
اشک
اشک معجزه چشم است
در کوچه هاي پر پيچ وخم واژه ها به دنبال واژه اي مقدس بودم که بتوانم چند خطي از ان بنويسم وکه به واژه اشک بر خوردم که بيشتر در ميان مردم به عنوان يک عمل فيزيکي از ان يادمي شود . گريستن نيز جز ء نعمتهايي است که خداوند براي زدودن غبار دل به انسانهاارزاني داشت اما با نگاهي عميق مي توان پي برد اشک نيز هم ميتواند از سر خوشي برصفحه بوم چشمهايمان پددار شود وهم از سر ناخوشي وبروز فشارهاي روحي پديد ايد . انسانها به دو گروهند گروه اول کساني هستند که به محض بروز هيجانت روحي ودردهاورنجها مي گريند واشکشان در ان واحد روي گونه ايشان جاري است که اينگونه افراد زودتر از دامن فشارهاي روحي خلاص شده وآرام م شوند غبار دلشان زدوده مي شود گروهي ديگر گريه هايشان پنهاني است وحتي گاهي در خلوت خويش نمي گريند وگريه خويش را فرو مي خورند که اينگونه افراد صدمات زيادي از نظر جسمي وروحي به خود وارد مي سازند ودر جايي رود خانه چشمهايشان طغيان کرده وعقده دل بيرون مي ريزند اگر انسان به ارزش اين موهبت پي ببرد به خوبي درخواهد يافت که در لحظاتي که بغض فرو نشسته در گلويشان با ريختن چند قطره اشکي سبک وخالي مي شو د اينچنين سر گردان در افکار خويش براي رهاي از بروز دردها ورنجها ي روزگار بدنبال معجزه اي تازه نخواهند بود اشک معجزه چشم است اما تا قلبي نرنجد تا روحي زخم نخورد اسمان چشمي نمي بارد اشک انقدر در پيشگاه خداوند مقدس مي باشد که او هنگام گريستن بندگانش دعاهايشان را مستجاب مي کند بغض فرو مانده در گلو را با گريستن آرام کنيم وسعي کنيم رفتاري از ما سر نزند تا قلبي رنجيده وبگريد که ما در قبا ل ا شکهاي يکديدگر مسوليم
چند بيت از يکي از ترانه هام ثبت شده در کتابخانه ملي که بطور کامل ان اماده واگذاري به خوانند گان واهنگ سازان محترم که تقديم به دوستان
بوسه هاي گرم خورشيد روي اشکهاي چشاته
نگو اشکت اشک شوق نيست اينم از بهونه هاته
گله داره از کدوم دل چشات ابري ميباره
دل تو با دل من هزار کوچه فاصله داره
بگو حتما به دلت ديگه براي من نگيره
نمي دوني دلم از دست تو زندگي سيره
