ جوانان ايراني فاجعه اي بزرگ
منونشکن توسکوتم [3]
مد ونوع پوشش وتاثير آن در جامعه در اذهان مردم
نمي خواهم زنده بمانم
پديده مرگ وفراموشي آن وعدم شناخت آن بزرگترين خطاي انسانها
ايمان آميخته به جنون يعني چه
محصلان دختربخوانند [2]
خوانندگان ، شاعرين ، آهنگسازان، نويسندگان ،هنرپيشگان به جاي خنجر [2]
ازخوانندگان عزيزکشورمون هم چنانچه اگر احتمالا رنجشي ازنوشته هام
تشکر ويژه از شبکه مهاجر
46. دلايل عدم تمايل نوجوانان و جوانان به کتاب وکتاب خواني چيست [2]
اعتياد وجامعه [2]
مهمترين عامل تخريب عفت درجامعه چيست؟
محققان فضا نورد هرگزنميتوانند به همه اسرار کائنات پي ببرند
مترجمين و ناشرين بخوانند [2]
صداي گريه ورنج خداوند راکسي نمي شنود
تجليل غير منصفانه ازهنرمندان ايراني
تعصب وتمرد در خانواده هاي مذهبي
قدرت ايمان ، مديريت ووجدان [2]
داستانهاي افسانه اي من
سري جديد دکلمه هام
رمان سوت قطار
خدواند به انسان کم لطفي کرد
پشت کردن به سنتها ورسيدن به تمدن درجامعه ايراني
نقش هنرمندان در دفاع وحمايت ازمرزهاي کشورها
پيامبر کشي نکنيد پيامبر ستايي کنيد
قائده قانون نذر ونياز در ذات بينش مسلمانان
از يکديگر تجليل کنيم ويکديگر را دوست بداريم
خداحافظي با دنياي وبلاگنويسي براي هميشه
علان وخانمها و آقايان نويسنده وهنرمندي که درقلب کشور آمريکا در ح
شبکه هاي تلويزيوني جهاني بخوانند
نويسندگان و نمايشنامه نويسان و شبکه هاي جهاني بخوانند
خداحافظي با شما نازنيانم
هنرمندان و شبکه هاي جهاني و فعالان هنري و اجتمايي بخوانند
اخطار به يک هنرمند مقيم در آمريکا
چرا دانش آموزان به مربيان و معلمين خود احترام نمي گذارند
خانم نلزنين افشين جم بخواند
تقديم به همه بچه هاي پرورشگاهي
يه گفتگوي دوستانه
معماي نفتکش ها
فاجعه بزرگ در موسيقي ايران
دمکراسي در کشور آمريکا
قدرتمندان جهاني بخوانند )
بخواب من برايت مي نويسم
خشم و نفرت در وجود مردم
شهرت ومحبوبيت
محبوبيت و توجه مردم به شبکه هاي جهاني و ماهواره اي
يه گفتگوي کوتاه با يه شبکه بسيار خوب ودوست داشتني
جورج بوش بخواند
با سلامي دوباره
رمزموفقيت يک شبکه جهاني
نمايندگان دولت لنگلستان بخواند
مي نويسم براي هموطنانم
دولت انگلستان و امريکا بخوانند
طراح قالب
>