بازدید امروز : 155
بازدید دیروز : 97


ودر دنیای پر از آشوب و دور رنگیها چگونه باید فکر کرد وچگونه باید زیست
تکلیف دختران وپسران در این دنیای پر آشوب چیست ؟
در دنیایی که نگاهها رنگ صداقت ندارند . وکلامها به دروغ اغشته وهمراه است وصحن افکار به فریب ونیرنگ آلوده گشته ونمی شود محاسبه هیچ آینده روشنی را کرد.. از هم فروپاشی زندگیها دروغها زبانهای تیز وکارکشته الوده به مکرو نیرنگ و هم جواری واشنایی با انسانهای هزار چهره_ مکار_ ستیزه جو_ بی وفا_ بی لیاقت_ پست وفرومایه_ حسن انتخاب همسر مناسب را از هر انسانی سلب می کند چه باید کرد . دخترانی جوانی که زیبایی و جمال وکمالات خویش را به دامن پسرانی که لایق انان نیستند می ریزند .با سپری کردن عمر وجوانی خویش انهم زیر یک سقف با مردانی که خلق وخویشان حیوانیست چهره ای ادمنما دارند می ریزند. که زندگی انان را تباه می سازند و چون ظالمانی بر انان ستم می کنند و برای آنان همسر نیستند که مانند حاکمان بر انان حاکمیت می کنند . ویا پسرانی که به قصد وارزوی داشتن همسرانی صدیق و وفادار تمام اموال واندوخته هایشان را به دامن دخترهای بی لیاقت بدون حسن وکمال می ریزند که شاید امین اموال وحافظ ابروی انان باشند و همسرانی مهربان ودلسوز که با شکست مواجه می شوند چه باید کرد . در چنین دنیایی هم پسران به سیم اخر زدند وهم دختران وزندگی زیبای سنتی جای خود را به زندگی پر از اشوب و دوز و دو رنگ زندگی اروپایی داده حجب وحیا وفاداری_ صداقت در گفتار_ واندیشه نیک_ از خصیصه انسانها در حال رخت بر بستن است. برای زندگی اینده چگونه باید اندیشید و چه باید کرد ؟ ایا با وجود چنین ناملایماتی باید عینک بد بینی بر چشم زد و دل به کسی نبست و ومحافظه کارانه مانند آدمهایی که با ترسیدن از شکست واز دست دادن عشقی ویا اسیب دیدن قلبی اهنین داشت و با این قلب زندگی کرد . که مبدا در چنین ناملایمات بر حقوق مسلم ما وداشته ونداشته های ما چه مالی وچه عاطفی خیانت شودو یا ما را در این بازار پر آشوب به بازیچه بگیرند . 
به عقیده من هدف خداوند از خلقت انسان ها همین است رشد وتعالی روح انسان در جوار سختی ها وزشتیها که غیر از این ممکن نیست وقتی آ ب گل الود نباشد هرگز قدر ومنزلت آب زلال ثابت نمی شود . البته خداوند به هر انسانی عقل وشعور داد تا برای انتخاب جفت خویش وداشتن یک زندگی متعادل طبیعی تصمیم وقدرت انتخاب داشته باشد که متاسفانه دلایل متعددی وجود دارد که این انتخاب ها را دچار خطا واشتباه کرده که مغایر با اصول درست انتخاب همسر است که موضوع بحث ما نیست . آنچه مسلم است این است که چون خلقت انسان از ذات خود خدوند است حضور و وجود عشق ومحبت را در وجود هچ انسانی نمی شود انکار کرد که خداوند این گنجینه عشق را در وجود انسان مستقر ساخت تا ان را به دامان انسانی دیگر بریزد حتی اگر این احتمال را بدهیم که همسر آینده امان لایق وشایسته خلق وخو واندیشه پاکمان نباشد باز هم باید عشق ورزید ومحبت کرد بدون چشم داشت بدون داشتن انتظاری از طرف مقابل که اعجازی در این کار است که در هیچ کار نیست مهم تخلیه این گنجینه می باشد که انسانها چه زن وچه مرد اگر بدون چشم داشت وبدون انتظار کشیدن از طرف مقابل این گنجینه را از وجودشان به پای یکدیگر بریزند خود به خود نتیجه ان را خواهند دید که این قائده در قاموس خداوند می باشد که این افراد برند گان مطلق این دنیایند. انان که با برداشتن قدمی کوچک به انتظار جبران ان از طرف مقابل خویش به انتظار می نشینند سخت در اشتباهند که هستند انسانهایی که قدرت درک واستنباط خوبیها وعشقها را در مدت زمان طولانی حس می کنند ومی فهمند وشاید هم هرگز نفهمند . پس ناگذیر باید مثبت فکر کرد حتی اگر این عشق ومحبت را به پای انسانی دیو صفت ریخت منظورم این نیست که با دیو صفتان همسفره وهمسو شد وتن به زندگی برزخی ویا دوزخی داد که کاریست احمقانه ودور از عقل ومنطق ولی پس از دقت وانتخاب قطعی و انتخاب اخر خود حتی اگر به انسانیت وباطن کسی اعتماد نداشت و هنگامیکه با قلم خویش پای صفحه تعهدات را امضا می کنیم باید بیرون ریخت این گنجینه را خدا که به ودیعه در وجومان ذخیره ساخت . حتی اگر بر این باور باشیم که پاداشی نگیریم از کسیکه به او عشق می ورزیم و در حقش چنین تمام وکمال رفتار انسانی می کنیم که اگر چنین بیندیشیم در مقابل عدم رفتار و مقابله به مثل دیگران مسیر درست افکارمان به سوی جاده ومسیری پر از شک وتردید و عدم اعتماد به دیگران متمایل نمی گردد که انسان را از ادامه مسیر درست بازمی دارد. که کمترین حسن این اندیشه پاک لذتی است که انسان از فدارکاری و تخیله عاطفه خویش وانتقال ان به دیگران می برد که اینرا بدانیم که هیچ کس برای هیچ انسانی وفادار وماندنی وجاودانه باقی نمی ماند جز خود خداوند که بندگانش را بیشتر از انچه که می پنداریم دوست می دارد و به انان عشق می ورزد که روزی همه به سوی او بدون هیچکس باز خواهیم گشت .
پس شعار همه این باشه( دوستت می دارم تا شاید دوستم بداری ) نه اینکه بگوییم دوستت می دارم که باید دوستم بداری
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
بایگانی
اشتراک