



غرور زن ايراني پتکي بي صدا
زن ايراني چشمهاي بسته ات را باز کن
ا
شايد من اولين کسي باشم که به صراحت وبا صداقت از غرور بيجاي زنان ايراني مي نويسم ولي بايد نوشت آنچه را که ناگفته ماند . با توجه به روحيات رواني واخلاقي زنان ايراني صرفه نظر از بردباري وشکيبايشان وساير خصيصه هاي زيبا که دارا مي باشند اين خصيصه از مادران ديروز به دختران امروز نسل به نسل انتقال پيداکرد و ريشه در خون فرهنک زنان ايراني دارد. که متاسفانه هرگز از آن سخن به ميان گفته نشد . زنان اروپايي وساير ممالک جهان در ابراز محبت وعاطفه نسبت به همسرانشان متفکرانه تر عمل مي کنند که دقيقا نقطه مقابل زنان ايراني هستند . در حاليکه زنان ايراني سالهاي سال اين خصيصه را از مادران خود به ارث بردند و هنوز هم بر اين عقيده استوارند . داشتن غرور در کلام از نوع ابراز محبت در زندگي زنان ايراني هميشه ايجاد فاصله بين انا ن و همسرانشان کرده در حاليکه اگر اين خصيصه از کنه وجود زن ايراني شسته شده وپاک شود در نوع واکنش رواني واخلاقي در سيستم خانوادگي انان تاثير مثبت و زبيايي از خود به جا خواهد گذاشت ولي متاسفانه هرگز به اين موضوع با درايت وانديشه نپرداختند در حاليکه با کمي تامل مي فهميدند بزرگترين اشتباه را در زندگي مرتکب مي شوند
که با پنهان ساختن و ذخيره کردن عشق ومحبت در کنج قلبشان و با جاري نساختن ان بر زبان ديوار بلندي بين خود وهمسرانشان از همان بدو تشکيل زندگي ايجاد مي کنند . در حاليکه کاملا غافلند که در پاي قضاوت در مورد اينگونه زنان مي شود آنان را جزو بي استعدادترين انسانهاي دنيا خطاب کرد زيرا زنان حتي اگر داري زيباترين چهره ويا ساير امتيازات فردي باشند اما در کلام خود نسبت به غير همجنس خود مانند همسرشان غرور به ورزند ضعيفترين وبي استعدادترين افراد هستند که اگر به عملکرد مادران خود بيانديشند و ببينند که آنان براي پدرانشان چه زندگي سرد وکسل کننده اي ساخته اند راه مادران خويش را سر لوحه زندگي خويش نساخته و عاقلانه تر از اين گنجينه که خداوند در وجودشان ذخيره ساخته استفاده خواهند کرد زنان ايراني عاشق همسران خويش بودند اما هرگز انگونه مي بايست بر زبان نراند ند و با کبر وغرور بيجا ديوار بلندي بين خود وهمسرانشان ايجاد کردند با نگاهي گذرا به احوال چگونگي مردان ايراني که هميشه مرداني افسرده دل و با افکاري در هم وبرهم در خيابانها و ساير اماکن عمومي حيران وسرگردان به دنبال ذره اي محبت وعاطفه چشم ير گوشه کنار شهر در سرابي بي پايان دست وپا مي زنند .
از تو مي نويسم اي زن ايراني چشمهاي بسته ات را باز کن از تو که دستهايت خسته وزبانت خاموش است . از تو که زيبا ترين مخلوقي و تازبانه بي مهري آيينه دلت را غبار آلود ساخت . از تو غرور کلامت مي نويسم که تراوش عشق ناگفته بر زبانت ماند . نگو همسرم لياقت ندارد حتي حيوانات هم لياقت محبت دارند چه برسد به همسر تو که انسان است ومحتاج محبت نگاه وزبانت مي باشد . نگو بارها وبارها اين کار را کردم ونتيجه نگرفتم . اينرا بدان در مدرسه عشق بايد هزاران بار نوشت تا ياد گرفت وياد داد زيرا در مدرسه عشق مردودي وجود ندارد
به مناسبت اين پست چند بيت از يکي از شعرهايم را مي نويسم تقديم به تمام زنان ايراني
اون غرورت منو کشته مي دوني
جاي حرف برام نذاشته مي دوني
ديگه خسته شدم ار فاصله ها
اينو بايد از تو چشمام بخوني
آخ امان از اون غرورت خانمي
منو کشتي زنده کردي خانمي
..................................
..............................
به اميد آن روزي که زنان ايراني تغبيراتي درروند ايين همسرداري خويش دهند وچشمهاي بسته خود را باز کرده ودنيا را انگونه که زيباست بدون غرور ببيند و به جاي غرق در چشم رو هم چشميهاي مختلف در مهماني ها ومجالس متفکرانه تر بيا نديشند قدري در خصوصيات اخلاقي خود از نظر عاطفي نسبت به همسرانشان تجديد نظر کنند