به وبلاگ رسمي کتايون خوش آمديد .رمان دسيسه عشق رماني با سوژه کاملا متفاوت ازنوشته هاي کتايون منتشر شد .لازم است به کليه کتاب فروشيها اعلام شود که مرکز پخش اين رمان فقط وفقط ازطريق ادرس اعلام شده درهمين وبلاگ قانوني ميباشد چنانچه کتابهاي کتايون چه شعر ورمان ازطريق مرکز تاييد نشده پخش شده ويا کتاب فروشيهايي غير ازاين مراکز ازمراکز پخش ديگري تهيه کنند شديدا مورد پيگرد قانوني قرارخواهند گرفت .مرکز اصلي پخش کتابهاي رمان وشعرهاي کتايون فقط با اين شماره امکان پذيراست _ 09122265891 خوانندگان عزيز کليه اشعار سروده کتايون در کتاب خانه ملي ثبت شده و استفاده ازاين ترانه ها فقط با مجوزکتبي ازطرف خودش امکان پذيرخواهد بود
صداي گريه ورنج خداوند راکسي نمي شنود - به وبلاگ رسمي کتايون کدخدايان نويسنده و شاعر خوش آمديد
marqueeeeeeeeeee
نويسنده : کد خدايان:: 1/2/1387:: 10:0 صبح

 


 


صداي گريه ورنج  خداوند راکسي نمي شنود


 


اين پست و تقديم مي کنم به همه انسانهاي درد کشيده وتنها در همه جاي دنيا  بخصوص جوانهاي  ايراني در داخل وخارج ازايران که از تنهايي در اثر از دست دادن پدر ومادرهايشان  در کنج خانه خويش مي سوزند و به خصوص معلولين وروشندلان وکليه جواناني که به نوعي داراي نقص عضو هستند و وجود خداوند را در کنار خود ناديده گرفته و احساس بي کسي مي کنند و بربرقراري عدل وعدالت خداوند شک دارند . 


 


 


ازبدو خلقت انسان وپس ازهوشياري اودرمجاورت گذشت زمان وپشت سر گذاشتن دوران جاهليت وناداني در گستره زندگي با آمدن پيامبران و هدايت انسان به دعوت آنان براي يکتا پرستي ،همواره خداوند در باور ذهن انسانها  خالقي ناپيدا وکسي که آوازه خلقتش بر گوش طبعيت وجهان هستي طنين آندازبود دانسته وفهميده شد . اما همين خالق يکتا که همه چيزرا جان بخشيد و حرکت داد  درباورانسان فقط آفريننده اي بيش به حساب نيامد .  انسان همواره زيرپرتو باور خويش به وجود خداوند اعتقاد پيدا کرده ورجوع اوبه سوي چنين خالقي تنها هنگام نيازمندي انسان تحقق پيوست .يعني انسانها هنگاميکه در دنيا خاکي نيازمند به لطف وتوجه و بازشدن گره هاي کور خود داشتند به ياد خالق خويش افتاده و  براي گرفتن حاجات خود متوسل به  وي  مي گشتندواو را صدا زده وطلب رحمت وبخشش  براي رفع نيازهاي خود مي کردند . اين نيازمندي انسان تنها عامل نزديک شدن اوبه خالقي يکتا بود. همينجا حکمت خداوند براساس اين مبنا  که چرا انسان آفريده شده مي بايست سختي کشيده و نيازمند شود ودست نياز به خدا درازکند. فلسفه نيازمند بودن انسان و چنگ انداختن به دامن پرودگاريکتا همين اصل است که اگربراي انسان ضعيف خاکي چنين نيازي ازسوي پرودگار مقررنمي گشت  وصالي نيز در اين ميان بين خالق وبنده ايجاد نمي شد که اين نوع  نيازمندي دقيقا در بيان مثالي مي تواند در مورد نيازکودک خردسال به مادرش در خصوص نياز بنده وخالق تا حدي مصداق پيدا کند.يعني همين شکل ازنياز را خداوند بين مادر وفرزند برقرار ساخت تا انسان متولد شده درطول رشد خود پس ازجدا شدن ازمادر  همين نيازمندي را نسبت به خالق خويش داشته واين اصل نيازو رفع آن بين خداوند وبنده برقرار باقي بماند . اين اصل يک اصل پيچيده و ظريف مي باشد که همواره ازبحث وتوجه انديشمندان در محافل فلسفي دور مانده وبه آن زياد اشاره اي نشده است  مگر اشاره به همان اصل اول که دربين کتبهاي فلسفي وديني درنگاه انديشمندان در حد بيان  فقط نيازمندي انسان به خداوند مطرح شده است   که من شخصا با توجه ودقت زياد به اين اصل وبه اين واقعيت پي بردم که اين نياز در دامن مادر تولد يافته و پس ازآن دربلوغ ورشد  انسان در مجاورت زندگي طبيعي کم کم از نيازمندي به حد شديد  نسبت به مادر جدا گشته و  انسانها نيازمند هميشگي  خداوند ميشوند . دراين ميان علاقه وعشق خالق به بنده خود نيز ازهمين راه اتصال ازدامن   ( مادر) به خوبي قابل اثبات است . يعني بعضي ازانسانها درطي زندگي خويش هرگز به اين اصل وواقعيت که عشق خداوند نسبت به آنان تا چه حد است نينديشيدند واين اصل وحقيقت را بطور قوي ازراه عقلاني باورنکردند .اين در حاليست که وقتي مادري فرزندي را متولد مي کند چنان عشق ومحبتي به فرزند خويش دارد که حتي همه رفع نيازها وخواسته هاي فرزندش را فراتراز احياي حق و  حقوق وخواسته خويش  دانسته و ارجعيت داده و مورد اهميت قرار مي دهد .تا جايي که جان خويش را  نيزحاظر است درطبق اخلاص قرار داده و  براي سلامتي فرزنداش اهدا  کند . حالا با توجه به همين اصل وواقعيت موجود درطبعيت سرشت مادر و علاقه وعشق درونيش  به فرزند مي رسيم به اين واقعيت وباورکه اگر چنين حسي در موجودي به نام مادر اينچنين متجلي شده و مانند قله آتشفشاني در دايراه زندگي طبيعي  فوران زده و ديده ولمس مي شود .ميزان عشق وعلاقه پروردگاريکتا  به اين بنده ناچيزچقدر زيادتر است . حالا اگربخواهيم با واحد اندازه گيري اين واقعيت را بسنجيم مي توانيم اينگونه بگوئيم که اگرمثلا درصد وميزان عشق را بطور کلي به ده واحد اندازه گيري تقسيم کنيم ،خداوند ازاين ده  واحد موجود وبه حق درمورد مخلوقاتش  يک واحد رااز ذات پاک خود به موجود  مادربخشيد  و 9واحد ازاين عشق نزد خود خداوند باقي ماند .يعني اگر ميزان محبت عشق مادربه فرزند يک واحد است واين يک واحد عشق اينچنين دراو ايثار وفدارکاري تا حد جان دادن در راه فرزند را ايجاد کرده، پس با در نظر گرفتن آن 9 واحد  فرضي ببينيد خداوند چه عشقي به بندگانش دارد وهمين عشق خداوند به انسان مي باشد که در جوار آزادي داده به  او در اين جهان هستي هزاران معصيتش را   اينچنين با  صبوريت وبخشش و بزرگواري چشم پوشي کرده ورازهاي پنهاني همه انسانهاي بد وخوب را پوشانده و    حتي به خاطرعدل وعدالت خداوندي خود  روزي و ميزان  اندازه انسانهايي را که او را قبول وباور ندارند  وکافر هستند را  داده واحيا مي سازد .. حالا انسانها درطول زندگي خود هنگاميکه پدرومادرو يا همه کس خود را در اين دنيا ازدست مي دهند با خود گمان مي کنند که ديگر تنها شده و در کنج تنهايي مي سوزند . دراين ميان چه انسانهايي هستند  که نفهميدند وقتي نوجواني ويا جواني مادرش را ازدست مي دهد خداوند پس ازمرگ آن مادر خود مادرآن نوجوان مي شود .درسختيهاي روزگار قدم به قدم مراقب او است . وقتي آن جوان بيمارمي شود وازبيماري رنج مي برد خداوند به جاي مادرآن جوان در رنج کشيدن آن جوان رنج کشيده درجاي يک ماد ودر حد بيشتر ازيک مادر  گريه مي کند . يعني وقتي خداوند کساني رااز زندگي انسان  مي گيرد خود به جاي آن کس وکار بنده اش  درمجاورت زندگي در دنياي خاکي  ايفاي نقش ميکند و همراه او بوده و هرگز اين خالق دانا  آن بنده خويش را تنها به حال خويش رها نمي سازد، مگر درمورد  تعدادي ازانسانها که ازدست آنها خشمگين  است و ازآنها روي بر گرداننده  يا بگونه اي بنا به دلايلي  موردلطف خداوند قرارنمي گيرند . خداوند همراه بارنج کشيدن انسانها رنج مي کشد بي آنکه کسي حس رنج کشيدنش را بفهمد ولمس کند .  با اينکه رنج کشيدن وسايرصفات مختص صفات انسانها مي باشد اما اگر بخواهيم صفت رنج کشيدن را ازخدا دوربدانيم  خداوند صفات وحالات انسان را مانند شبيه به صفات وحالات خود خلق کرده .پس بايد صفاتي مثل خشم خدا ،خشنودي خدا  را هم که جزو  خصيصه وصفات روحي انسانها مي باشد راجزوهمين صفات بداينم  .خشم خشنودي يا رنج وگريه خداوند مختص خود اوست نه آن رنجي که درجسم انسان پديدار مي شود .  .پس برخلاف تصور انسان  ازآسودگي خداوند ازهرگونه رنج بندگانش  او همچنان همراه با آنها رنج مي کشد وغمگين مي شود .او تنهاست و در تنهايي خود ازکرده هاي خلق دست خويش رنج مي برد وگريه  اوراکسي نمي بيند  .صداي گريه ورنج  خداوند راکسي نمي شنود .همه انسانها نمي دانند که  وقتي کودکي تمام اجزاي بدنش در  زير تانکها در جنگها  تکه تکه شده وتا جان دادن تا آخرين لحظه  جان کندن وقتي با درد هم آغوش است، طبق قانون جسم و روح در صورت جدا شدن اين دو پديد آمدن درد در بدن  مثل زماني که چاقو قسمتي ازدست را که ببرد انسان احساس درد مي کند و اين حس درد به خاطر جداشدن آن قسمت گوشت دست  ازروح آن دست است  که ايجاد درد مي کند. جان کندن وجدا شدن  روح ازتمامي قسمت بدن درد آور تر ووحشتناکتر از بريدن قسمت کوچکي از بدن انسان است .براي همين خيلي ازانسانهايي که مي مي ميرند  دقيقا نوعي وجشت  واذيت جدايي جسم ازروحشان  درچهره آنان آشکار است  واين جزو قائده و  قوانين هنگام  تخريب جسم و مرگ است .  خداوند درآن لحظه همراه با آن کودک در حال رنج جدايي روح ازبدن درد مي کشد و گريه مي کند .وقتي مادري  جسم فرزندش دچار کرم کرک مي شود وجسمش در حال انهدام و تخريب درآخرين لحظات زندگي قرار گرفته وجگرش سوخته واز ته دل براي مرگ پسرش   گريه مي کند خداوند نيز همراه آن مادر گريه مي کند .   زيرا اومي فهمد جسم تخريب شده  بنا به همان قوانين وضع شده طبيعت جسم انسان که هنگام تخريب و جدا شدن روح از بدن اذيت شده هنگام جان کندن درد مي کشد . که درد کشيدن وجان کندن افراد ظالم وبدتينت  بسيار سخترازسايرافراد است بعضي ها فکر مي کنند مردن يعني به يک خواب عادي فرورفتن است  . مرگ وجان کندن معصيت کار توبه نکرده خيلي وحشتناکتر از درد کشيدن انسانهاي خوب وپاک است که خيلي ازانسانها را مي بينيد که هنگارم مرگ چهره اي معصوم وآرامي داشته و شکل مرگشان مانندخوابي معمولي استيعني شب خوايبده صبح بيدار نمي شوند . حتي بعضي ازافراد حالت اذيت ورنج جان کندن در چهره شان بعد ازمرگ کاملا مشهود وهويداست . اما  بعضي ازانسانهاي مورد ظلم واقع شده ومورد آسيب قرارگرفته شده  هميشه گمان مي کنند که  اين خالق يکتا خالق ظالمي است که او را به هزاران درد وبلا دراين دنيا خاکي  مبتلا ساخته و خود گوشه اي نشسته تا مخلوق دست خود را  درتمام مراحل زندگي  در آغوش همه دردها ورنج ها  به تنهايي  ببيند و  انسان خلق گشته ازخاک  باراينهمه درد ورنج را  تنهايي به دوش بکشد  و همينطور در دنياي خاکي به حال خود رها شده وپس ازگذراندن روزهاي سخت زندگي و يا ناکامي هاي آن به جهاني ناشناخته کوچ کند .حالا اين در حالي است که خداوند براي برقراري عدل خود در بين موجودات خلق گشته دست خويش  مي بايست به پيروي ازتمام  قوانين  علت ومعلول که جزوقوانين ثابت اين جهان است وهيچ پديده اي خارج ازاين دوپديده تغيير شکل نيافته ومتغيير نمي شود  تبعيت کرده ودر مواقعي سکوت اختيارکرده تا انسان بنابه سيرتکاملي خويش با پايداري قانون علت ومعلول سخت ترين لحظه هارا در اين دنيا خاکي تجربه نمايد . براي توضيح بهتربگويم که به دليل برقراري يک سري نظام وقوانين وضع شده الهي براي موجودي به نام انسان با توجه به شرايط وويژه گي اين موجود  بنا به نيازها وداشتن عقل و  شعور در مقابل آزادي  داده شده  به او تحت همين قوانين انسانها براي طي کردن زندگي خود و تکامل روح خويش دراين دنياي خاکي مورد آسيبهايي قرار مي گيرند که حتي خود خداوند بايد شاهد چنين آسيبهايي باشد  که روزي درخصوص قضاوت بين بندگانش وبرقراري عدالتش بتواند بر بنده خويش اداعايي به جا به ميان آورد. پس هرگزبه قضاوت و برقراري روزجزا شک نکنيد که اگرغيرازين باشدهمه نظام خلقت خداوند با اينهمه شکوه وعظمت با توجه به شرايطي که براي انسان دراين دنيا بوجود آورد   زيرسوال خواهد رفت  بيهوده تلقي خواهد شد لااقل در خصوص خلقت  موجود انسان مي توان اينگونه قضاوت کرد ..پس خداوند خود پدرومادريتيم شده گان است . خداوند  خود چشم روشندلان است . خداوند خود پاي معلولان است  خداوند کس بي کسان است ،خداوند عاشق فقيران ومستمندان است  چون آنهارا در موقعيتي ازنظر  مالي ،  در اين جهان هستي قرار داد و  خلق کرد که آنها بي آنکه خود در بيتشر موارد نقشي در رنجها وسختي هاي کشيده  شده اشان داشته باشندومغلوب ساير همنوعان خود گشته و  محروم ماندن  ازبر خورداري از نعمتهايي که ديگران  داشتند و آنها نداشتند  به حسرت داشتن چنين نعمتهايي در فروتني خود سوختند .خداوند عاشق روشندلان است زيرا آنها را ازنعمتي که حق انساني شان بوده که براي راحتي وآسايش خود در ادامه زندگي خاکي  نيازمندنعمت بينايي بودند  محروم ماندند تا آنهايي که مي بينند قدر نعمتهاي خداوند  را بدانند. پس خداوند  به خاطر همين محرميتي که خود به مصلحت خود در اين جهان هستي  براي  آنها اعمال کرد روزي بهشت برين خود را بي چون وچرا تقديم اين انسانهاي والا مقام خواهد کرد  . روزي همه به مقام ونعمتهاي بهشتي  وبرخورداري از زيباترين  پديده هاي خلق شده  توسط  مستمندان و روشندلان ،معلولين مادرزاد ، کودکان سر چهاراهها ، معلولان  ذهني ، رشک خواهند برد وبر آنان حسادت خواهند کرد  .يعني هر گونه کم وکاستي درزندگي بشر اين مسئوليت ودين  را براي خداوند ايجاد مي کند که درجبران ضايعات زندگي آنها  جاي همه کس بندگانش قرار بگيرد و يار وکمک آنها باشد و  در جهان باقي به پاس  تحمل و فروتني وپذيرش سرنوشت خود پاداشي در خور شايستگي اشان به آنها بدهد  . پس با در نظر گرفتن آن 9 واحد فرضي عشق خداوندي  بدانيد خداوند سايه به سايه قدمهاي انسانها راشمرده و روزي به حق وعدالت بايد پاسخ بندگاني را که دراثر بي عدالتي همنوع خود در روي کره خاکي مورد ظلم وستم واقع شده اند  و رنج کشيده اند  وحقوق فردي وانساني اشان لگد مال شده  را  براي برقراري عدالت خود   بدهد .پس به خاطرهمين اصل وواقعيت موجود در نظام خلقت جهان هستي  انسانهاي ظالم وبد سيرت  روزي به خاطر ستمهايشان در حق سايرمخلوقات خداوند به هردليلي و به هرشکلي  پاسخ  رنج  کشيده خداوند وبندگانش  را  که باسکوت وبردباري خدا  همراه بوده به بدترين شکل مجازات پس خواهند داد  که هيچکس نمي داند اين خالق يکتا براي جبران رنج کشيده خود  وبندگانش در مقابل انسانهاي خود راي وظالم وبد تينت  چه مجازاتي مقررخواهد ساخت  منتها خداوند طبق تاريخ هاي معين شده براي ميزان همين سختيها ورنجهاي بندگانش صبوريت به خرج داده و اجراي عدالتش را آنگونه که بر مصلحتش مي باشد انجام داده واعمال خواهد  کرد  .


 


 


يه دوبيتي دريکي ازکتابهام درخصوص انسانهاي ظالم وخودراي وستيزه جو گفتم دراين پست قرارميدم


 


 


گرستم شد شيوه تو باک نيست


 


هيچ ستمگرچون زفتنه پاک نيست


 


بي سبب گم گشته اي در راهها


 


باغ هيچ دل برستگرراه نيست .   


 


           


 ئئئ


موضوعات يادداشت



48339:کل بازديد
30:بازديد امروز
42:بازديد ديروز
موضوعات وبلاگ

bgcolor=#fff0f5 style="Text-align: center">

يــــاهـو

لوگوي خودم
صداي گريه ورنج خداوند راکسي نمي شنود - به وبلاگ رسمي کتايون  کدخدايان  نويسنده  و شاعر خوش آمديد
جستجوي وبلاگ من
:جستجو

با سرعتي بي‏نظير و باورنکردني
متن يادداشت‏ها و پيام‏ها را بکاويد!



لينک دوستان

ناهيد نور ابادي
دومين وبلاگ رسمي کتايون
بهنام
آخوندزاده
بازديد کننده هاي محترم اين وبلاگ تحت نظارت مستقيم خود کتايون اد

اشتراک

نام:

ايميل:

 
آواي آشنا
بايگاني
خوشبختي يعني چه
اشک معجزه چشم است
ازدواج از ديد دختران ايراني يعني حکومت ورياست
تا او نخواهد برگي از درخت نخواهد ريخت
يکي از دلايل دوست يابي دختران در سح شهر
پول بتي براي پرستش انسانها
فرهنگ جوانان ايراني در استفاده ازرايانه
غيرت يا حسادت
احساس خود بزرگ بيني در جوانان ايراني
چرا مردان ايراني در سنين بالا هنوز هم کودکند
وقتي ايمان مرد انسان نيز مرد
فرشتگان بر بام شهر ميگريند [2]
بهشت زمين واسمان از ان روشندلان است
قصه سرگذشت انسان گاهي قصه تکراري
من زندگي را دوست مي دارم
زن ايراني چشمهاي بسته ات را باز کن
سيگار نکشيد
آموختم انچه را که مي بايست مي آموختم
چرا دختران وپسران يکديگر را رها مي کنند
با چه دختراني هرگز نبايد ازدواج کرد
با چه پسراني نبايد ازدواج کرد [2]
در دنيايي پر از فتنه دروغ ودو رنگيها چگونه بايد فکر کرد وچگونه ب
عشق ماندگار چيست
مهاجرت هنرمندان و جوانان ایرانی و بروز فسردگی
گروه بسیاری از مردان ایرانی هرگز به بهشت
علت ومعلول وتاثیر ان در زندگی
چرا بعضی از خوانندگان هرگز مشهور ویا محبوب نمی [2]
نتیجه گیری از کل مطالب بلاگم در طول دو سال وبل
چگونه می توان نویسنده رمان شد
هجوم جوانان ايراني براي خوانندگي و نشانه يک خواننده ممتاز
ناشرين ايراني خون آشام هاي قرن بيست ويکم در ايران هستند
شاعران متهماني محکوم شده تا ابد
محصلان پسر بخوانند [2]
برتري قدرت مردان بر زنان درجهان [2]
کتاب طعم نگاه چقدر باراني شد [2]
گريز از ازدواج در فرهنگ جوانان ايراني فاجعه اي بزرگ
منونشکن توسکوتم [3]
مد ونوع پوشش وتاثير آن در جامعه در اذهان مردم
نمي خواهم زنده بمانم
پديده مرگ وفراموشي آن وعدم شناخت آن بزرگترين خطاي انسانها
ايمان آميخته به جنون يعني چه
محصلان دختربخوانند [2]
خوانندگان ، شاعرين ، آهنگسازان، نويسندگان ،هنرپيشگان به جاي خنجر [2]
ازخوانندگان عزيزکشورمون هم چنانچه اگر احتمالا رنجشي ازنوشته هام
تشکر ويژه از شبکه مهاجر
46. دلايل عدم تمايل نوجوانان و جوانان به کتاب وکتاب خواني چيست [2]
اعتياد وجامعه [2]
مهمترين عامل تخريب عفت درجامعه چيست؟
محققان فضا نورد هرگزنميتوانند به همه اسرار کائنات پي ببرند
مترجمين و ناشرين بخوانند [2]
صداي گريه ورنج خداوند راکسي نمي شنود
تجليل غير منصفانه ازهنرمندان ايراني
تعصب وتمرد در خانواده هاي مذهبي
قدرت ايمان ، مديريت ووجدان [2]
داستانهاي افسانه اي من
سري جديد دکلمه هام
رمان سوت قطار
خدواند به انسان کم لطفي کرد
پشت کردن به سنتها ورسيدن به تمدن درجامعه ايراني
نقش هنرمندان در دفاع وحمايت ازمرزهاي کشورها
پيامبر کشي نکنيد پيامبر ستايي کنيد
قائده قانون نذر ونياز در ذات بينش مسلمانان
از يکديگر تجليل کنيم ويکديگر را دوست بداريم
خداحافظي با دنياي وبلاگنويسي براي هميشه
علان وخانمها و آقايان نويسنده وهنرمندي که درقلب کشور آمريکا در ح
شبکه هاي تلويزيوني جهاني بخوانند
نويسندگان و نمايشنامه نويسان و شبکه هاي جهاني بخوانند
خداحافظي با شما نازنيانم
هنرمندان و شبکه هاي جهاني و فعالان هنري و اجتمايي بخوانند
اخطار به يک هنرمند مقيم در آمريکا
چرا دانش آموزان به مربيان و معلمين خود احترام نمي گذارند
خانم نلزنين افشين جم بخواند
تقديم به همه بچه هاي پرورشگاهي
يه گفتگوي دوستانه
معماي نفتکش ها
فاجعه بزرگ در موسيقي ايران
دمکراسي در کشور آمريکا
قدرتمندان جهاني بخوانند )
بخواب من برايت مي نويسم
خشم و نفرت در وجود مردم
شهرت ومحبوبيت
محبوبيت و توجه مردم به شبکه هاي جهاني و ماهواره اي
يه گفتگوي کوتاه با يه شبکه بسيار خوب ودوست داشتني
جورج بوش بخواند
با سلامي دوباره
رمزموفقيت يک شبکه جهاني
نمايندگان دولت لنگلستان بخواند
مي نويسم براي هموطنانم
دولت انگلستان و امريکا بخوانند
طراح قالب
>