پول بتي براي پرستش
انسان پس از کشف پول دست از معاملات پاي پاي برداشت . کشف پول معاملات اقتصادي را آسان کرد . پول از همان ابتدا يکي از بزرگترين و مهمترين وسيله نيازهاي بشري براي تامين احتباجاتش شد . ميل به اندوختن پول به اندازه اي در وجود انسان تقويت شد که ارزشهاي انساني را تحت اشعاع خود قرار داد . تا جايي که هرکس براي ثروت اندوزي دست آوبز هر ترفندي مي شود. . حتي اين حرص وطمع باعث مي شود تا جايي که وقتي پول مي تواند به عنوان يک وسيله نيازهاي مادي او را فراهم سازد واز انسان مراقبت کند درست بر عکس انسانهايي هستند که ديوانه وار از پول نگه داري مي کنند بدون اينکه استفاده معقولي از آن به عمل آورند. ويا از اندوخته هايشان براي اسايش خانوادهاشان يا سخاوت وبخشش استفاده کنند .
گروهي هم با اندوخته اي کم بد لبل عدم توانايي در بدست اوردن پول از راههاي معقول ودرست ان به هر وسبله اي چنگ مي زنند .حتي به قيمت ريختن آبروي انساني ويا به قيمت ريختن خون هم نوع خويش. شاه وگدا همگي آمدند ورفتند . نه کلبه فقبران يه جا ماند نه کاخ شاهان با حرص وطمعي که انسان براي مال اندوزي دارد در عمر کوتاه اين دنيا نتوانست بيش از حد احتباج خود از آن بهره اي ببرد . اکثر مال اندوزان پس از مرگ ثروتشان را براي خانواده اشان به جا گذاشتند که اين ثروت را به قيمت از دست دادن شرافت وانسانيت خود به دست آورده بودند به خاطر پول بيماراني که فقير بودند در راهروهاي بيمارستان جان سپردن . به خاطر پول يک قاضي حاظر مي شود قسم ياد کرده خود را زير پا گذاشته و حق را پايمال کرده و در سنجش حق ونا حق بي عدالتي کند به خاطر پول دو برادر درتقسيم ارث وميراث پدري مانند هابيل وقابيل شدند و حتي قصد جان هم مي کنند چه خصلتهاي زيباي انساني مثل نجابت وگذشت وسخاوت بخشش و حجب وحيامحوو نابود گشت وجاي ان بخل وحسد وکينه جايگزين شد دوستي ها به دشمني مبدل شد جنگهاه به پا گشت خونهاي انسانهاي بي گناه را بر زمين ريخته شد و انسانها کور کورانه قدم در مسيري گذاشتن که جز خفت وخواري چيزي برايشان به همراه نداشت . واي بر احوال انسانهايي که از اندوخته هايشان نه خود بهره اي بردند نه گذاشتند ديگران بهره ببرند از اين وسيله در ذهن خود بتي ساختن براي پرستش که به خاطر آن حتي وفاي به عهد خود را با دوستان خويش فراموش کردند واز پشت به انان خنجر زدند بد نبست گاهي اوقات به زيارت قبور برويم وبا ديدن منظره مرگ عاقبت جايگاه انسان را که خوابيدن بين مشتي خاک بيش نيست را ببينيم

در خصوص اين پست يه شعر کوتاهي گفتم که تقديم به همه دوستان
بدون دنيابرام اينجا فقط يه خشت وخاکه
اگه چيزي به جا مونده فقط يه دل پاکه
نه اين دنيا به جا مونده براي هيچ گدايي
نه دوست موندگار و نه رفيق پادشاهي
شايد ديدي عده اي چشم بستن وخوردن رفتن
نه مثل انسان شبيه آدم اينا مردن رفتن
اين سبد گل تقديم به همه انسانهاي با سخاوت که هرگز انسانيت وشرف خودشونو به پول نمي فروشند
دوستان عزيزم طبق قولي که داده بودم تعدادي از ادرس وبلاگهاي ياران اسمان عشق را لينگ اين وبلاگ گذاشتم ولي به همه دوستان بگم هر کسي که مي خواد خواننده اين وبلاگ باشه وآسمان عشق را در لينگ خودش گذاشته اعلام کنه تا من ادرس وبلاگشو بزارم تو لينگ و از اين به بعد فقط مي تونم به وبلاگهايي سر بزنم ومطالبشونو بخونم که تو لينگ وبلاگم باشند چون تعداد دوستان زياد شده و من وقت زيادي ندارم