بازدید امروز : 144
بازدید دیروز : 97
کبر وغرور انسان در اوج ناتوانی
تا او نخواهد برگی از درخت نخواهد ریخت
وقتی انسان به شکل نوزادی چشم بر دنیا گشود از زمان تولد خویش اطلاعی نداشت و نه می توانست زمانی را به میل واختیار خویش تایین کند . چشم بر دنیا گشود در حالیکه نمی دانست چه کسی پدر ومادرش می باشند ونه اینکه قدرت واختیار انتخاب والدین وخویشاوندانش را داشت ونه اینکه می توانست انتخاب کند که چه کسانی خواهران وبرادرانش باشند . او به دنیا امد در حالیکه چگونگی وساختار وشکل ظاهری خود وترکیب اندامش وچهره اش به میل و سلیقه خویش نبود . یکی زشت یک زیبا و یک تلفیقی از این دو . حالت . با عدم داشتن قدرت واختیار در چگونگی وبرقراری ساختار سیستم جسمی وروحی خویش پا به عرصه دنیا گذاشت وروزها وشبهای عمر خویش را سپری کرد . باز این انسان بدون اینکه از اینده نامعلوم خویش مطلع باشد در اوج نااگاهی وقتی خود را شناخت باز محکوم به ان سرنوشتی بود که در ان مبتلا بود . وتنها بخش کوچک وسهمه کمی در این خصوص به ان تعلق داشت . هیچ انسانی نتوانست از میزان تایین شده و سرنوشتی که خداوند برایش تایین نمود بگریزد . گروهی تا لحظه مرگ همان اندوخته وشرایط خاصی از زندگی را که خداوند در چهارچوب زندگیشان برایشان تایین کرد به دست آوردند وگروهی با اینکه هیچ اندوخته ای قابل توجه از خویشان ونیکان خویش به انان نرسیده بود . از خوان سفره دنیا بسیار بهره مند شدند . با امکانات وشرایط پیش بینی نشده و دور از انتظارشان به امال وارزوهایشان وخواسته هایشان رسیدند . مانند کودکانی که از بدو تولد با فقرهم اغوش بودند. .اما به خواست خداوندمبدل به هنرمندان نامی وبزرگ شدند . واز تراوش وچکیده های ذهن وخیال واندیشه پاک خود به اوج موفقیت وشکوفایی رسیدند . مانند نقاشان برجسته و نویسندگان بزرگ وتاجران سرشناس که جایگاه بلندی کسب کردند . و در این میان عده ای هم حریصانه به آنچه نداشتند چنگ انداختند حتی به هر قیمتی . انسان حتی نمی داند چه زمانی وچه تاریخی بدرود حیات خواهد گفت . او با تمام نا توانایی هایش تنها به اکتفای لطف ومرحمت خداوند که شامل حالش شد وقتی از نظر موقعیت اجتمایی به جاه ومقام رسید متکبرانه روی زمین قدم بر داشت وحتی به استعلاء خویش وارتقاء موقعیت شغلی وزندگی بهتر به هر عمل ضد اخلاقی دست زد حتی به استهزاء دیگران پرداخت . اینجاست که پی می بریم اگر انسان از وقت تولد ومرگ خویش همه چیز به میل واختیارش در می امد نظم وقوانین این جهان هستی به چه صورت می شد. . چه نادانند کسانی که دراوج ضعف وناتوانی متکبرانه به انچه اندوخته اند و به دست اورده اند روی زمین قدم بر می دارند . خداوند هر انسا نی را به تناسب توانا یی هایش و انچه به صلاحش بود از نعمتهای خود بهرمند ساخت و تسلیم انچه که او می خواهد باشیم که اگر کاری جز این کنیم کاری بیهوده کردیم
به راستی اگر شما تمام اختیارات دنیوی خویش را در دست داشتید چه میکردید واز این دنیا چه سهمی به میل واراده خویش بر می داشتید

لینک دوستان
صفحات اختصاصی
بایگانی
اشتراک