به وبلاگ رسمي کتايون خوش آمديد .رمان دسيسه عشق رماني با سوژه کاملا متفاوت ازنوشته هاي کتايون منتشر شد .لازم است به کليه کتاب فروشيها اعلام شود که مرکز پخش اين رمان فقط وفقط ازطريق ادرس اعلام شده درهمين وبلاگ قانوني ميباشد چنانچه کتابهاي کتايون چه شعر ورمان ازطريق مرکز تاييد نشده پخش شده ويا کتاب فروشيهايي غير ازاين مراکز ازمراکز پخش ديگري تهيه کنند شديدا مورد پيگرد قانوني قرارخواهند گرفت .مرکز اصلي پخش کتابهاي رمان وشعرهاي کتايون فقط با اين شماره امکان پذيراست _ 09122265891 خوانندگان عزيز کليه اشعار سروده کتايون در کتاب خانه ملي ثبت شده و استفاده ازاين ترانه ها فقط با مجوزکتبي ازطرف خودش امکان پذيرخواهد بود
تعصب وتمرد در خانواده هاي مذهبي - به وبلاگ رسمي کتايون کدخدايان نويسنده و شاعر خوش آمديد
marqueeeeeeeeeee
نويسنده : کد خدايان:: 3/3/1387:: 2:0 صبح

 


 


تعصب وتحول در خانواده هاي مذهبي


 


تعصب چيست :  واژه تعصب مي تواند به تنهايي ازلحاظ  لغوي به هرگونه حساسيت بيش ازاندازه  ويا اهميت دادن به چيزي تلقي شود . تعصب به تنهايي مي تواند  يک عامل بسيار قوي بازدارانده تلقي شود اين عامل ازپروازفکر وروح براي رشد و ديد ونگاه روشنگرانه جلوگيري کرده ودائما ذهن فراروخلاق انسان را در ميدان محدودي ازتفکرات و باورها به حالت غيرفعال نگاه مي  دارد .يعني تا به تناسب گذشت زمان مغزانسان به حالت بارور شدن وشکوفايي به حرکت در مي آيد حس تعصب گرايي مانع ازبازشدن دريچه هاي فکر ومنطق مي شود وانسان را ازجلورفتن باز داشته وگرفتار خود مي سازد وفکر وروح به خاطر عدم شکوفايي ورشد مورد اذيت قرارگرفته و رنجهاي بسياري را ناخود آگاه متحمل ميشود  .پس تعصب يعني اهميت زياد دادن به موضوعي ويا علايق هاي شخصي که مي تواند اين علايق شخصي  يا  ازنظر اعتقادات باشد ويا  ازنظر حمايت هاي اجتمايي خانوادگي بين افراد جامعه مرسوم باشد وهم مي تواند ازنظر ساير علايق شخصي در نوع اخلاق فردي وشخصيتي افراد جامعه شکل گرفته و بطور يک عادت واخلاق اجتمايي در ذات وجود يک شخص پديدار شود . تعصب ازنوع اعتقادات درفرهنگ جامعه ما بطور ريشه اي وجود داشته واين نوع ديدگاه براي افراد متعصب به اعتقادات خود مشکلات فراون فرهنگي واجتمايي ايجاد نموده که هيچکس بطور اساسي درمورد آن صحبت به مان نياورده . اعتقادات به مسائل ديني و مذهبي در بعضي ازافراد به قدري شديد است که اين افراد در اجرا و فرمانبرداري  ازاحکام ديني انقدرافراط به خرج مي دهند که  حتي  چند قدم فراتر از  احکام ديني خود  حرکت ميکنند و دچار بحرانهاي فرهنگي درخانواده هاي خويش شده اند  . از آنجايي که مبحث اعتقاد وباور يک شخص مي بايست ازبعدي درزندگي فردي و اجتمايي هرفرد  اثرمثبت ازخود به جا گذارد يعني باور واعتقاد هرکس به خاطر تقدس آن بايد تاثير مثبت درزندگي انسان بگذارد بر عکس در اينگونه افراد  دربعضي از زاويه هاي زندگي تاثير منفي گذاشته وموجب آفت زدگي شديد در اينگونه خانواده ها شده است .  که مشروحا به توضيح آن مي پردازم


هر چند اين واکنش ها و اين رويدادها دربين خود مردم به  خوبي مشهود است . ، ازبعدي در اغلب اينگونه خانواده ها مي توان نقاط مثبت اخلاقي وفرهنگي يافت کرد که درسايرخانواده ها شايد زياد ديده نشود مثلا تربيت فرزندان وداشتن حجب وحياي اخلاقي  و سايرخصوصيات فردي که بسيار ارزنده بوده ودرساير قشرسطح جامعه  اينگونه شيوه تربيتي کمتر ديده شود. اما ازابعاد ديگر در مسائل ارتباطي  وتشکيل خانواده اينگونه ازافراد  ديدگاه افراطي خود مورد آسيب واقع مي شوندچون برخلاف طبعيت روحي خويش  وسرشت طبيعي انسان  حرکت مي کنند که اين مطالب من تنها دراثر تحقيق ومصاحبه با تعداد زيادي با اين عزيزان بدست امده که بيانگر تجربه اي بلند مدت در تاريخ اجتمايي ايرانيان در اينگونه ازافراد است که  درزيربه آن اشاره مي کنم.  اما ازآنجايي که کسي در خصوص اين مطلب مهم براي اينگونه ازعزيزان سخني نگفته اين مشکلات همينطور دامن گير اين افراد مي باشد يا شايد ازاين بعد ريشه اي که من به آن اشاره مي کنم کسي عميق به آن نگاه نکرده و نينديشيده باشد  . اينگونه افراد درجامعه افرداي هستند که نوعي حس فرمانبرداري ازخداوند دارند واين حس يک حسي است  که ازبدو کودکي در وجود آنان ريشه دوانده ودر مواقعي نيز در نوع تربيت هاي اخلاقي در خانواده هاي مذهبي  ازطريق خانواده  به آنان القاء شده  وشکل قوي وتکامل يافته اي به خود گرفته احساس ترس ازانجام گناه آنهم نه به ميزان طبيعي  بلکه احساسي که مانند يک  کابوس هميشگي  همواره بدنبال افکار اينگونه ازافراد مي باشد  . اين قشر ازافراد  معمولا کساني هستند که به دليل باورهاي قوي ديني ومذهبي سعي مي کنند تمام اصول زندگي خود را بر مبناي همين اصول پياده کنند و چون خود نيز شديدا به اعتقاداتشان ايمان دارند سعي مي کنند که فرزندان خود را نيز طبق همين راه واصول اجتمايي تربيت کرده ودوست دارند که فرزندانشان نيزهمچون  آنان به همين اصول پايبند بوده و به آن عمل کنند که حساسيت وشدت اين نوع ديدگاه منجر به تمرد فرزندان ازگفته ها وخواسته هاي اينگونه ازافراد جامعه شده است . ازاين رو چون نگاه وديد اعتقادي اينگونه افراد طبق رشد زمان و عصر زندگي خويش نمي باشد وتعادلي بين اعتقاد و زندگي در عصر حاظرشان ايجاد نمي کنند ، همواره درخصوص  يک نوع نگرش به همه اصول زندگي نگاه کرده ، واين ديدگاه بدون هيچ تغييري  ويا تبصره اي همينطور نسل به نسل چرخيده و منتقل مي شود  حالا اين نوع ديدگاه درجامعه ايراني اززمانهاي پيشين بطور ريشه دار در بعضي ازافراد جامعه  وجود داشته وبطور شديد نيز به چشم خورده که من ضايعات چنين ديدگاه تندي را ازبعد ازدواج اينگونه افراد که بسيار اهميت  داشته  مشروحا توضيح داده و به زباني ساده  به آن مي پردازم .به اميد  اينکه اينگونه ازافراد جامعه يک نوع بازنگري ازخود به خرج داده کمي تعادل بين اعتقادات خود و قوانين و تحولات فرهنگي دنيا در بينش خود ايجاد کرده تا پس ازاين بيشترمورد آسيب هاي روحي عاطفي قرار نگيرند درآينده در صورت دلخواه خويش راه وچاره مناسبي براي اينگونه مشکلات ايجاد کنند  که ريشه اعتقاد وباورکه يک اصل مهم در زندگي فردي  هر انساني هست ونقش مهمي در سلامت روحي فردي دارد بکل  از بيخ وبن خشک نشود و عوارض موجود ازهمين نوع ديدگاه  گريبانگير فرزندان اينگونه ازافراد جامعه نشود وتاثير زيانبار وغيرقابل جبران  از خود به جا نگذارد . که براي کشف راه حل چنين مشکلي خود همين افراد بايد چاره سازي کنند چون خود چنين قوانين اجتمايي براي خود وضع کرده اند وهيچکس نميتواند براي اين معضل چاره بسازد . 


ازدواج از ديدگاه اينگونه افراد : قالبا به خاطر نوع فرهنگ جامعه ايراني وديدگاه پدران ومادران داراي تعصب و  ديدگاه افراط گرايانه درزمان هاي قديم رسم به اين شکل بود که مادران خود دختران دلخواه خود را براي پسرانشان انتخاب کرده وبه همسري آنان در مي آوردند که حالا نيز درخانواده هاي مذهبي شديد همين قانون حاکم مي باشد . مثلا مادري که خود بيشترازهر چيز نوع حجاب و نجابت اخلاقي فردي يک دختر برايش  مورد اهميت بود وقتي در مجاورت آشنايي با آشنايان و اقوام و يا همسايگان خويش با دختري که داراي چنين مشخصاتي بود برخورد مي کردند نزد پسران خود آمده و شروع به تعريف وتمجيد از دختر پيدا کرده شان مي کردند  . . . اينجا ست که  چون ازديدگاه افراد متعصب مذهبي افراطي دختران با چادر و پوشش کامل جسمي روزخواستگاري نزد همه ظاهر مي شوند و اين جزو آداب وسنن فرهنگي اينگونه افراد است که شکستن چنين قانوني دراينگونه خانواده هاي مذهبي غير ممکن بوده ومغاير با اصول اخلاق اعتقاديشان مي باشد ، پسران بيچاره درمراسم خواستگاري دختري را مي بينند که بيخ تا بيخ اندام و سر وصورتشان پوشيده  واصلا نقطه اميدي براي ديدن  اين دختران  براي اين  پسران  بيچاره  و بد بخت  در اين ميان وجود نداشته تا ببيند دختري  را که يک عمر مي خواهند به عنوان همسر خويش انتخاب نمايند و   در  زيريک سقف با آن زندگي کنند داراي چه چهره  وخصوصياتي  ظاهري است ،   اينجاست که اين پسران فلک زده محکوم هستند به گرفتن زناني که نمي توانند ازهمه نظر آنان را ديده ومورد پسندشان قرار بگيرند. اما دختران در اينگونه خانواده ها پسران را بدليل عدم داشتن  حجاب به خوبي انگونه که هستند مي بييند و سرشان کلاه نمي رود  بنابراين بايد طبق آداب ورسوم وسنت همين خانواده ها عملکرده و هر آنچه  را که نصيبشان  مي شود بي بروبرگرد قبول کنند ..حالا  دراينگونه ازدواجها مثلا اگر  يه دفعه پس ازازدواج دختر خيلي زشت ويا داراي ساير معايب باشد،  بايد قبول کند حرفي هم نبايد بزند   .تمام شکل ظاهر دختررا بايد پس ازبرگزاري عقد دائم وخواندن خطبه ببيند  واينگونه پسران  پس ازازدواج وقتي با چنين دختراني وارد زندگي مي شوند  ،بايد پذيراي هر آنچه را نصيبشان شده مثل هندوانه سربسته باشند  .پس ازازدواج اين پسران   اينگونه دختران را به خاطر نوع تربيت خانوادگي شان  که شبيه به نوع فرهنگ خانوادگي خود و  مادرو خواهرانشان است درمنزل  هميشه بي آب ورنگ  مي بييند زيرا  اينگونه ازدختران رابطه خوبي با لوازم آرايش ندارند و نگاه وديد آنان نسبت به اينگونه وسايل الوده نوعي نگاه بد است  .حتي مصرف اينگونه ازلوازم را براي تعادل سازي و زيباتر نمودن چهره شان براي همسر خود حرام مي دانند .يعني فکر مي کنند لوازم آرايش موجب پديد آمدن زيبايي است وپديدارشدن زيبايي برابر است با ارتکاب گناه . اينگونه زنان حتي گردي صورت خود را نيز مي پوشانند کاري که در احکام قوانين  ديني نيزبه آن سفارش ويا تاکيد نشده واينها هميشه يک قدم جلوترازاحکام ديني به جلو قدم برمي دارند و فکر مي کنند اينطوري خداوند ازآنها بيشتر راضي خواهددشد  در حاليکه با اينکار خود تبليغ منفي  وافراطي ازدين خود نزد ديگران کرده ومديون دين خود مي شوند و روزي به خاطر اينکار ازسوي بزرگان ديني در جهان باقي شماتت خواهند شد . خداوند خود زيبايي را  حتي بطور طبيعي درچهره  موجود زن  ويا دختر بطور متعارف  متجلي مي سازد که  در دختر بچه هاي زيبا مي بينيد که چون فرشتگاني زيبا هستند  که  اگر قرار بود ديده نشوند که خداوند دقيقا چهره ظاهري دختران را زيبا نمي آفريد. پس نيافريده که ديگران آنرابپوشانند ( منظورم گردي صورت است )  وپوشاندن زيبايي  داده خداوند يعني پشت کردن به مقدرات و مصلحتهاي خداوندي  است .و نوعي لجبازي با خداوند است . بايد اين زيبايي ها برقرار باشد و پنهان نگردد تا قوانين خلقت او  به تناسب هدف خداوند  ازاين دوپديده مرد وزن درکره خاکي به جهتي درست پيش برود .يعني اگر خداوند چهره يک دختر ويا يک زن را زيبا نمي آفريد ويا ظرافت به آن نمي داد و  جنس مذکر  آن نوع زيبايي را درزن ويا دختر  نمي ديد   تمايلي به جنس مونث پيدا نکرده و به غير همجنس خود تمايل پيداکرده  ودرمسير خارج از هدف خداوند اين موجود به حرکت درمي آمد که حرکت کردن در جهت خلاف هدف خداوند معصيت بزرگي ونابخشودني است  . دراينجا اين نوع نگاه افراطي و گريز اززيبايي حتي درمنزل براي همسر بطور ذاتي و فطري در ذات اخلاق اينگونه زنان شکل گرفته و درزندگي مشترک به خوبي نمودارمي شود که شکل زندگي را براي چنين مرداني خسته کننده وکسل کننده مي کند  .چون  نمي توان انکار کرد  اينگونه جوانان تمايلات طبيعي  ذاتيشان نسبت به شاد بودن وطراوت اخلاقي و تنوع درزندگي با غير همجنس خود با ساير جوان مغايرت دارد . زيرا با آمدن ماهواره و ديدن انواع شکل وزيبايي و آرستگي لباس  در ساير زنان در نگاه و خواست هاي عاطفي ويا ظاهري غيرقابل انکاراست . هر چند اينگونه ازمردان تا حالا شهامت اعتراف به چنين  حقيقت واقعيتي را نداشتند . اينگونه پسران بد بخترين پسران روي زمينند زيرا شرايط انتخاب همسر براي آنان مثل سايرپسرها نيست  واينها محروميت ازمهترين بخش اززندگي خود دارند .   البته منظورم درهمه نيست که دربيشتر آنان چنين نوع ديدگاهي حاکم بوده و برقرار مي باشد خيلي ازهمين خانواده ها ازهر نظر وشکل زندگي خويش راضي نيزهستند که منظورم عده اي خاص است که ازدواجهاي مکرر در آنها بکرات ديده مي شود که منشا آن همين نوع عملکردها درزندگي اينگونه افراد افراطي مي باشد   که همه به خوبي دراينجا وآنجا دارند مي بينند. لازم به ذکراست بگويم که خيلي  از دختران با پوشش قوي حجاب بسيار زيبا ومحجوب ترازساير دختران درجامعه هستند از زاويه خاص به اين موضوع نگاه مي کنم چه خوب است پسراني که از دست دختران خياباني که دوست يابي وتفريحات ديگر جزوء اخلاق وعادت آنان شده نگاهي به اين دختران محجوب وپاکدامن نيزبياندازند که در چنين بازارداغ بي نجابتي بعضي اززنان نجابت و خانمي اين دختران مانند در گرانقدري باارزش و کمياب است که بدست آوردن اين دختران بايد جزوء شانس بعضي ازپسراني باشد که خداوند نظر لطفي برآنان داشته  . سوء تفاهم براي اين دختران پيش نيايد که من شخصا خودم عاشق چنين دختراني هستم که به خاطر فرمانبرداريشان  خيلي از موقعيت هاي اجتماييخوب ومناسب ازدواجشان ازدست دادند و بازهم تکيه بر عقيده راضي بودند به رضاي خداوند .در ادامه بايد بگويم در چنين نوع شرايط ازدواج   اينگونه ازپسران محکوم مي شوند به زندگي  با دختراني که به تناسب نوع ديدگاه خانوادگي وفرهنگي خود ازنوع شديد ومتعصب گرا بوده و تحت همين اعتقادات ناگذيرند براي برقراري قوانين خانوادگي مختص به خود چنين  رفتارکرده  که اکثرا درمنزل بدون آرايش صورت هستند وازپوشيدن لباسهاي شيک وزيبا  براي همسرانشان امتناع کرده و اين نوع عملکرد خويش را به پاي احترام به مثلا پدران ومادران همراه خود که با آنان زندگي مي کنند مي گذارند . يا اين نوع عملکرد درزندگي  نوعي عادت اخلاقي وروحي براي انان است که دربيشتر چنين دختراني با چنين نگرش تعصب گرا  غير قابل تغيير مي باشد . . اگر به خوبي نگاه کنيد تنها 5 درصد ازاينگونه زنان   به درستي رفتارکرده و رابطه عاطفي گرمي با همسران خود دارند که اصلا در جامعه ما اين 5 درصد اصلا به چشم نمي ايد  . اينگونه اززنان مغاير با طبيعت طبيعي زنانه خويش   رفتارمي کنند  که همواره يک زن ودختر درحالت طبيعي روحي خويش طبق قوانين طبيعت خلق شده ازسوي خداوند بايد داراي نشاط اخلاقي و روحي زنانه  باشد  وچهره خود را درزيباترين ومتعادلترين شکل بيشترازساير حالات دوست داشته باشد و به آن اهميت داده و ساده ازآن نگذرد ( البته منظورم درحد متعارف است )  .که اين نشاط درزن هميشه به همراه آراستگي وزيبايي چهره و لباسش براي او پديد مي آيد.که  يعني دختران وزناني که زياد اهميتي به اين موضوع نمي دهند به اين معنا است که مدتهاي زيادي به واکنشهاي طبيعي وفطري خود  تحت تعصبات بيش ازاندازه پشت پا زده با سرکوب چنين حس و اخلاق وطبعيت روحي ازخود زناني  افسرده و نازيبا درمنزل مي سازند .. پس ازگذشت چندين سال   پسران  وقتي  به خود نگاه مي کنند مي بييند که همسرانشان آنگونه که در خور  ومطابق و شايسته روحيه عاطفي آنان است  نيستند و هرگزنمي توانند افکارهمسرانشان را مطابق با روحيه وخواسته هاي طبعيت اخلاقي خود آنگونه در مي خواهند  همراه سازند. بنابراين  خسته شده و ازنگاه وديد اينگونه پسران ومردان به مرور  همسرانشان ازچشم  افتاده  تنها نقش نگهبان خانه و بزرگ کردن فرزنداشان را  پيدا مي کنند .و هيچگونه عشق وعاطفي بين اين دو برقرار نمي باشد . يعني  اينگونه دختران ازنظر روحي وعاطفي نمي توانند  براي آنان همسران  ايده آل بوده وهمسري مناسب باشند ( البته اين نظر آنان است نظر من نيست) نظر کساني که من با آنان مصاحبه خصوصي کردم . به خاطر نوع تربيت خانوادگي که ازمادرشان به آنان  ازقبل بطور معمول تحميل شده  . و  نکته ديگر وقابل اهميت  اين است که اينگونه زنان ودختران وقتي  درموقعيت هاي مختلف زندگي  پايشان به مجالس مذهبي و يا کانونهاي فرهنگي ونيکوکارانه  بطور محلي درمحيط محله هاي زندگي خود مي رسند به تناسب علاقه  دروني خويش براي  فعاليت قوي ومستمر در اينگونه پايگاهها  تمايل به کارکردن در اينگونه شعبات  راپيدا  کرده و احساس مي کنند که با کارکردن درچنين اماکنهاي خير خواهانه محلي خداوند ازآنان راضي بوده و آنان را روزي به خاطر همين نيکوکاريها به بهشت  خواهد  برد .  پس ازاينکه رضايت همسر خويش را نسبت به اشتغال خود در اينگونه مکانهاي جلب مي کنند ، بدبختي بيشتري گريبان اينگونه ازپسران ومردان را مي گيرد به اين شکل که همسرانشان  ازوظايف  اصلي وواقعي خود در کانون خانواده غافل شده توجه زيادي به خواسته هاي روحي و اخلاقي همسرانشان نمي کنند ، حتي در بيشتر مواقع  اينگونه زنان  اختلافات شديد در زندگي برايشان پيش مي آيد برايشان مهم نيست .چون دوست دارند   به فعاليتهاي اينچنيني خود ادامه دهند چون مي ترسند ازکارهاي خيرخواهانه اجتمايي عقب مانده ازبهشت رفتن بي نصيب باقي بمانند .البته انجام چنين رفتارها وفعاليتهاي نيکورانه درجامعه وقتي در حد متعادل و متعارف صورت بگيرد بسيارخوب وعالي نيز هست اما قالبا چنين اتفاقي نمي افتد . حالا اين در حاليست که ورود اينگونه اززنان به اينگونه کانونهاي مذهبي ويا نيکورانه بسترافکار انان را  در مجاورت انواع تفکرات اخلاقي سايرزنان تغيير داده ودقيقا نوعي حس تسلط طلبي وفعاليت در چنين کارهايي را ادعايي حق به جانب ازسوي خود نسبت به همسرانشان مي دانند. يعني اکثر مرداني که مجوز چنين فعاليت هاي نيکوکارانه را به همسرانشان مي دهند ديگر قادر به کنترل همسران خود نمي باشند و مي بينيد زناني را که حتي درسن پيري دست از فعاليت هاي خود بر نداشته و در آغوش چنين فعاليتهاي محلي خود هرگز زنان ايده آل براي همسران خود نبوده واکثرابه خاطر همين فعاليتها رابطه سردي با همسرانشان داشته ومدام درحال نزاع با همسرانشان هستند وهمسران اينگونه زنان با آنها سوخته وساخته و عمري را اينگونه سر مي کنند .اينگونه زنان دائما در جلسات مذهبي يا در مساجد بوده ويا درکانونهاي تشکيل شده درمحلهاي زندگي خود هستند قيد همسر را زده وراحت تکليف زندگي را روشن کرده اند بيشتر سعي براجراي تکليفهاي ديني و مذهبي خود دارند . و داريد مي بيند بعضي ازمردان مذهبي تندرو قديمي سنتي  شکست خورده را که   درسن 70 سالگي وگاها در سن 90 سالگي   که مبادرت به ازدواج هاي مکرر  و  مخفيانه  کرده و   چه همسرهاي شيک و  رمانتيک پنهاني که اختبار نمي کنند .. پس ازگذاشت مدتي وقتي اينگونه مردان وپسران رابطه عاطفي و اخلاقي قوي بين خود و  همسرانشان ايجاد نشده ونمي بييند  ، خسته شده طبق طبيعت دروني يک مرد  يا يک پسر که گرايش  وتمايل به زندگي نزد يک زن ويا يک دختر ازنوع ايده آل آن را  مي باشد ،ازکانون ومرکز چنين  خانه  اي  بيرون زده و به فکر اختيار کردن همسر ديگر مي شوند اينجاست که اينگونه مردان براي اينکه زن اول خويش را براي بزرگ کردن فرزندان نگاه دارند تمام مخارج زندگي زن اول خود را تمام وکمال  به ناچار متقبل شده عمري کار کنند وهزينه زندگي زني را بدهند که مورد علاقه شان نمي باشد ومجبور به پرداخت اين نوع هزينه ها مي شوند که  ضررهاي مادي متدوامي  را تا آخر عمر متحمل مي شوند .اين خود يعني عدم تعهد اخلاقي  که حتي مغاير با اعتقادات خود همين افراد است  . دراين جاست که همسر اول بطوررسمي نقش خدمتکار خانه و مادر فرزندان را به عهده گرفته و بطور واقعي ازقلب همسرانشان  خارج شده و ديگر اينگونه زنان ودختران  به عنوان يک همدم و همسر زندگي با وجود وبرقراري عشق براي اينگونه مردان ويا پسران تلقي نشده ، ساختار زندگي يک خانواده مذهبي ازنوع شديد آن دچار چنين افت هاي فرهنگي مي شود که به شکل گسترده آنرا در سطح جامعه مي بينيد  . دراينگونه خانواده ها و اين نوع ديدگاههاي شديد مذهبي دختران بيش ازپسران ضربه هاي روحي ديده و قادربه حل مشکل خود نيستند زيرا به دليل دارا بودن يک سري ازمسائل اخلاقي ناچارند به خاطر فرزندان خود ومصلحتهاي خانواده هاي خود  نقش خدمتکار بودن در خانه را بپذيرند  و با اينگونه پسران و يا مردان داراي دوهمسر  بسوزند وسازند  .


 


حالا اين در حاليست که دقيقا  عده زيادي ازخود  همين خانواده ها متوجه اشتباهات وافراطهاي عقيدتي واخلاقي خود شده اند و حاظر نيستند که همين نوع نگرش وديد افراط گرايانه را در مورد فرزندانشان  اعمال کنند.براي همين اگر خوب به فرزندان اينگونه خانواده ها بنگريد مي بينيد که هم ازنظرپوشش ظاهري و هم ازنظر اخلاقي و ارتباطات اجتمايي کاملا با پدران ومادران خود متفاوت بوده، مثلا تيپهاي جديد وتازه مثل ساير  جوانها زده وچه دوست دخترهايي که  مخفيانه نمي گيرند و چه موزيکهاي شاد وچه مجالس بزم دوستانه که پدر ها ومادرهايشان هرگزدرآنجاها شرکت نکرده و نمي کنندکه اينها مي کنندکه بايکي از مادران اينگونه ازخانواده ها صحبتي  به عمل آورده وپرسيدم چراشما با چنين ديدگاهي فرزندان خود را براي انتخاب انواع پوششهاي لباس ومعاشرت آزاد گذاشته ايد . مگر نمي خواهيد همان راه وشيوه اي که گمان مي کنيد به مصلحت و سعادت شما منجرمي شود فرزندانتان نيز همراه شده وآنها نيز همچون شما عمل کنند پس چرا راه وشيوه  شما ازهم جدا شده ؟ زن درپاسخم جواب داد :ديگر ما نمي توانيم درچنين زماني همان شيوه وراه مسلک خود رابه فرزندانمان  القاء کنيم تازه اگر هم بکنيم گوش نمي دهند مخفي دور ازچشم ما کارشان را مي کنند .من هم ترجيح مي دهم خودم همراه فرزندم به خواسته هايش تا حدي جواب مثبت بدهم تا دور ازچشم من وپدرش خدايي نکرده معتاد نشده و به هواي گوش کردن انواع موزيکهاي دالخواهش  مخفيانه  دربعضي ازمنزلهاي جوانهاي آلوده شرکت نکنند .بنابراين هرمدل لباسي را که پسرم دوست دارد برايش مي خريم  تا  نخريدن نپوشيدن آن دردلش عقده نشود وهرموزيکي که دوست دارد آزادانه گوش مي کند باگوش کردن به خواسته هاي او تا حدي فرزندامان را کنترل مي کنيم تا لاقل در کنارانجام اينگونه کارها سرش گرم شده خدايي نکرده به خاطر لجبازي با ما معتاد نشود که اين را نمي توانيم تحمل کنيم . درشرايط کنوني داريد مي بينيد که مادران مذهبي با اعتقادات شديد  در خصوص  رعايت وپايبند  بودن به يک سري  اصول را در خصوص  عدم اجازه  به دخترانشان  درخصوص اينکه  تا پيش از ازدواج  ابروان خود را برنداشته واجراي اين رسم را مي گذاشتند در هنگام آستانه مراسم عروسي. هم اکنون  مي بينيد که خود همين مادران  مذهبي دخترانشان را درسن شانزده سالگي  با پاي خودشان به آرايشگاهها برده وزير ابروهاي دخترانشان را خالي مي کنند  و.که چنين چيزي را من خود صداها بار ازچنين مادراني با چشم خود ديدم . ..  ..پسران اينگونه خانواده ها  خوش تيپ تر وخوش لباس تر ازساير جوانان  افراد جامعه به چشم مي خورند .موهاي چند کيلو ژل زده ، پوشيدن تي شرتهايي با مارکهاي اروپايي حتي بيشترپسران خانواده هاي مذهبي تندرو  درحال ازدواج با دختراني که داراي پوشش مانتو هستند مي باشند ( که دليل اين کارشان را بايد از خود اين پسران پرسيد هنوزاز اين بعد با هيچکداميک ازآنها صحبتي نکرده ودليل يابي تکردم . البته گروهي که خودم شاهد بوده و نمونه هايي ازآنرا دارم چرا ؟  چون مثلا به قول خودشان مي خواهند  که به سرنوشت پدران خود دچار شوند. .


پس نتيجه مي گيريم که چه خوب است همه افراد معتقد به خداوند با توجه به گذشت زمان ونيازهاي موجود براي هرفردي چه ازنظر اخلاقي و چه ازنظر عاطفي و چه ازنظرروابط اجتمايي نسبت به ايده وعقايد خود نوعي ديدگاه متعادل داشته باشند .مثلا بايد اينگونه ازخانواده ها لااقل هنگام مراسم خواستگاري دختران  خود را تحت پوشش شديد قرارنداده واين اجازه را به  پسران خواستگار بدهند که آنها را خوب ديده وتصميم نهايي آنان بر مبناي يک نوع انتخاب صحيح ازنظر شکل وظاهريک دخترباشد که اين نوع انتخاب حق هرپسري  در مرحله اول مي باشد که نمي توان با درنظر گرفتن سنتهاي افراطي  وغلط رايج دراينگونه خانواده ها عده اي ازمردان وپسران درحال ازدواج   ازاين حق محروم مانده ،عمري را به خاطر سليقه هاي شخصي خانوادگي شان اينگونه سر کنند . همسرانشان را پس ازبستن قرارداد  عقد کامل وواضح ببينند  که اين مسئله اصلا منتطقي نبوده و نيست . اين بي توجهي و اين قوانين افراطي ودست وپا گير  تاثير فوق العاده اي در بنياد اينگونه ازدواجها در اينگونه خانواده ها دارد که همه خود به خوبي متوجه آثارزيانبارچنين ديدگاه افراط گرايانه شده اند اما در رفع آن نمي کشوند وحالا به جايي رسيده که اينگونه از پسران جوان خود بيرون ازچهارچوب خانواده دختران دلخواه خويش را نه با آن نوع پوشش هاي تعيين کننده در خانواد هاي شان بلکه به تناسب سليقه روحي خود انتخاب مي کنند  البته ازهمه اين موارد نمونه هاي زنده وبارزي دارم که خود حاظرند با زبان خويش به اين مسائل اعتراف کنند که من با مصاحبت با آنان ريشه يابي کرده واين مطالب را جهت بهبود يافتن نوشتم که اميد وارم رنجشي به کسي وارد نيامده باشد ............


موضوعات يادداشت



48339:کل بازديد
30:بازديد امروز
42:بازديد ديروز
موضوعات وبلاگ

bgcolor=#fff0f5 style="Text-align: center">

يــــاهـو

لوگوي خودم
تعصب وتمرد در خانواده هاي مذهبي - به وبلاگ رسمي کتايون  کدخدايان  نويسنده  و شاعر خوش آمديد
جستجوي وبلاگ من
:جستجو

با سرعتي بي‏نظير و باورنکردني
متن يادداشت‏ها و پيام‏ها را بکاويد!



لينک دوستان

ناهيد نور ابادي
دومين وبلاگ رسمي کتايون
بهنام
آخوندزاده
بازديد کننده هاي محترم اين وبلاگ تحت نظارت مستقيم خود کتايون اد

اشتراک

نام:

ايميل:

 
آواي آشنا
بايگاني
خوشبختي يعني چه
اشک معجزه چشم است
ازدواج از ديد دختران ايراني يعني حکومت ورياست
تا او نخواهد برگي از درخت نخواهد ريخت
يکي از دلايل دوست يابي دختران در سح شهر
پول بتي براي پرستش انسانها
فرهنگ جوانان ايراني در استفاده ازرايانه
غيرت يا حسادت
احساس خود بزرگ بيني در جوانان ايراني
چرا مردان ايراني در سنين بالا هنوز هم کودکند
وقتي ايمان مرد انسان نيز مرد
فرشتگان بر بام شهر ميگريند [2]
بهشت زمين واسمان از ان روشندلان است
قصه سرگذشت انسان گاهي قصه تکراري
من زندگي را دوست مي دارم
زن ايراني چشمهاي بسته ات را باز کن
سيگار نکشيد
آموختم انچه را که مي بايست مي آموختم
چرا دختران وپسران يکديگر را رها مي کنند
با چه دختراني هرگز نبايد ازدواج کرد
با چه پسراني نبايد ازدواج کرد [2]
در دنيايي پر از فتنه دروغ ودو رنگيها چگونه بايد فکر کرد وچگونه ب
عشق ماندگار چيست
مهاجرت هنرمندان و جوانان ایرانی و بروز فسردگی
گروه بسیاری از مردان ایرانی هرگز به بهشت
علت ومعلول وتاثیر ان در زندگی
چرا بعضی از خوانندگان هرگز مشهور ویا محبوب نمی [2]
نتیجه گیری از کل مطالب بلاگم در طول دو سال وبل
چگونه می توان نویسنده رمان شد
هجوم جوانان ايراني براي خوانندگي و نشانه يک خواننده ممتاز
ناشرين ايراني خون آشام هاي قرن بيست ويکم در ايران هستند
شاعران متهماني محکوم شده تا ابد
محصلان پسر بخوانند [2]
برتري قدرت مردان بر زنان درجهان [2]
کتاب طعم نگاه چقدر باراني شد [2]
گريز از ازدواج در فرهنگ جوانان ايراني فاجعه اي بزرگ
منونشکن توسکوتم [3]
مد ونوع پوشش وتاثير آن در جامعه در اذهان مردم
نمي خواهم زنده بمانم
پديده مرگ وفراموشي آن وعدم شناخت آن بزرگترين خطاي انسانها
ايمان آميخته به جنون يعني چه
محصلان دختربخوانند [2]
خوانندگان ، شاعرين ، آهنگسازان، نويسندگان ،هنرپيشگان به جاي خنجر [2]
ازخوانندگان عزيزکشورمون هم چنانچه اگر احتمالا رنجشي ازنوشته هام
تشکر ويژه از شبکه مهاجر
46. دلايل عدم تمايل نوجوانان و جوانان به کتاب وکتاب خواني چيست [2]
اعتياد وجامعه [2]
مهمترين عامل تخريب عفت درجامعه چيست؟
محققان فضا نورد هرگزنميتوانند به همه اسرار کائنات پي ببرند
مترجمين و ناشرين بخوانند [2]
صداي گريه ورنج خداوند راکسي نمي شنود
تجليل غير منصفانه ازهنرمندان ايراني
تعصب وتمرد در خانواده هاي مذهبي
قدرت ايمان ، مديريت ووجدان [2]
داستانهاي افسانه اي من
سري جديد دکلمه هام
رمان سوت قطار
خدواند به انسان کم لطفي کرد
پشت کردن به سنتها ورسيدن به تمدن درجامعه ايراني
نقش هنرمندان در دفاع وحمايت ازمرزهاي کشورها
پيامبر کشي نکنيد پيامبر ستايي کنيد
قائده قانون نذر ونياز در ذات بينش مسلمانان
از يکديگر تجليل کنيم ويکديگر را دوست بداريم
خداحافظي با دنياي وبلاگنويسي براي هميشه
علان وخانمها و آقايان نويسنده وهنرمندي که درقلب کشور آمريکا در ح
شبکه هاي تلويزيوني جهاني بخوانند
نويسندگان و نمايشنامه نويسان و شبکه هاي جهاني بخوانند
خداحافظي با شما نازنيانم
هنرمندان و شبکه هاي جهاني و فعالان هنري و اجتمايي بخوانند
اخطار به يک هنرمند مقيم در آمريکا
چرا دانش آموزان به مربيان و معلمين خود احترام نمي گذارند
خانم نلزنين افشين جم بخواند
تقديم به همه بچه هاي پرورشگاهي
يه گفتگوي دوستانه
معماي نفتکش ها
فاجعه بزرگ در موسيقي ايران
دمکراسي در کشور آمريکا
قدرتمندان جهاني بخوانند )
بخواب من برايت مي نويسم
خشم و نفرت در وجود مردم
شهرت ومحبوبيت
محبوبيت و توجه مردم به شبکه هاي جهاني و ماهواره اي
يه گفتگوي کوتاه با يه شبکه بسيار خوب ودوست داشتني
جورج بوش بخواند
با سلامي دوباره
رمزموفقيت يک شبکه جهاني
نمايندگان دولت لنگلستان بخواند
مي نويسم براي هموطنانم
دولت انگلستان و امريکا بخوانند
طراح قالب
>