قائده قانون نذر ونياز در ذات بينش مسلمانان
..............................................
رابطه قلبي و روحي ايجاد شده وشکل گرفته مردم ايران و سايرممالک توسط اين دين به چه شکل بود وآيا اين اصل وقائده( نذرونياز کردن ) داراي اعتبار اخلاقي ومعنوي مي باشد يا نه ؟
در اين خصوص ميتوان گفت که مردم عادي دربين معاملات وروابط اخلاقي و اجتمايي خويش در هر جامعه همواره داراي نوعي مناسبات مخصوص به خود مي باشند . مثلا اگر کسي داراي موقعيت اجتمايي بالايي درجامعه نباشد گاهي اوقات براي رسيدن به چيزهاو موقعيت هاي مختلف در نوع نيازهاي شغلي خويش ناگذير متوسل به کمک گرفتن ازافرادي با موقعيت اجتمايي بالا مي شوند که دراصلاح عام واجتمايي مي گوييم فردي پارتي بازي کرده ويا به سفارش کسي موقعيتي را بدست آورده که رفع چنين نياز وموقعيت اجتمايي مستلزم کمک و واسطه قراردادن آن شخص مورد نظر با موقعيت اجتمايي بالا او است .اينجاست که اين نوع ارتباطات به دليل برتري قدرت فرد ديگري بر نياز اين فرد به او کمک مي کند که بواسطه دستگيري و واسطه شدن شخصي نيازاو نيزرفع شود .دراين ميان افراد به استمساک وتبعيت ازچنين راهي قادربه حل مشکل خود مي شوند . خب حالا دراينجا مي فهيمم که به واسطه بزرگي در داشتن قدرت و برتري مقامي در جامعه فردي قدمهايي را نيزبه جلو بر داشته و به اين ترتيب افراد جامعه به واسطه انواع موقعيت هاي اجتمايي و فرهنگي خود به تناسب قدرتهاي داشته خود کمک کرده به هم ياري مي رسانند .حالا منظورم ازاينهمه توضيحات اين بود که به شما جوانان عزيزبگويم اين رابطه برقرار شده بين انسانها و پيامبران و امامان معصوم نيز ازهمين قائده سر منشا مي گيرد.با اين تفاوت که خداوند با لبيک گفتن به اين قائده در مجموعه زندگي ورابطه انسانها باپيامبران خود و بقاي رابطه معنوي آنان حتي پس ازمرگ پيامبران ، همه افراد را به داشتن محبوبيت وتلاش براي اين محبوبيت در جوارنيکوکاري براي جلب رضايت خداوند همه را تشويق مي کند. يعني پيامبران و امامان معصوم ما به دليل تحمل رنجها و معصوم بودن وپاک بودن ازهر گناهي به بالاترين مقام اجتمايي و روحي واخلاقي انسانيت خود روي زمين رسيده و بر مبناي همين مقام داشته وبدست آورده خود داراي نوعي محبوبيت نزد خداوند بودند که خداوند به خاطر آنها هم که شده خيلي ازحاجات وخواسته هاي بنده هايي را که بنا به دلايل شخصي خداوندي خويش به آنان لبيک نگفته بود ، اين عده ازانسانها را اينگونه مورد لطف خود قرار داده حاجات آنان را در کمترين مدت زمان ممکن برآورده مي سازد . اين قانون مخفي و عرفاني جزو قوانين و قوائدي بود که تنها براي کساني مورد اجرا واقع مي شد که داراي ايمان قلبي به اين قانون وقائده هستند چرا؟ چون خداوند رابطه مخفي و قلبي و معنوي را که يک قائده وقانون کمک کننده به برقراري ايمان به او درميان بندگانش است را دچار ضايعات اعتقادي بعضي ازافراد بي ايمان نمي کند . آنها نيز چه درزمان حيات خود وچه پس ازرحلت خود همواره کمک کننده ودستگيرساير مردم ضعيف و ناتوان بودند و عده اي گمان نکنند حضور آنان پس ازرحلتشان پايان گرفته وسردم داري آنان دربه استحضار درآوردن حکم يکتا پرستي به اتمام رسيده. نه آنها خوب به رفتار مسلمانان وهواداران خود که پيامبر کشي مي کنند ازدور نگاه مي کنند وتصوير کساني را که شخصيت آنان به نابودي کشاندند در دفتر اسماني داشته دست خويش ثبت مي کنند تا روزي ازآنها براي دليل اينکارشان سوال کنند که اينها براي کدام گناه نکرده اشان ازسوي هواداران و به ظاهر مسلمانان اينگونه خنجر خوردند و ازمرکب اسب پيامبري در نزد مردم به زير کشيده شدند . آنها هنوز هم بر تخت سريرپيامبري خود نشسته اند وداراي سپاهيان اسماني ناپيدا ازچشم انسانها هستند و غافلاني بي آنکه ازدرک چنين قوانين وقاده هايي چيزي سر درآوردندو از درک اين مسائل پا بر جامانده در جهان هستي دنياي معنويت عاجزهستند به غفلت سخنهاي ناپخته و غيرمعقولي برزبان مي آورند . همانطور که در ارتباطات مردم عادي جامعه نيزبخوبي مي بينيد که معمولا مردم پس ازايجاد دين نسبت به هم سعي بر جبران محبت هاي انجام داده نسبت به خود هستند و قالبا نوعي ارتباط اخلاقي و روحي بين آنان ايجاد شده و اين نوع شکل ارتباط و رفع نيازمندي نوعي رابطه عاطفي ماندگار بين انسانها ايجاد مي کند . برقراري چنين نوع شکل ارتباط روحي واخلاقي لازمه ادامه حيات و زندگي اجتمايي انسانهاست . حالا همين نوع ارتباط نيز بين پيامبران وامامان معصوم نيز با مردم برقرار شده و بطور ماندگار تري شکل گرفته و باقي مانده است که اصلا ريشه در خرافه پرستي نداشته و نوعي رابطه جاوادانه مي باشد که اين رابطه ماندگار جزو همان اصولي است که غيرقابل کنترل در دست کسي بوده وبطور قلبي و محرمانه بين انسانها وپيامبران برقراربوده وهست . اماپيامبران به تناسب سختيها و رنجهاي کشيده اشان براي دعوت مردم براي يکتا پرستي ازسوي خداوند به مراتب عالي وقدرت ونيروهاي آسماني نيز رسيدند ..اما داشتن چنين مقام ورسيدن به چنين ارتقاي روحي ومعنوي در خور توان کشف و تحليل هر انساني نيست . بنابراين در همه انسانها بدليل وجود ضعف و ناتواني روحي وفکري و معنوي بنا به اصول وقوائد خاص خداوندي اينگونه ازانسانها در برخورد با دشواريهاي زندگي خود به همه خواسته هاي قلبي خود ازراه دعا ونيايش هاي شخصي و کلامي خود نمي توانند برسند، چون همه نيازهاي انسانها با داشتن قدرت علم تکنولوژي رفع نشده و خداوند براي برقراري ارتباط معنوي خود با انسانها در رفع بعضي از نيازهاي آنها با ايجاد ارتباط معنوي با آنها ارتباط برقرار مي سازد . مثلا عين بيماري که علم پزشکي قادربه درمان بيماري لاعلاج او نبوده و او بواسطه وقوع معجزه اي آسماني ازسوي خداوند بر آن بيماري به دليل متوسل شدن و ياري خواستن چه ازخود خداوند ويا چه متوسل شدن و واسطه قرار دادن امامان پاک ومعصوم بدليل بزرگي ومحبوبيت داشته اشان نزد خداوند شفا گرفته وبيماريشان بهبود مي يابد. اينگونه رويدادها بارها وبارها بطورشگفت انگيزدر زندگي عادي انسانها به وقوع پيوسته است که خود علم پزشکي را نيز به حيرت انداخته است . آيا براي گرفتن هر امتياز هر کسي در هر شرايط اخلاقي مي تواند به آساني درجامعه بزرگي موفق بوده باشدنه؟ همين داشتن ضعف و نداشتن توانايي هاي اجتمايي بين مردم وحالاازبعد ديگري و ازنگاه ديگري عدم ارتقاء روحي ومعنوي و تفاوت انسانها در خصوص رابطه بنده وخالق نيزبر قرار است . با اين توضيح که خداوند آفريننده همه انسانهاست و ازروي مهر ومحبت خداوندي خود به همه نگاه مي کند اما همين ميزان مهر ومحبت خداوندي نيزداراي ويژه گي ها و قوانين و قوائدي هست که ميزان منزلت انساني را درميان انسانها از هم مجزا مي سازدکه همه ازاين بابت داراي مقام و منزلت مشترکي نيستند . يعني خداوند نيزروي زمين انسانهاي خود را به تناسب پاکي روح و ارتقاء معنوي خويش مورد محاسبه قرار داده وبه تناسب امتيازات داشته هربنده اي با او رفتارکرده وبه تناسب داشتن محبوبيت هر انساني نيازهاي فردي واجتمايي او را حتي گاهي اوقات بطور معجزه آسا خارج ازمحدوده قوانين خداوندي خويش برطرف ساخته و برآورده مي سازد . حالا در اين ميان پيامبران و امامان معصوم چون به آن درجه از محبوبيت و ارتقاء روحي ومعنوي انسانيت خود در نزد خداوند به خاطر رنجها وسختيهاي کشيده اشان يا اصلا به خاطر داشتن محبوبيت ويژه آنان با توجه به اينکه داراي ارواح پاکي نيزهستند که اين اصل خود امتياز و برتري آنان را نسبت به سايرافراد ديگر ثابت مي کند ، اين بزرگواران همواره با هواداران و دوستداران خود با برقراري رابطه روحي ومعنوي نوعي ارتباط پايدار و ماندگاربين خود و ديگر افراد بو جود آوردند . آنهم به اين شکل که انها به واسطه امتيازاتي که خداوند به آنها داد داراي قدرت هاي برتر آسماني هستند که حتي پس از رحلتشان نيز با در دست داشتن اين امتيازات آسماني که هديه خداوند وپاداش خداوند به آنان است همواره مورد هجوم مردم عادي ويا پيروان وهواداران خود براي رفع نيازهاي فردي و اجتمايي خود هستند که در اصلاح عام يعني (نذرونيازکردن و حاجت روايي) است . يعني انسانها وقتي براي گرفتن حاجات خود بدرگاه خداوند دعا مي کنند به خاطر داشتن محبوبيت اين عزيزان نزد خداوند واسطه قرار دادن نام وروح پاک و مقام آنان را مستمسک قرار داده در نقطه هايي ازخواسته هاي غير ممکن مورد توجه خداوند واقع مي شوند . مانند اينکه کسي چيزي ازکسي مي خواهد به او مي گويد خواهش مي کنم به خاطر فلان کس اين لطف را در حق من بکن .قائده مطالبه کمک وياري از وجود پاک ومقدس خداوند قائد اي است مطلق وغير قابل انکار اما وساطت قرار دادن پيامبران وامامان براي گرفتن شفاعت ازخداوند نيزجزو رسومي مي باشد که خداوند هرگز آنرا رد نکرده مي تواند به عنوان يک آداب ورسوم ديني بين مردم وپيامبران برقرار بوده وبواسطه همين نوع شکل ارتباط هاي معنوي راه يکتا پرستي نيز به مرور گذشت زمان به فراموشي سپرده نشده و نوعي رابطه ماندگار بين پيامبران وانسانها روي زمين باقي بماند .بنابراين فلسفه حاجت روايي توسط پيامبران و امامان وپيشوايان ديني بر مبناي همين اصول اصلا خرافه پرستي نبوده که اگر خرافه پرستي بود هرگز اينچنين بطور متداوم بين انسانها اين رابطه برقرار نمي شد چون همه داراي شعور عقلي بوده وبراي فريب دادن خود اينهمه سال بااينچنين رابطه اي غير عقلاني وغير واقعي خود را فريب نمي دادند . مثلا اگر کسي نذر مي کند بواسطه دعا ودرخواست امام حسين (ع) به حاجت خود برسد و اگراو پس ازگذشت مدت زمان کوتاهي به خواسته خود که قالبا در برخي از موارد خواهش انسانها غير ممکن نيز بوده نرسد ، هرگز شخص ديگري ويا حتي خود همان شخص بار ديگررسيدن به خواسته هاي خود تشويق نشده ، چنين رابطه ودرخواستي را از امام حسين (ع) مطالبه نکرده وچنين رابطه اي بين امامان معصوم وپيامبران اينگونه قوي وپايدار باقي نمي ماند که مي بينيد خيلي از خرافه هاي ساخته شده درطي گذشت زمان بدليل واقعي نبودن ازبين رفتند . اين نوع ارتباطات ديني و معنوي چون در بسترکشور ما بيش از کشورهاي ديگر پايدار بوده و نوعي عشق ورابطه معنوي بين اين بزرگ مردان ديني و مردم برقراربوده ، همواره مردم ايران داراي تعصبات خاصي نسبت به اين بزرگان و پيشوايان ديني خود داشتند که اين نوع درک وفهم معنوي درخوردرک فکر هر فردي از جامعه نيست . زيراکسانيکه داراي روحيه عرفاني قوي بوده باشند معمولا درمجاورت چنين روابطي عميق معنوي به اين واقعيت بزرگ پي برده وايمان پيدا خواهند کرد . پس محبوبيت امام رضا و يا علي (ع) و يا پيامبراکرم در کشور ما به همين دليل است که بطور ريشه دار و عميق دربستر فکر وروح و جان مردم ايران باقي مانده است .
حتي تعصب واحترام مردم ايران نسبت به شخصيت اين انسانهاي وارسته بيشتر ازساير ممالک مي باشد چرا ؟ براي اينکه مردم ايران قالبا به خاطر همين احترام وعشق وارادت خود نسبت به اين عزيزان وفا داربوده و همين نوع ديدگاه ازسوي بزرگان ديني نيز نسبت به مردم ايران قوت داشته و اين رابطه عاطفي وديني همواره بين پيامبران وامامان معصوم و مردم ايران برقرار بوده است وغير قابل ازبين رفتن است . مردم ايران بواسطه قدرت معنوي و رابطه پاک ومعصومانه خود با پيامبر وامامان خود در جنگ ايران وعراق به پيروزي رسيدند . تا جايي که همه بواسطه قدرت ومتوسل شدن به نيروي اين بزرگان ديني با انگيزه قوي به پاسداري ازخاک ومرزو بوم خود بر آمدند که درهيچ جاي دنيا هيچ مردمي نتواستند بواسطه چنين نيروي شگفت انگيزمعنوي از مرزهاي کشورخود دفاع کنند که البته اين مورد يکي ازمواردي است که نام مي برم .در حاليکه اتکا به چنين نيروي معنوي در ساير قستمهاي زندگي انسانها داراي معنا و ارزش هاي واقعي تري بوده که ازنام بردن آنها امتناع مي ورزم .
پس محمد ( ص) يک شخصيت والاي اجتمايي و مذهبي درايران است که متاسفانه مي بينم چه ايرانيان مقيم در خارج وچه ايرانيان داخل هنگام توهين وبي احترامي به چنين مقام وشخصيت اجتمايي بلند والاي اسلامي واکنش و برخورد درست و بجايي با عوامل توهين کننده به عمل نياورده و با در دست داشتن امکانات شبکه اي و تصويري هرگز آنگونه که بايد ازاين شخصيت بزرگ معنوي تبليغ نکرده وحمايت نمي کنند و قالبا حتي پس ازگذشت سالهاي زيادي مردم ايران نتواستند درايام وفات ورحلت اين بزرگان آنگونه که شايسته و درخور اين عزيزان مي باشدبطورمحترمانه برايشان سوگواري مدرن و زيبايي دور از ساختن شمايل هاي نامتعارف که در شان ومقام اين بزرگان نيست ويا نوعي سوگواري بد شکل وغير متعارف براي آنان به جا نياورند.همه جاي دنيا به بهترين شکل بازيباترين حالات و اسباب و وسايل در اماکنهاي مذهبي خود ازپيامبراشان تبليغ کرده و به ياد آنها بوده و ازآنان تجليل به عمل آوردند جزء مسلمانان . براي همين ما مسلمانان در حق پيامبر وامامان معصوم خود کوتاهي هاي بزرگي کرديم و مديون رفتارهاي نابجاي خود هستيم زيرا اين عزيزان با تمام معصوميتشان هرگزبطورشايسته مورد حمايت و احترام ما واقع نشدند. جز احتراماتي که اکثرا به شکلي ضعيف وغير متعارف بوده وبه چشم خورده است . روزي در جهان باقي پس ازمرگ به خاطر اين کوتاهي ها ازنزديکي به آنان ترد خواهيم شد و آنان هرگز با ما با روي گشاده مواجه نشده و برخورد نخواهند کرد و ما مورد شفاعت آنان دربدترين مراحل پس ازمرگ واقع نخواهيم شد .لااقل اين عقيده من است ديگران را نمي دانم . حتي در واکنش هاي خود در جهان در صورت بروز اهانت به اين شخصيتها مبادرت به برخوردهايي بي اثرکرده ايم و اينگونه رفتار هاي مسلمانان حس جسارت و توهين به اين شخصيت هاي مظلوم واقع شده را در بيگانگان بر انگيخته است که بايد همه بدانند وقتي که نيازمند شديم و خدايي نکرده کشورمان در موقعيت حساس اجتمايي مورد تجاوز کرکس صفتان درکمين نشسته قراربگيرد، کمک و ياري سربازان اسماني همين بزرگان ديني آب وخاک ما ايرانيان را حفظ کرده وبيمه مي کند . در اين شکي نکنيد که نشان دادن فيلم حضرت محمد و يا ساير فيلمهاي مذهبي روحيه جوانان را براي مبارزه احتمالي براي دفاع ازميهن با توجه به موقعيت روحي مردم ايران تقويت مي کند وروحيه دشمن را تضعيف مي کند که تقويت روحيه عرفاني و معنوي جوانان در چنين موقعيت حساس جهاني بيش ازهر عامل ديگري بايد مورد اهميت قرار بگيرد . به اميد اينکه همواره سرزمين ايران به لطف اين بزرگان دين پايدارو سلامت باقي بماند.