بيا با هم گريه کنيم
بر گذشته هاي رفته از دست
بر پرنده هاي مهاجر
که در اوج ميکنند پرواز
بر قلبهاي شکسته
بر خوابيهاي گمشده در تاريخ
بر آدميت رفته از دست
بر کوچه هاي پر محبت خاکي
بر دلهاي پر محبت ديروز.
در کوچه هنور باد مي آيد
مي آيد ترنم صدايي حزين
با باد از سرزميني دور
مي آورد با خود يادهاي ز ديروز را
بيا با هم گريه کنيم
بر کلامهاي ناگفته
بر خشمهاي فرو خفته در گلو
بر حسرتهاي بجا مانده از ديروز
بيا باهم گريه کنيم...