پيامبر کشي نکنيد پيامبر ستايي کنيد
محمد (ص) شخصيت بزرگ ديني مسلمانان پيامبري است که بيش ازساير پيامبران در زمان حيات خود در بين جاهليت عرب رنج کشيد وبعد رحلت کرد .
هنگاميکه دين اسلام درعربستان متولد شد جامعه عرب در اوج جهل وناداني گذر زندگي مي کرد و غرق در بت پرستي بودوظهوريک پيامبر در چنين عصري تولد و خلق انساني داراي روحي والا مقام و صبور وبردبار بود وکاري شگفت انگيز ازسوي خداوند روي زمين بود .زيرا مردم مکه در اوج هيجانات روحي خويش در عالم بت پرستي وقتي با خداي محمد آشنا شدند عالمي ازنور وروشنايي بر فکرو ساختار روحيه به زنجيرکشيده شده از جهل وجهالت برصورت آنان تابانيد .خلق محمد(ص) و ظهور او به عنوان يک پيامبر انساني که خود ازپايين ترين طبقه اجتمايي آن زمان خويش بود يکي ازشاهکارهاي بزرگ خداوند دربين خلقت و آفرينش خود در روي زمين بود . مردم عرب دراوج هيجانات روحي خود در آن دوره درمجاورت آشنايي با خداي تازه محمد دچار تحولات روحي و اخلاقي خاصي شده بودند که حتي خود قادربه کنترل بعضي ازرفتار هاي اجتمايي نادرست ونابجاي خويش در معرفي دين خود نداشتند وعده اي نيز تحت فرمان پيامبر اکرم اينکار راانجام مي دادند .تحول وتغييرات ايجاد شده درآنان مستلزم نوعي سازماندهي قوي بود که مي توان گفت پيامبر در اين راستا همواره تنها بود که پس ازمدتي خديجه همسرش ياروهمراه اوشد . پيامبر همچنان درکناراين عده از افراد نادان ناگذيررنج مي برد که بعدها کم کم اين تعداد ازافراد ازجمع پيامبر جدا شده و پيامبر براي انجام وظيفه بزرگ خود سعي کرد با بهترين و سربه راه ترين هواداران خود راه نيمه کاره پيغمبري خود را در جهت دعوت ساير مردم بت پرست به اتمام برساند . حالا اينکه از چه زماني سالهاي دور به آمدن اوو وظيفه پيامبري اش براي يکتا پرستي توسط ساير پيامبران در کتابهاي آسماني خبروبشارت امدن اونويد داده بودند بماند. اما آنچه مسلم است اين است که دين محمد در آن زمان داراي جذابيت هاي فوق العاده اي بود که به سرعت پا گرفته و منتشر شد اگر گروهي ازياران او درترويج اين دين رفتاري نامعقول ازخود بروز داده ويا به عمل مي آوردند، گاها دور ازکنترل دست پيامبربود وجذابيت دين محمد(ص) ريشه در نوع عملکرد رفتارهاي درست پيامبرگونه اي خود او و حقانيت دين آورده او درزندگي پرازگناه و جهالت مردم عرب بود . رفته رفته اين دين در کشورايران نيز ترويج پيدا کرده ومعرفي شد و مردم ايران از زمانهاي قديم نوعي رابطه عميق اخلاقي وروحي با اين بزرگان ديني ومنتخب خداوند پيدا کردند واين ريشه در نوع اخلاق وحس وفاداري و سنت احترام به بزرگان مردم ايران زمين بود که نوعي اخلاق اجتمايي بارز و جدا نشدني ازبستر فکري واخلاقي ايرانيان مي باشد .يعني آنگونه که مردم ايران توانستند با اين بزرگان رابطه اخلاقي و روحي و معنوي برقرارکنند مردم خود عربستان هرگزنتوانستند. عربها داراي روحيه و اخلاق هاي خاصي بودند که اصلا مورد خوش آيند مردم ايران نبودند. اما حرمت و منش و اخلاق پيامبر وشيفتگي وعلاقه واحترام مردم ايران به اين پيامبر مانع ازاين مي شد که ايرانيان مکنونات قلبي خويش را بعدها دراين خصوص نسبت به عربها بيرون بريزند و يا در رفتارهاي اجتمايي دورا دور خود با آنان ازخود نشان دهند . زيرادر نوع روابط اجتمايي و بين المللي خود ناگذير بودند با آنان کاربکنندوبا آنها بسوزند وبسازند .اما اين نوع فاصله گرفتن و مغايرت اخلاقي ايرانيان با مردم عرب بطور نا خود آگاه درضمير فکري اعراب جا افتاده و قابل محسوس بود .براي همين نوعي اشتياق به نزديک شدن وانجام معاملات و بهره گيري ازهوش و زيرکي ايرانيان هميشه جزوء برنامه هاي سياسي و اجتمايي اعراب شد واين کشوربه تبعيت ازساير کشورهاي اروپايي و غربي براي چپاول هوش وهنر و استعداد ايرانيان کشور دبي را محل مناسب ونزديکي براي اين اهداف خود بوجود آورده وساختند . چون بي رغبتي مردم ايران با نوع خصوصيات اخلاقي اعراب و کنارنيامندشان با آنها مانع ازاين مي شد که آنان براي انجام معاملات و رابطه فرهنگي ويا اجتمايي خود بلند شده به عربستان بروندواين اعراب رابه اين فکروا داشت مکاني نزديکترمثل کشور دبي را براي نزديک ساختن ايرانيان باخود انتخاب کنند.کشور دبي رابراي ايرانيان دلفريب وزيبا ساختن و ايرانيان شيفته و خود گم کرده درآغوش عربها به تجارت وساخت وسازو آباداني پرداختند ووطن وخاک خويش رافراموش کردندو چقدراين شبکه هاي جهاني به اين عربها وبا اين طرزفکر خدمت کرده و انها را به خواسته هاي خويش رساندند.//