نقش هنرمندان در دفاع وحمايت ازمرزهاي کشورها :
در زمانهاي قديم وقتي هنوز جنگ هاي محلي به شکل پيچده نبوده و و هر ملتي براي دفاع از سرزمين خود راهها وروشهاي مختلفي را انتخاب کرده واعمال مي کرد ، يکي ازاين راهها تقويت نيروي سربازان آن کشور بود که بدست مسئولان وسرداران سپاهيان زيرنظر پادشاهان ويا اميران ممالک بود صورت مي گرفت . يکي ديگر ازاين راهها تقويت روحيه مردم با تلقين کردن به اين موضوع که آن قوم ويا کشور در جنگهاي درپيش رو داشته خود حتما پيروزخواهند شد . اين تلقين ازسوي اميران و حاکمان شهربه روش منحصربه فرد براي خود نتيجه بخش بود که در اغلب قومها ويا کشورهايي که حالت بيمار گونه اي داشتند و يا تحت فشارهاي فقر و انواع بيماري هابه سرمي بردند بسيارکارساز بود و اعتماد به نفس فوق العاده اي دربين مردم وسپاهيان ايجاد مي کرد . اين روش به اين شکل بود که وقتي کشوري ويا قومي درآستانه جنگ و يا مورد حمله دشمن قرارمي گرفت شاهان واميران ويا بزرگ مردان سپاهيان و لشکر جنگي از مارشها وطبلهاي سنتي و يا ايلي براي خود نمايي و تضعيف روحيه سپاه مقابل استفاده مي کردند . استفاده از الات موسيقي منجربه تقويت وتحريک وجنبش خاصي در ميان نظاميان و سربازان در حال جنگ مي شد بخصوص در جنگهاي بين مسلمانان ويا چيني ها اين سياست اعمال مي شد . که بکارگيري اين نوع شيوه مقابله باعث مي شد روحيه دشمن ضعيف شده و گروه نوازندگان و هنرمندان آن دوره نوعي حمايت خود را ازسپاهيان کشور ويا آبادي خود اعلام مي کردند .اگرخوب به سريال هاي جنگي تاريخي توجه کنيد بکارگيري اين نوع شيوه آماده سازي براي جنگ وجوداشته واعمال مي شد . به اين ترتيب ساز والات موسيقي و مارشهاي جنگي يا خواندن سرودهاو اشعار مناسب جنگ نوعي ارعاب و وحشت را در قلب دشمن ايجاد کرده وتا آخرين لحظه با اين روش روحيه مردم وجنگجويان خود را تقويت کرده و خيلي ازآنها در بکار گيري اين روش بسيار موفق هم بودند.مثل سامورايي ها که با طراحي اشکال گوناگون پرچمها وبيرق هايي نوعي ترس و وحشت را در دل دشمن مي افزودند ويا چيني هايي که با خواندن نوعي سرود مخصوص جنگ اعلام آمادگي براي هجوم به دشمن مي کردند که اينکارتاثيربسزايي درتقويت روحيه سپاهيان ازخود بجا مي گذاشت . پس ازشکل گيري جوامع وبزرگ شدن کشورها همين نوع سياستها تغيير کرده وبه شکل تکامل يافته تري سازماندهي شد . مثلا درهنگام بروزجنگ هر کشوري علاوه بر منسجم ساختن قواي ارتش و نظام خود ازهنرمندان خود نيزبراي تقويت بيشتر و قدرت نمايي استفاده مي کردند . مثل مثلا کشورآمريکا که سياستهاي قوي را در اين خصوص اعمال کرده و با بکارگيري همان روش قديمي اغلب در بيشتر مواقع درجهان خود نمايي مي کند . مثل ساختن ستاره هايي درصنعت موسيقي مثل( مايکل جکسون) که اگر کليپهاي ساخته شده اين خواننده معروف را ببنيد که داراي هواداران ميليوني در کشور خود است مي بينيد که بعضي ازکليپهاي ساخته شده اين هنرمند آمريکايي به شکلي طراحي شده که او را در ميان ارتش ونظاميان به همه نشان مي دهد .يعني دولت براي اينکه ذهنيت جوانان ويا مردم ويا سايرملل را بيش ازپيش به قدرت و توانايي خود معطوف سازد، دقيقا با پرو بال دادن و امکانات مالي ويا تشويق ويا تجليل ازستاره ساخته شده دست سرمايه داران خود و حتي دادن جامهاي طلا ويا ساير جوايزه ويژه ازشمند آنها را براي همراه ساختن خود در هر نقطه اززماني آماده مي سازنند که اين ستارگان موسيقي ويا سينما به عنوان يک عامل قوي حامي دولت به همه معرفي مي شوند ومردم وهواداران اين ستارگان مشهور نيزبه تبعيت ازآن هنرمند در صورت لزوم همگام با ارتش آن کشور پيش رفته بطور قوي فعاليت کرده و اولابه تقويت روحيه مردم کمک مي کردند و دوما حامي قوي ومحکمي براي دولتمردان آن کشورها هستند که حتي قدرت وتوانايي آنها بالاتر از ارتش کشورمي باشد. پس يکي ازشيوه هاي رودرويي و تقويت روحي مردم ويا حتي ارتش ميزان توانايي و همکاري هنرمندان آن کشور مي باشد . ولي در کوشرهاي جهان سوم هرگز چنين سياستي بکارنمي رود ودر جنگها از هنرمندان قوي وپر طرفدار استفاده نمي شود . که البته پس ازگذشت زمان عده اي ازکشورهايي که داراي سياستهاي قوي بودند همواره ازاين نوع روش موفق استفاده نموده و در نگاه دشمن خود را قويتر نشان مي دادند که درخيلي ازکشورهاي جهان سوم کمتربه اين مقوله و شيوه پرداخته شده و اهميت داده شده است .
پس هنرمندان مشهورومحبوب نه اينکه يک نفرباشند بلکه تعدادي ازآنها يعني 50 ميليون نفر ويا بعضي ازآنها ازحمايت همه مردم کشور برخودار هستند که ميتوانند جزوسرمايه هاي دولت براي هنگام وقوع جنگ وحمله به کشورباشد .که بايد همه جوامع جهان سوم ازايننوع سياستهاي موثر نهايت استفاده را بکنند .