دختران با چه پسراني نبايد هرگز ازدواج کنند ؟
؟
من اينگونه پسران را با توجه به اهميت موضوع مورد بحث به 5 گروه تقسيم مي کنم
1_ پسراني که معمولا شکل وشمايل زيبايي دارند واز نظر مالي کاملا در فقر مي باشند . اينگونه پسران در سنين پايين مبادرت به تشکيل خانواده کرده وبدون داشتن تحصيلات وتوان مالي کافي ولازم با خود گمان مي کنند با اختيار کردن همسر کم کم شکل زندگيشان سروسامان گرفته وبا قناعت وساز
گاري همسر خويش به نقطه اي مثبت وقابل رضايتي در پلکان زندگي خويش خواهند رسيد .معمولا چون از نظر مالي ضعيف مي باشند براي جلب نظر دختران ازشکل وتيپ وظاهر اراسته خويش استفاده مي کنند که بيشتر مواقع موافق به جلب نظر دختران کم سن وسال وبي تجربه مي شوند . 2_ پسراني که داراي پدران خشن _ بد دهن _ خسيس _بد قلب _ وظالم هستند . همانطور که دختران مادران خويش را هميشه الگو خود در زندگي قرار ميدهند پسران نيز در طول زندگي نا خواسته واکنشها ورفتارهاي پدران خويش را حتي اگر بطور اکتسابي از انان نگيرند بطور ژنتيکي در خون خود به همراه دارند البته به غير از مواردي استثنايي که مورد بحث ما نيستند . براي همين دختران پيش از سنجيدن پسران با دقت کامل پدران ونوع زندگي وارتباط انان را با مادر پسران بسنجند ومورد ارزيابي قرار بدهند . 3_ پسران دله چشم که بطور ذاتي در مقابل جنس مقابل ضعيف هستند وهرگز اين صفت زشت را در طول زندگي خويش به همراه همسرانشان ترک نکرده و نخواهند کرد که ريشه در فطرت سرشت ذاتي انان دارند و اينگونه پسران معني عشق وداشتن يک زندگي پر محبت را نمي دانند پروانه وار به فکر پيدا کردن گل نيستند بلکه در مزارع گل چشم بر همه گلهاي باغ دنيا دوخته اند که دست اخر هم با گلهاي پر از خار مواجه شده که سرگردان وبي هويت تنها چشم بر اين وآن مي دوزند ودست اخر هم بي نصيب از داشتن يک زندگي متعادل مي باشند . که همسران چنين پسراني به مانند خدمتکاران هميشگي وتنها ابزاري براي رفع نيازهاي خدمات منزل ويا نيازهاي جنسي انان تلقي مي شوند که کشف چنين خوي وخصلتي در همان ابتداي اشنايي کار دشوار ي نيست که دختران براي اينکه گرفتار چنين مرداني نشوند مي بايست از اين اصل به سادگي نگذرند که نجابت را مي توان در عمق نگاهشان ديد وباور کرد . 4_ با پسران رفيق باز : گروه بيشماري از پسران پيش از ازدواج داراي دوستان زيادي هستند که پس از ازدواج بدليل پايبند بودن بيش از اندازه نسبت به دوستانشان انها را هرگز رها نکرده وچون اين خصيصه وعادت بطور عميق در وجوشان شکل گرفته غير قابل ترک مي باشد و نوع تصميم گيري وراهکارهاي گوناگوني که از سوي اينگونه دوستان بر اين پسران اعمال مي شود روي شکل وترکيب زندگي انان اثر بسيار سوء دارد که حتي در مواردي شده که زندگي اينگونه پسران به همراهي چنين دوستاني به ورطه سقوط ونابودي کشيده شده اند وزندگيشان بي دليل از هم پاشيده شده زيرا همسرانشان تحمل تصميم گيري ونفوذ چنين افرادي را درزندگي خويش ندارند . 5_ پسراني که عادت به دروغ گفتن دارند که اين خصيصه در بيشتر مردان به خوب ديده مي شود زيرا براي فرار از بازجويي از همسرانشان فرار از زير مسئوليتهاي خاصي که درزندگي به انان محول مي شود به درغگويي عادت کرده وهرگز همسراني صديق براي دختران نيستند و هر دم ولحظه از زندگيشان در حال دروغ بافي ويا خيانت هستند که اين عادت درغگويي نيز به سادگي از وجوشان بيرون نمي رود که دختران عاقل از همان ابتدا مي بايست اين اصل را نيز جزو ارکان مهم به حساب اورند زيرا پسران پر خطا براي جلوگيري از رسوائيشان مدام به همسرانشان دروغ مي گويند وتعهد اخلاقي ندارند . که همين پسران پاي مانيتورهاي کامپيوتر حرمسرايي درست کرده با ايجادارتباط با چنين دختراني ولگرد و بي هدف و نا سالم دنيايي بيهوده براي خود ساختند که در ظاهر وبه زباني شيرين همسران ساده دل خود را به کلامي خام کرده در جايي ديگر غير از محيط وفضاي خانه دلخوشي ها وتفريحات خاصي براي خود ايجاد کرده اند که مرداني زبان باز ودرغگو هستند
خدوندا تو روي زمين براي انسانها ي دوپا که داراي عقل وشعور مي باشند حيواناتي خلق کردي با صفاتي بسيار نيکو با اينکه اين حيوانات داراي عقل وشعور مثل انسان نمي باشند . اين حيوانات با اينکه دراوج بي شعوري الگويي باشند براي انسانهاي با شعور ولي افسوس که باز انسانها نياموختن انچه را که مي بايست مي اموختند . مثلا تو مرغ عشق افريدي وحضور عشق واقعي را در وجود اين دو پرنده متجلي کردي که با نبودن يکي از اين دو ان ديگري نيز قادر به زندگي نباشد يعني وفاداري يعني دوست داشتن به معناي واقعي با خلق مرغ عشق به انسانها فهماندي. که داشتن يک جفت براي هميشه کافيست انهم بطور ماندگار معناي واقعي دارد ولي افسوس که انسانها اينرا نفهميدند . اسب را افريدي وصفت نجابت را در وجود اين حيوان شکل دادي تا در محضر دنيا يکي از زيباترين خصلت را به انسان از طرق اين حيوان بياموزي ولي افسوس نجابت در نگاه ورفتار انسانها هرگز به مانند اسب متجلي نشد سگ را افريدي براي اينکه انسان به معناي واقعي وفاداري پي برده وبفهمد که يک حيوان درنده چگونه با اين خصلت الگوي خوبي براي عهد شکنان مي باشد . گربه را افريدي با خصلت بي چشم رويي و دلگي تا گروهي از انسانها بفهمند که ان خصلتها چقدر زشت وناپسند مي باشد که خداوند براي نهي کردن انسان از اين خصيصه هاي زشت اين خصيصه را به حيواني خانگي داد ي که مرتب جلوي چشمان انسانها باشند واين خصلت در نزد انسان نکوهيده ومردود باشد ولي افسوس .........باز بي چشم ورويي مي کنند و..............ولي افسوس که زنان ومردان هميشه در حال ستيزند ويکديگر را مي آزارند وحقوق يکديگررا زير پا گذاشته وارامش وزندگي اسوده را بر يکديگر حرام ميکنند .